گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
خواست که این عبارت را با او تکرار کنند: «خدایی جز خدای یگانه در آسمان و زمین نیست.»
سپس ادامه داد: «ما به دنبال اهدافی شخصی نیستیم، ولی آنان از ما میخواهند که ساکت شویم. اگر ما به نماز خواندن بسنده میکردیم و مشکلات مردم را نادیده میگرفتیم، هیچکس برای آنان عزیزتر از ما نبود و آنان ما را روی سر خود میگذاشتند. آنان ما را در حکم اشیای تزیینی و تابلوهای هنری بر روی دیوارها میدانند. این برخوردها سیره رسول خدا(ص) نیست و ما پیروان رسول خدا هستیم. من هنوز سیلی نخوردهام، ولی در انتظار آن هستم؛ هنوز گلولهای به من شلیک نشده است، ولی در انتظار آن هستم؛ هنوز پیشانی من زخم برنداشته است، ولی در انتظار آن هستم.
در این هنگام، امام که صدای انفجار و گلوله شنید، خطاب به نمازگزاران گفت: «خداوند در قرآن کریم فرموده است: «خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ.»(24 زینت مردان سلاح است و ما این زینت را با خود داریم و اسلحه بر دوش گرفتهایم.»
امام به محراب مسجد که در کنار آن ایستاده بود، رو کرد و گفت: «جایی را که بر آن ایستادهام، محراب نامیدهاند. ربط حرب (جنگ) به مسجد چیست؟ این به معنای جنگ با شیطان است. شیطان سربازان و یاورانی دارد. هر ستمگری شیطان است. هر ظالمی شیطان است. هر انسان خودکامهای شیطان است. هر غرغروی نقنقو شیطان است. هرکس از گفتن حق دم فرو بندد، شیطانی لال است، و ما با ستمگران خودکامه مبارزه خواهیم کرد.
اگر در برابر ستمگری به جنوبیان رنجدیده از حملات اسرائیل ساکت مینشستیم، اگر در برابر توطئهچینی و بلعیدن اموال مردم و گرانی و رشوهخواری ساکت مینشستیم، آنگاه هیچکس عزیزتر از ما نزد مسئولان نبود. ولی ما پیروان خط محمد(ص) هستیم: خط مبارزه با ظلم و ستم، چراکه هرکس از گفتن حق دم فرو بندد، شیطانی لال است و من شیطان نیستم.»
امام خطاب به علمای دین گفت: «برادران روحانی، هرگاه دیدید حاکمان بر شما خشم گرفتهاند، بدانید که در راه درست حرکت میکنید؛ راه محمد(ص) که بین عبادت خدا و خدمت به انسان فرق نمیگذاشت. پرستش خدایان زمین و ستمگران زمین را، هرکه باشند، برنتابید و در کنار انسان، در کنار ملت، در کنار رنجدیدگان زمین در جنوب بایستید.
از ما ذلت و خواری میخواهند. من نمیتوانم خوار و ذلیل باشم. از ما میخواهند تسلیم شویم. من نمیتوانم تسلیم شوم. از ما میخواهند چاپلوسی کنیم. من نمیتوانم چاپلوسی کنم. به همین علت است که میخروشم و حرف میزنم و خیر و صلاح لبنان و آینده آن را طلب میکنم. با من مبارزه میکنند. چرا؟ من که در صدد تجزیه لبنان نبودهام. من که در صدد زیان رساندن به لبنان نبودهام. آنان ترانه میخوانند: «بیا تا لبنان را بسازیم» و ما به آنان میگوییم که عمل کنید.
برای امور اداری طرح لیطانی چهارصد میلیون لیره هزینه کردهاند. یکی از آنان در بیروت از من پرسید: مگر جنوب چقدر مالیات میدهد؟ فقط 140 هزار
24.«به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشید.» (اعراف 31)
