گام به گام با امام موسی صدر جلد 9

جلد: 9
صفحه: 173

سردمداران‌ سیاسی در ابراز دشمنی‌ و خصومت‌ با یکدیگر حد‌ و مرزی‌ نمی‌شناختند. مبنا و زمینه‌ای‌ وجود نداشت‌ تا انسان‌ را براساس‌ ایمان‌ به‌ خدا، به‌ حرکت‌ و تلاش‌ وادارد. عده‌ای‌ با استفاده‌ از سلاح‌ بیگانه، دشمنی‌ خود را بروز می‌دادند و اهداف‌ بیگانگان‌ را محقق‌ می‌ساختند و خود و میهن‌ خویش‌ را نابود می‌کردند. این‌ تجاوزات، ما را در بازار خصومت‌های‌ جهانی‌ قرار داد: هر کس‌ با استفاده‌ از ما با دشمن‌ خود می‌جنگید. با وجود این‌ تجربه تلخ‌ و دشوار، هنوز هم‌ شاهدیم‌ که‌ آگاهی‌ و بیداری‌ به‌ جان‌های‌ ما بازنگشته‌ و اکنون‌ از مسائلی‌ در رنج‌ و زحمتیم‌ که‌ به‌ مراتب‌ بدتر از گذشته‌ است.

جنوب‌ کشور به‌ سبب‌ بی‌توجهی‌های‌ عمرانی، اجتماعی‌ و اقتصادی به‌ مرحله‌ بی‌توجهی‌ ملی رسیده‌ است. مزدوران‌ اسرائیل‌ در هر لباسی‌، حتی‌ اگر لباس‌ نظامی‌ بر تن دارند و درجه‌ افسری بر دوش‌، باید منزوی گردند و رانده‌ شوند تا نیروهای‌ سازمان‌ ملل‌ مواضع‌ آن‌ها را تحویل‌ بگیرند. اکنون،‌ نوار مرزی‌ عرصه‌ تاخت‌وتاز دشمن‌ است. جهانیان‌ باخبر شده‌اند که‌ اسرائیل‌ عقب‌نشینی‌ کرده‌ است. غافل‌ از اینکه‌ اسرائیل‌ از طریق‌ افسران‌ و کارشناسان‌ و مزدوران‌ خود، هر لحظه‌ که‌ بخواهد در صحنه‌ حاضر است.

مردم‌ با گزینه‌های‌ دشواری مواجه‌‌اند. از آن‌ها می‌خواهند که‌ مسلح‌ شوند و آموزش‌ ببینند و در کنار اسرائیل‌ قرار بگیرند. آنان‌ نمی‌پذیرند و به‌ همین‌ سبب، خانه‌هاشان‌ ویران‌ می‌شود، مردانشان‌ ربوده‌ می‌شوند، مزارعشان‌ به‌ آتش‌ کشیده‌ می‌شود.

صبر هم‌ حد و اندازه‌ای‌ دارد. اکنون‌ در مرحله‌ای‌ به‌سر می‌بریم‌ که‌ به‌ عقیده‌ ما از مراحل‌ گذشته‌ دشوارتر است. از جنگ‌ دوساله‌ داخلی‌ سخت‌تر است. در جنگ‌ داخلی، زندگی‌ و جان‌ و خانه‌ ما در معرض‌ تهدید بود. اما اکنون‌ بخشی‌ از پیکره‌ ما، وجود ما، هستی‌ ما در معرض‌ خطر است‌ و عزت‌ و کرامت‌ و تاریخ‌ ما‌ در معرض‌ تهدید و بدنامی‌ قرار دارد.

از آن‌ها می‌خواهند که‌ با اسرائیل‌ همکاری‌ کنند. چطور می‌توان‌ با دشمنان‌ خدا و تجاوزگرانی همکاری کرد‌ که‌ بر ضد همه‌ ارزش‌ها و انسان‌ها توطئه‌ می‌کنند؟ می‌گویند ارتش روز دوشنبه‌ به‌ جنوب‌ خواهد رفت. وظیفه‌ ماست‌ که‌ از آن پشتیبانی‌ کنیم‌ و زمینه‌ لازم را‌ برای‌ تحقق‌ آن‌ فراهم‌ آوریم‌ و موانع‌ را برداریم. ولی‌ آیا دشمن‌ توطئه‌گر و همکاران‌ او چنین‌ اجازه‌ای‌ می‌دهند؟ بی‌تردید، نیروهای‌ سیاسی‌ کشور بار دیگر در معرض‌ آزمون‌ و امتحان‌ قرار دارند.

تجربه‌ جنگ، نقاب‌ از چهره‌های‌ بسیاری‌ برگرفت‌ و اکنون‌ در معرض‌ آزمونی‌ دیگریم. باز هم‌ صدایی‌ از گوشه‌ و کنار به‌ گوش‌ می‌رسد. اعتراض‌ می‌کنند. مانع‌تراشی‌ می‌کنند. از اسرائیل‌ خط‌ می‌گیرند. این‌ها از جان‌ لبنان‌ چه‌ می‌خواهند؟ چرا از اعمال‌ حاکمیت‌ دولت‌ حمایت‌ نمی‌کنند تا مشکلات‌ حل‌ شود؟ آیا این‌ همه‌ کافی‌ نیست؟

در جنگ‌ دوساله دولت‌ از وظایف‌ خود شانه‌ خالی‌ می‌کرد و هر شخص‌ و گروه‌ و مؤ‌سسه‌ای‌ ناچار شد از خود دفاع‌ کند و با زور اسلحه، امنیت‌ شخصی‌ خود را تأمین‌ کند. نتیجه‌ چه‌ شد؟ باز هم‌ می‌خواهیم‌ امنیت‌ شخصی‌ را حفظ‌ کنیم‌ و نیروهای‌ شخصی‌ خود را برای‌ تحقق‌ اهداف‌ و دفاع‌ از خویش‌ به‌کار بریم؟

تجربه‌ ناموفق‌ چند بار تکرار شود؟ یک‌ بار؟ دو بار؟ هزار بار؟ مشکل‌ لبنان‌ جز با مشروعیت‌یافتن‌ حکومت‌ و اِعمال‌ حاکمیت‌ آن‌ حل‌ نخواهد شد. مشروعیت‌ دولت‌ نیز در گرو آن‌ است‌ که‌ مناطق نفوذ شخصی، با هر ساختار و اسم‌ و عنوان‌ و کارکردی‌ که‌ دارند، از بین‌ بروند. در انتظار رسیدن‌ به‌ آن‌ مرحله‌ و