گام به گام با امام موسی صدر جلد 5

جلد: 5
صفحه: 319

خواستار اجرای عملیاتی تحول آفرین برای ریشه کن کردن فرقه گرایی در سطح مدیریت دولتی شد. امام خاطر نشان کرد که از چهار سال قبل، طرحی برای لغو نظام فرقه ای در چند مرحله پیشنهاد کرده است. مرحلۀ اوّل این است که فرقه گرایی در همۀ سطوح به استثنای مراکز مهم دولتی و قضایی لغو شود و هم زمان، مجلس جدیدی که همۀ فرقه ها به تعداد برابر در آن نماینده داشته باشند، تشکیل شود.

مصاحبۀ اوّل امام با هفته نامۀ ماندی مورنینگ، به صورت کتبی انجام شد و امام پاسخ سؤالات را با خط خود نوشت. امّا مصاحبۀ دوم ضبط شد و سپس متن آن پیاده شد. هر دو مصاحبه به زبان عربی بود و سپس به انگلیسی ترجمه شد.

1. همزیستی

دین شما همزیستی برادرانه را با پیروان دیگر ادیان چگونه محقق می کند؟

دین ما اسلام، همانند دیگر ادیان، اساس همۀ آموزه‌های خود را بر ایمان به خداوند یکتا، آفرینندۀ هستی و خالق انسان گذاشته است و بهترین راه را برای به دست آوردن خشنودی خداوند، خدمت کردن به انسان‌ها، بدون ملاحظۀ نژاد و اعتقادات دینی آنان می‌داند. در آموزه‌های دین من، از جدایی انداختن میان عبادت خدا و خدمت به خلق خدا، صریحاً نهی شده است و آزار انسان یا هرآنچه کرامت او را خدشه‌دار کند، حرام است.

از این رو، آموزه‌های ادیان و رفتار پیامبران و آرمان‌گرایی رهبران دینی، صرفاً دعوت به تسامح و گذشت نیست، بلکه پافشاری بر همکاری و مهرورزی و برادری، هم در احساس و هم در عمل است.

2. سوء استفاده از دین

مشکلاتی که در راه تلاش شما برای محقق ساختن همزیستی پیروان ادیان به منظور ایجاد راه‌ حلی نهایی و مورد قبول وجود دارد، کدام است؟

مشکل بغرنجی را که از آن رنج می‌بریم و پیش از ما نیز گریبان‌گیر سایر مؤمنان بوده است، می‌توان در دو مسئلۀ مرتبط با یکدیگر خلاصه کرد:

مسئلۀ اساسی اوّل، برخاسته از ناآگاهی از حقیقت دین است، یعنی ناآگاهی از عزت و والایی دین و پیام معنوی آن. در نتیجۀ این حالت، می‌بینیم که انسان دین را چون ابزاری نیرومند به کار می‌گیرد تا حس خودخواهی خویش را ارضا کند و به اهداف شخصی برسد و تمایلات گوناگونی را که هریک تأمین‌کنندۀ منافع شخصی او و تضمین‌کنندۀ غلبۀ وی بر دیگران است، برآورده می‌کند. متأسفانه تاریخ شاهد درگیری‌ها و جنگ‌های شدیدی به نام دین بوده است، در حالی که این جنگ‌ها از حقیقت ادیان و آموزه‌های آن‌ها بسیار دورند.

مسئلۀ دوم که خود ناشی از مسئلۀ اوّل است، سوء‌استفاده از نادانی مردم به دست برخی از مقامات سیاسی و متأسفانه برخی از رهبران دینی است و همچنین بسیاری از انحصارطلبان و احتکارگرانی که پرستندۀ ثروت‌اند و به کسب آن از هر طریقی، همت گماشته‌اند.

این‌ها از سادگی مردم و ایمان عمیقشان سوء‌استفاده می‌کنند و برای منافع شخصی خود و محافظت بیشتر از خود در برابر مردم، اختلاف‌افکنی می‌کنند؛ به دیگر سخن، شعارهای دنیوی را جانشین آموزه‌های آسمانی می‌کنند و اصول ارزشمند انسانی را از محتوای خود تهی می‌کنند و دسته‌بندی‌های جدید و خطرناکی میان مردم به وجود می‌آورند، تا