گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 390

ژوئن ‌به ‌این ‌طرف، ‌پس ‌از تحرکات ‌و طمع‌ورزی‌های ‌اسرائیل ـ که ‌به ‌صراحت ‌می‌گوید همه مرزهایش را طبیعت مشخص کرده است، ‌به ‌جز در مرز ‌شمالی یعنی مرز لبنان ـ ‌جنوب ‌در برابر خطر سریع‌ و شدید و تحمل‌ناپذیری‌ قرار گرفته ‌است.

از آغاز خطر، دلسوزان‌ نصحیت ‌می‌کنند. از شما پنهان ‌نمی‌کنم ‌که ‌حتی ‌نمایندگان ‌مذاکره‌ و بحث کردند و مشکلات ‌را به ‌مسئولان ‌گوشزد کردند، ولی ‌نتوانستند هیچ ‌کاری ‌را به ‌پیش ‌ببرند. وقتی ‌انسان ‌به چنین ‌وضعی ‌می‌رسد، احساس ‌نومیدی می‌کند و در موضع ‌مقامات در مقابل ‌جنوب ‌شک ‌می‌کند. من ‌به ‌نوبه ‌خود ‌با تمام نیروها و توانایی‌هایم ‌و با ارتباطاتی ‌که ‌با مسئولان دارم ‌و با توجه ‌به ‌احترامی که ‌آنان ‌برای ‌من‌ قائل‌اند، در ده‌ها سخنرانی ‌و بیانیه‌ و بحث ‌و گفت‌وگو تلاش ‌کردم، ‌ولی ‌موفق ‌نشدم.

جنوب را عملاً ‌در لبه پرتگاه سقوط یافتیم. من ‌اطمینان ‌ندارم‌ که ‌این ‌تابستان ‌بگذرد و جنوب ‌بخشی ‌از کشور ما باقی مانده باشد. در چنین ‌اوضاع ‌و احوالی ‌طبیعی است که ‌من در مقام ‌شهروندی عادی، ‌که ‌برای ‌وطنش ‌احساس‌خطر می‌کند، حرکت ‌و از حق ‌خود دفاع‌ کنم. من ‌به ‌روش‌های سلبی ‌روی ‌آورده‌ام ‌و صددرصد یقین ‌دارم ‌که ‌این ‌روش‌ها سلبی ‌است، ‌ولی ‌از ژرفای ‌وجدان ‌معتقدم که ‌مورد رضایت‌ خدای ‌سبحان ‌و تکلیف ‌دینی ‌و ملی ‌من ‌است. من ‌به ‌هیچ‌کس ‌اجازه ‌نمی‌دهم ‌به سبب این ‌روش ‌که ‌در پیش ‌گرفته‌ام، به من اعتراض کند و امیدوارم ‌به سبب لهجه ‌تند و تیزی ‌که ‌در تذکر به ‌مسئولان ‌به ‌کار گرفته‌ام، معذورم ‌بدارند. معتقدم که سقوط ‌جنوب ‌به ‌معنای ‌فروپاشی ‌لبنان ‌است و انسانی ‌که ‌خودش ‌و کشورش ‌را در معرض ‌خطر می‌بیند، ناچار است ‌با همه ‌وسایلی ‌که ‌در اختیار دارد، از خود دفاع‌ کند و من ‌نیز إن‌شاءالله همین ‌کار را خواهم‌ کرد.

مراقب مجلس ‌جنوب خواهیم ‌بود

حضرت‌ امام، تأکید و تأییدی ‌که ‌شما با آن ‌مواجه ‌شدید، زعامت ‌شما را در جنوب تثبیت ‌کرده ‌است. آیا فکر می‌کنید که ‌دولت ‌برنامه‌ای ‌برای ‌این ندارد که ‌بار بی‌توجهی ‌طولانی‌مدت به ‌جنوب را ــ که ‌دستاویز مردم ‌این ‌منطقه ‌در مقابله ‌با دولت ‌شده ــ بر دوش ‌شما بیندازد؟

‌اگر مقصود شما مسئولیت ‌فردی است، من ‌پیش ‌و پس‌ از این ‌احساس ‌مسئولیت ‌کرده ‌و می‌کنم، چه ‌دولت ‌بخواهد و چه‌ نخواهد. من ‌فکر می‌کنم که مسئولیت ‌هم‌تراز آگاهی ‌است. به همان ‌اندازه ‌که ‌انسان ‌مشکل‌ را درک ‌می‌کند، مسئول ‌است ‌و باید همه ‌امکانات ‌و توانایی‌های ‌خود را در مواجهه ‌با خطرها و به ‌تناسب ‌درجه ‌شدت آن‌ها به ‌کار گیرد. من ‌احساس ‌کرده‌ام که ‌تا زمانی ‌که ‌حضور دارم‌ و صدایم شنیده می‌شود، مسئولیت‌ دارم.

اما اگر منظور شما از مسئولیت ‌آن ‌چیزی است که ‌در پارلمان ‌درباره ‌ریاست ‌من ‌بر مجلس ‌جنوب شنیده‌اید، باید بگویم ‌که اگر خوش‌بینانه هم به این ‌پیشنهاد نگاه کنم من‌ شخصاً ‌این ‌پیشنهاد را بلافاصله‌ رد کردم. اما نظارت‌ و مراقبت ‌بر این مجلس را رد نخواهم ‌کرد و از اقدام به هر کاری ‌که ‌به ‌نفع ‌جنوب ‌تمام ‌شود، سر بر نخواهم ‌تافت. من ‌نخواهم‌ پذیرفت ‌که ‌دست‌های غیرامین ‌و ناآگاه ‌و غیردلسوز مسئولیت ‌اداره ‌این ‌مجلس ‌را برعهده ‌گیرند. همچنین، ‌خواهم ‌کوشید که همه ‌نیروها و اطلاعات ‌و فعالیت‌ها و پشتوانه ‌مردمی‌ام ‌را در خدمت‌ این مجلس قرار دهم ‌تا در کار خود موفق ‌باشد.

از این‌رو، تصور می‌کنم ‌که ‌پیش‌ از آنکه ‌کسی