گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
موضوع: سخنرانی- من هنوز سیلی نخوردهام… هنوز تیری به من شلیک نکردهاند… پیشانی من هنوز زخم برنداشته است… ولی در انتظار آن هستم
مناسبت: سالروز میلاد پیامبر(ص).
متن
از صبح زود گروههای مردمی از صیدا و روستاهای جنوب در پاسخ به دعوت نماینده سابق صیدا، آقای معروف سعد، به مسجد العمری آمدند. بخشی از مردم صیدا نیز صبح زود با وجود باران شدید به ورودی شمالی صیدا رفتند تا از امام استقبال کنند. نیروهای امنیتی نه در محل استقبال و نه در شهر حضور نداشتند و تنها عوامل دولتی حاضر در این مراسم دو موتورسوار از شاخه نظامی صیدا بودند که جلوی ماشین امام حرکت میکردند. جوانان سازمان ناصریستها مسئولیت انتظامات را برعهده داشتند.
ساعت نه و پانزده دقیقه امام صدر به پل رودخانه اولی در ورودی صیدا رسید و جمعیت با شعار و شلیک گلوله از مسلسلها و سلاحهای سنگین و منفجر کردن دینامیت از وی استقبال کردند. کاروان امام صدر از خیابانهای اصلی و از میان جمعیتی که در دو طرف خیابان ریاض الصلح ایستاده بودند، به سمت مسجد بزرگ العمری رفت؛ جایی که جمعیت برای استقبال از او صف کشیده بود. در برابر مسجد، گروههای بسیاری از افراد مسلح با سلاحهای سبک و سنگین در چهارراهها بر روی پشتبامها ایستاده بودند تا ضمن تأمین امنیت، به امام صدر خوشامد بگویند. وقتی کاروان امام به آنجا رسید، صدای انفجار و غوغای خمپارهانداز و صفیر گلوله شهر را به لرزه انداخت.
امام صدر از میان جنگلی از اسلحه گذشت و در حالی که صدای هلهله زنان و شعارها در حمایت از او و اقدامات او بلند شده بود، وارد مسجد شد. ولی صدای انفجارها قطع نشد. وقتی فهمیدند که برق مسجد را قطع کردهاند تا از پخش سخنرانی امام از بلندگوها جلوگیری کنند، هیجان و خروش آنان بیشتر شد.
این مراسم دینی در حالی آغاز شد که صدای تواشیح دینی با صدای گلوله و بمب و دینامیت در هم آمیخته بود. وقتی امام صدر سخنرانی خود را آغاز کرد، این صدا نه تنها خاموش نشد، بلکه اوج گرفت.
وقتی امام صدر پشت تریبون رفت، با قطع برق روبهرو شد. از این رو، با صدای بلند خطاب به حاضران گفت: «برق نداریم… برق را قطع کردهاند تا صدا را نشنوید… من نیروگاه تولید برق ندارم… تا جایی که امکان دارد به من نزدیک شوید تا صدای مرا بشنوید.» امام سخنان خود را با تأکید بر وحدت مسلمانان، با گرایشهای گوناگون مذهبی که دارند، آغاز کرد و سپس گفت: «نخستین جملهای که بر زبان پیامبر(ص) جاری شد این بود: «بگویید خدایی جز خدای یگانه نیست تا رستگار شوید.» امام از حاضران
