گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 96

بمباران می‌کند. چنین چیزی را تصور نمی‌کردیم.

اکنون بگذارید صحبت کنیم. بگذارید همچنان به جای درس خواندن و نماز خواندن و به جای عبادت و کار و تجارت، به دنبال کلاشینکف و توپ و زره‌پوش و نفربر باشیم. الان دیگر ما با کمال تأسف موافق نیستیم. ما شهروندانی آبرومندیم ، یا بگذارید بگویم ما شهروندان ساده‌ای هستیم. جوانان ما سخن حکومت را باور کردند و ما بر این باور بودیم که حکومت از ما دفاع خواهد کرد، ولی چیز دیگری مشاهده کردیم.

بنابراین، ای مردم شیاح! ای مجروحان! ای کشته‌شدگان! ای بیوه‌شدگان! و ای یتیمان شیاح! هم? ما تاوان خوش‌باوری و ساده‌لوحی‌مان را می‌پردازیم. باور کردیم که دولت داریم و نفهمیدیم که حکومت نمی‌خواهد از جنوب حمایت کند. می‌خواهد در اینجا از تجاوزگران و ستمگران حمایت کند.

آیا این حکومت حَکَم و بی‌طرف است؟! اگر این حکومت بی‌طرف بود پس از پرتاب 150 خمپاره به سوی شیاح، حداقل یک خمپاره نیز به سوی طرف مقابل می‌انداخت. ما برای طرف دیگر چنین چیزی را نمی‌خواهیم، هرکه باشد. آنان نیز هم‌وطنانی محترم‌اند. شنیده‌اید که ما در جنبش محرومان در صدد گفت‌وگو با دیگر فرقه‌ها برآمدیم تا با آن‌ها برخورد پیدا نکنیم. کار ما برخورد فرقه‌ای با هیچ‌کس نیست، هرگز! ما دشمن لبنانیان نیستیم و هرگز با هم‌وطنان دشمنی نخواهیم کرد.

بنابراین، ای […] کشته‌شدگان و شهدای مظلوم شیاح و پیش از شیاح در تل الزعتر. شصت درصد از ساکنان اردوگاه تل الزعتر لبنانی‌اند: از بقاع، از جنوب. بعد از آن با مسئولان تماس گرفتم. طبیعتاً ما مسئولان خوبی نیز داریم. ما با وجود آن بمباران پی‌در‌پی، هم? مسئولان حکومت را متهم نمی‌کنیم… ما دریافتیم که در خود سرگردان مانده‌ایم. خود را قربانی جنگ بین سیاستمداران سنتی و سیاستمداران حزبی یافتیم. خسارت‌های این جنگ دامن‌گیر ما شد. حرمت خون کشته‌شدگان و شهدا به آسانی پایمال می‌شود و جان مردم ارزان از دست می‌رود. راه‌حلی نیست. راهی نداریم. چاره‌ای جز پناه آوردن به مسجد نداریم. همان‌گونه که در بیانیه گفتم: «خاک وطن را آلوده کردند و از این رو من به خان? خدا پناه آوردم.»

گمان می‌کردیم با محدود کردن جنبش محرومان تحصن کنیم، ولی امروز یک محروم دیگر به جمع محرومان افزوده شده است. آن محروم، لبنان است. لبنان نیز محروم است. چه کسی آن را محروم کرده است؟ همان کس که شما را محروم کرده است. همان کسانی که سبب‌ساز محرومیت شما شده‌اند، لبنان را نیز محروم کرده‌اند؛ یعنی فرصت‌طلبان، محتکران، ستمگران، کسانی که افتخارات خود را به بهای خون و تن و جان مردم به دست می‌آورند. آنان به ما و شما ستم کردند. فرزندان حقیقی لبنان ماییم! محرومان واقعی ماییم! ماییم که اسلحه نداریم، چون باور کردیم که حکومت داریم و باور کردیم که حکومت از ما حمایت خواهد کرد.

ما اسلحه نداریم و بدون اسلحه چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ هیچ‌کس [برای ما] نمی‌جنگد. ما توده‌های انسانی داریم؛ فرهیختگان داریم؛ نخبگان داریم؛ مؤسسات داریم؛ نسبت به لبنان متعهدیم؛ به لبنان خدمت می‌کنیم؛ ولی اسلحه نداریم. چه کنیم؟ ناگزیر باید چاره جست.

به این نتیجه رسیدیم که باید تحصن یا به اصطلاح دینی اعتکاف کنیم و دست به اسلحه

صفحه96 از287