گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
آب شرب است و تنها هر دو هفته یک بار آب به آنجا میرسد.
پروژه لیطانی پس از 16 سال هنوز روی کاغذ مانده است و نقشه اساسی مناطقی که به گمانشان باید از طریق این پروژه آبیاری شود، تدوین نشده است و تنها تجربه عملیشان، در منطقهای آهکی بود که زمین آنجا زراعتی نیست.
دهها روستا هنوز از برکهها و چاهها آب خود را تأمین میکنند.
آب فراوان منطقه رأسالعین همچنان در برکههایی جریان دارد که از دوره رومیها ساخته شده، و بخش عظیمی از آن به دریا میریزد، با اینکه برای باغها و کشتزارهای منطقه صور و زهرانی نیازی ضروری است.
بیش از هفتاد درصد اراضی به ثبت اداره ثبت املاک نرسیده است و هنوز برای معاملات این زمینها از دفتر کدخدا و ثبت خطی و غیررسمی آنها کمک گرفته میشود.
دهها روستا بنا به درخواست وزارت آموزش برای ساخت مدرسه زمین مناسب در اختیار این وزارتخانه قرار دادهاست، ولی از مدرسه خبری نیست، جز اینکه در برخی خانههای معمولی و اتاقهای استیجاری منفصل از هم، کلاسهایی تشکیل دادهاند.
روستاهای بزرگی مانند بیتلیف و بنیحیان و مزرعه مشرف و بیاض فاقد جادهاند.
اما داستان کارمندان و نسبت آنان در ادارات رسمی مصیبتی است که به سبب کثرت تکرار گوش را میآزارد و دل را تیره میکند.
مشکل ساختمانسازی و بهایآب و برق و وضعیت شهرداریها هم مزید بر علت است.
در سال شوم 1948 فلسطین غصب شد و جنوب گرفتار همسایهای شَرور و بدکردار شد و تمام منطقه در معرض خطر قرار گرفت.
دشمن شروع به ساخت شهرکها و اصلاح اراضی و برقرسانی روستاها و جادهکشی در آنها کرد و مردم جنوب خود را هم در برابر خطر و هم در برابر چالش دیدند. مردم جنوب میپرسند که اگر لبنان کشوری صلحطلب است، چرا دشمن مرزها و روستاهایش را مقاومسازی میکند؟ چرا روستاهای ما مقاومسازی نمیشوند؟ چرا دولت ملی ما با دشمن در بُعد آبادانی و سازندگی رقابت نمیکند؟ چرا بیتوجهی حتی به روستاهایی که در سال 1948 میان لبنان و اسرائیل تقسیم شد، ادامه دارد؟
آیا بیطرفی لبنان از بیطرفی سوئیس که ارتش و دولت و ملتی مجهز و مسلح دارد، فراتر رفته است؟
آیا طمعورزیهای آشکار اسرائیل از خطر آلمان و ایتالیا و یا فرانسه برای سوئیس کمتر است؟
آیا منطقه جنوب با دیگر مناطق مورد تهدید نظامی و روانی در جهان متفاوت است که ملت و سرزمین باید آماده دفاع باشد؟
اینها پرسشهایی است که هموطنان ما در جنوب لبنان از دولت ملی خود دارند. این پرسشها همچنان ادامه دارد و پس از ظهور قدرت نظامی دشمن پررنگتر شده و پس از سال 1967 و صدور بیانات و نقشهها و کتابهای منتشر شده از سوی دشمن و درزکردن اخباری از دانشجویان اسرائیلی که نقشه جنوب لبنان را مطالعه میکنند، با تأکید بیشتر مطرح شده است. نگرانی و پرسش و عتاب و احساس بیتوجهی فزونی گرفت و کفر جنوبیها درآمد و آنان همگان را متهمکردند؛ نمایندگان و شخصیتها را متهم کردند و حتی علمایخود را به ذلتپذیری متهم کردند؛ با اینکه این شخصیتها و
