گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
آنان میکوشند که در آن تشکیک بیفکنند و آن را متهم کنند و سپس پارهای آموزههای دینی را به صورت سطحی و بچگانه مطرح و خزعبلات برخی نویسندههای پیشین را همراه با فکاهیهای ادیبان معاصر به آن ضمیمه کنند و از دل آنها، نمایشنامههایی ساختگی استخراج کنند که به مدد آنها دین را متهم و غالباً آن را محکوم کنند. آنان از آزادی که از ثمرات ایمان و از دستاوردهای مؤمنان است، سوءاستفاده میکنند. تمام این تکاپوها برای آن است که ریشههای ایمان را از دل مؤمنان برکنند و نور اسلام را در دلها خاموش کنند. درهحالیهکه این آموزهها، آموزههای تربیتی عمومی است که باید به صورت درستش فهمیده و از منابع اصلیاش برگرفته شود، زیرا سخن از آفرینش فرشتگان و انسان و سجده فرشتگان بر انسان و خودداری ابلیس از سجده بر انسان و مطرودشدن او، در حقیقت حکایت انسان بر روی زمین است که هر کدام از ما مشمول این حکایتیم.
انسان در حالتی آفریده میشود که خود را مختار در میان خیر و شر و توانا بر شناخت هستی و تکاپوگر در مسیر معرفت و مسلط بر نیروهای شناختهشده هستی، در عرصه نزاعی مستمر با نیروهای شر میبیند که در زبان دینی، شیطان آن را رهبری میکند.
انسان در مسیر سیطره بر هر چیزی و به تعبیر دیگر، در مسیر دستیابی به مقام خلافت الهی بر روی زمین و مقامی است که شایسته سجده فرشتگان یا مدبران امور هستی باشد، اما نیروهای شر همواره بر او عصیان میکنند؛ بهگونهای که این نزاع همیشگی است و او همواره مختار و مخیر است. این فصول از زندگی انسان، سیمایی را در برابر او ترسیم میکند که او باید آن را به درستی بفهمد و عرصه زندگیاش را عرصه حرکت همیشگی به سوی آرمانهای بیپایانش قرار دهد.
به این ترتیب، انسانِ ژرفنگر کلام خدا را که باطل در آن راه ندارد و افسانهها را در آن سهمی نیست و شباهتی به شعر و داستان ندارد، درک میکند. اما آنان در فهم این کلام جمود میورزند، آموزهها را تحریف و اعتبار آن را نفی میکنند تا بر عمق محنت بیفزایند و آتش فتنه و درگیریهای داخلی را شعلهور کنند و اندک امید باقیمانده در دلها را بزدایند.
ای مردم لبنان، این فضای مصیبتباری است که کشور شما را احاطه کرده است. این سرنوشتی قطعی است که منتظر شماست و إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ.[25]
خداوند نیروها و قدرتهایی را در لبنان به ودیعه نهاده که فراتر از وصف و ارزیابی است، زیرا روابطی که میان لبنان و جهان برقرار است، میتواند وجدان جهانی را برانگیزد و نیروهای خیر را در حمایت و خدمت به مسئله بزرگ اعراب بسیج کند.
احترام و ارزشی که جهان برای لبنان قائل است، نیازمند تحریک و غنیمتشمردن فرصت است. تا کی باید این نیروها را در اختیار داشته باشیم، ولی این سرمایه را احتکار کنیم و از آن بهرهبرداری نکنیم؟ چنین امکاناتی را دیگر برای کدام روز میخواهیم؟
آیا منتظر تجاوز دشمن و آوارگی و پراکندگی مردم بنشینیم و آنگاه حرکت کنیم و در جایجای جهان پراکنده شویم و از دیگران تقاضای کمک و
[25]ه«خدا چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.» (رعد، 11)
