گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
افراد تلاوت میکنم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ کَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِی الأَرْضِ أَوْ کَانُواْ غُزًّى لَّوْ کَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِیَجْعَلَ اللّهُ ذَلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ.»[36]
«یَقُولُونَ لَوْ کَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَیْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِیَبْتَلِیَ اللّهُ مَا فِی صُدُورِکُمْ وَلِیُمَحَّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.»[37]
دستان خود را به سوی آسمان بلند میکنم و همصدا با قهرمان کربلا، زینب، دختر علی(ع)، میگویم: «خدایا این قربانی را از ما قبول فرما.» و از خداوند متعال میخواهم به بازماندگان شهدا صبر و جزای نیک عطا فرماید، همانا او بهترین سرپرست و بهترین یاور است.
پس از سخنرانی امام، از ایشان دربار? شمار کشتهشدگان و مجروحان پرسیدند. ایشان گفت: «از 101 نفری که مشغول آموزش کار با ضد تانک بودند، 26 نفر شهید و 43 نفر مجروح شدهاند. آن طور که به من خبر دادهاند، هم? تمرینها و آموزشهای آنان مختص دفاع در برابر حمل? تانک و نفربر است و در این زمینه از تخصص جبه? مقاومت فلسطین استفاده میکنند. ما امروز نامها را اعلام میکنیم. این جنبش کمتر از یک سال است که تشکیل شده است، یعنی پس از ورود اسرائیلیان به کفرشوبا و طیبه.»
به امام صدر گفتند: «برخی چنین تفسیر میکنند که این تمرینها به هدف مشارکت در درگیریهای اخیر در لبنان بوده است.» امام پاسخ داد: «شما میدانید که در منطق? بقاع افراد مسلح بسیاری وجود دارند. ولی در حوادث اخیر با تمام توان خود از آمدن آنان به بیروت برای مشارکت در درگیریها جلوگیری کردم، با وجود آنکه بسیاری از خویشان آنان در اطراف بیروت آسیب دیده بودند. افزون بر آنکه تحصن من نیز برای آن بود که استفاد? هموطنان از اسلحه بر ضد یکدیگر، کاملاً متوقف شود و حتی بالاتر از آن، پس از تشکیل کابینه و متعهد شدن دولت جدید به برآورده کردن مطالبات، من ترجیح دادم به تحصن خود ادامه دهم تا هموطنان مسلح را تحت فشار اخلاقی وادار به کنار گذاشتن اسلحههایشان کنم، ولی درگیری در برخی از مناطق بعلبک مرا وادار کرد که تحصن خود را پایان دهم و برای دفاع از جان انسانهای بیگناه به آنجا بروم و هنوز نیز بر این مسئله تأکید دارم و همانگونه که متنبی سروده است:
و وضع الندی فی موضع السیف بالعلا
مضرّ کوضع السیف فی موضع الندی[38]
ما به اسحله کشیدن به روی هموطنان «نه» میگوییم، ولی بهکارگرفتن آن را در برابر دشمن تأیید میکنیم.»
[36].?«ای کسانی که ایمان آوردهید، همانند آن کافران نباشید که دربار? برادران خود که به سفر رفته بودند، یا به جنگ رفته بودند میگفتتند: اگر نزد ما مانده بودند، نمیمردند یا کشته نمیشدند. خدا این پندار را چون حسرتی در دل آنها نهاد. و خداست که زنده میکند و میمیراند و اوست که اعمال شما را میبیند. و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در این جهان جمع میآورید، بهتر است.» (آلعمران، 156-157)
[37].?میگویند: اگر ما را اختیاری بود، اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر در خانههای خود هم میبودید، کسانی که کشته شدن بر آنان مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بیرون میرفتند. آنچه را در سینه دارید میآزماید و دلهایتان را پاک میگرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.» (آلعمران، 154)
[38].?عطا را به جای شمشیر نشاندن، مانند نشاندن شمشیر در جای عطا، رفعت را زیان دارد!
