گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
شما شعاری برخاسته از اخلاص و بیداری، خطاب به من - به عنوان یک فرد - سر میدادید. اکنون از شما خواهش میکنم این شعار را در حمایت از جنوب سر دهید، چراکه من و دیگر مردم، از رهبران و غیر رهبران و رزمندگان، تلاش میکردیم تا جان و خون خود را نثار جنوب کنیم و تمام توان خود را در خدمت جنوب به کار گیریم. پس همراه من بگویید: «بالروح بالدم نفدیک یا جنوب!»[39] همچنین همراه من شعاری مخلصانهتر و صادقانهتر بگویید، چراکه من و شما و مردم جنوب، همه برای حمایت از بینوایان تلاش میکنیم. پس با صدایی بلندتر با صدای من بگویید: «بالروح بالدم نفدیک یا قدس!»[40]
ما اینگونه به روابط خود ابعادی حقیقی میبخشیم؛ ابعادی جهانی و پویا. ما حامی هیچ یک از اشخاص و مؤسسات نیستیم، مگر به انداز? خدماتی که به مردم و کشور و ملت عرضه میکنند.
بر این اساس، از گوشه و کنار این منطق? پایدار بازدید کردم؛ ساختمانهای خرابشده را محلههای ویرانشده را و خانههای شهدا و مجروحان را دیدم و همچنین آثار محنت و رنج و خسارتهای ناشی از بمباران را مشاهده کردم. آثار گلولهها و بمبهایی را که به دست افرادی سنگدل و بیرحم در شبها بر سر این منطقه ریخته شد، مشاهده کردم. آثار بمبهایی را دیدم که از توپهای خریداری شده با اموال مردم و مالیاتهای گرفتهشده از مردم، بر این مناطق انداخته شده است. توپهایی که برادران ما به عنوان کمک به آنان دادهاند، ولی با آنها بمب بر سر بیگناهان و بر روی خانههای هموطنان شریف ریختند. هم? اینها را دیدم و چه صحنههای زشت و هولناکی بود. و اگر مردم سرانجام کار، به حسینیه پناه نمیآوردند، محنتی بسیار بزرگ رخ میداد. ولی وقتی از دردها و رنجها به خان? امام حسین(ع) پناه ببرند، یعنی به نماد شهادت و فداکاری، نماد جاودانگی و جانفشانی برای رهاندن مردم از ستمگران، وقتی نهایت کار اینجا باشد، تحمل مصیبتها و خسارتها و ویرانیها آسان میشود؛ شهادت و همراهی با کاروان شهدا برای مبارزه با ستمگری و زورگویی و برای رفع خواری از مردم آسان میشود.
وضعیت این منطقه نمایانگر اوضاع سایر مناطق پیرامون بیروت است. هم? مناطق، ازجمله شیاح و غبیری و برج حمود و حدث و کرنتینا و مسلخ و دیگر مناطق در بیروت و اطراف آن، مبتلا به همین مصیبتها هستند و کمربندی از بینوایی را در اطراف بیروت تشکیل دادهاند.
این محلهها در طول تاریخ شاهد قهرمانیهای بسیاری بوده است. اهالی این مناطق، ساکن بقاع و شمال و عکار و جنوب بودند، ولی در اثر فراهم نبودن امکانات در آن مناطق و برای تأمین معاش خود، از آنجا کوچ کردند و به این مناطق آمدند و زندگی خود را بر پای? پاکی و حجب و حیایی که داشتند، برپا کردند. حکومت هیچگونه خدمات عمومی مطلوبی به آنان عرضه نکرد و آنان بدون جاده و برق و امکانات بهداشتی زندگی میکردند. هرکس باور نمیکند، از حی السلم و دیگر مناطق بازدید کند.
آنان برای خود خانهها و خیابان ساختند و با تلاش و بدون خستگی، نابسامانی اوضاع را تحمل کردند تا اینکه در آن مناطق ساکن شدند. از جهاد مهاجرت به جهاد سکونت در این منطقه پرداختند و برای تأمین زندگی بهتر کوشیدند و آمار نشان میدهد که آنان
[39].?جان ما و خون ما فدای تو ای جنوب.
[40].?جان ما و خون ما فدای تو ای قدس.
