گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 17

تجریدی و صرف ایمان به خدای یکتا و یگانه. اسلام می‏گوید به خدای یکتا و یگانه ایمان داشته باش تا بازتاب این ایمان بر روح و روان تو و منش و رفتار تو در زندگی پدیدار شود. ایمان به خدا اگر در رفتار من نمود نیابد، ایمان مورد نظر اسلام نیست. دنیا و آخرت، جسم و روح، زمین و آسمان، همه این مسائل، عمیقاً در هم تنیده‏اند و پیوندی تنگاتنگ با یکدیگر دارند؛ ولی مسلمانان این مفهوم را تخریب کردند و معنای آن‌ها را تحریف کردند و گفتند: دنیا امری پست و بی‏ارزش است و نباید به آن پرداخت. یعنی درست برخلاف اسلام موضع‏گیری کردند و رهبانیت در پیش گرفتند، درحالی‌که قرآن حتی دین مسیحیت را نیز از رهبانیت و دنیاگریزی به‌دور می‏داند و می‏گوید: « ﴿ رَهبَانِیّةً ابتَدَعُوهَا مَا کَتَبنَاهَا عَلَیهِم .»[19] بدین‌ترتیب ما رهبانیت را وارد اسلام کردیم و در نتیجه دنیا برای اهل دنیا شد و آخرت ��رای اهل آخرت. مردم و شغل‌ها و همه‌چیز را به دو دسته تقسیم کردیم. غیب‏باوری نیز به غیب‏باوری تجریدی تبدیل شد، یعنی غیب‏باوری بی‏ارتباط با زندگی. روشن است که این رویکرد بسیار خطرناک و تحریف‏آمیز است و توطئه‌ای بر ضد اسلام است و صحیح نیست.
حقیقت غیب‏باوری در اسلام، چه از نظر مفهوم معاصر آن، چه از لحاظ گرایش‏های آن، چه در عرصه اجرا، چه در زمینه ارزش‌ها و به‌طور کلی در همه فعالیت‏های زندگی، همراه با شهود و زندگی دنیاست. غیب و شهود دو چهره از یک موجود واحدند. جسم و روح دو بعد وجود انسان هستند. دنیا و آخرت دو روی یک حقیقت واحدند. زمین و آسمان دو تکه از یک پیکره و یک جهان‌اند و در همه امور نیز همین‌گونه است.
ما اعتراف می‏کنیم که مسلمانان، پیام اسلام را تحریف کردند و غیب‏باوری را از زندگی جدا کردند. حقیقت این است که همه احکام غیبی اسلام در زندگی مادی تأثیرگذار است. ما معتقدیم که ایمان، حتی اصول دین، یعنی توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد نیست؛ آن‌گونه که ما می‌گوییم. (البته اصول اساسی دین توحید و نبوت و معاد است.)
چرا به ما دستور داده‏اند به این امور ایمان داشته باشیم؟ من معتقدم که عللی دارد، ازجمله اینکه ایمان به این امور بر زندگی ما بازتاب دارد. هدفِ دین، انسان‏سازی است. و انسان نیز موجودی واحد است، نه دو موجود: جسم و روح. بنابراین، غیب‏باوری رکن اساسی زندگی ما به شمار می‏آید.
این‌ها مباحث کوتاهی بود که به صورت مبنایی مطرح کردیم و نمی‏خواهیم وارد مباحث مربوط به متن زندگی شویم تا مبادا به عکس‏العمل یکی از علما و اندیشمندان و مفسران بزرگ اسلامی در قرن اخیر، یعنی آقای محمد عبده (رحمـة‌الله علیه)، دچار شویم. او می‏گوید: اگر در جهان اسلام گرایشی وجود دارد، گرایش عاطفی و نشئت گرفته از موضع غیب‏باوری تجریدی در گذشته است. عکس‌العمل در برابر این گرایش بر همه فعالیت‏ها و سخنان و حتی بر تفسیر او سایه افکنده است. شاگردان او نیز واکنش خاصی در برابر مسئله غیب‏باوری دارند. اگر به تفسیر محمد عبده بنگرید، می‏بینید که تلاش کرده است تا همه امور غیبی را با نگاه مادی تفسیر کند. مثالی می‏زنم و سخنانم را به پایان می‏برم و مجال سخن گفتن را به شما می‏سپارم. در سوره فیل آمده است: « ﴿ اَلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّک بِأَصحابِ

[19]. «رهبانیتی که به بدعت آورده‌اند، ما بر آن‌ها مقرر نکرده‌ایم.» (حدید، 27)
صفحه18 از487