گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
در چارچوب سناریویی که اسرائیل نوشته است، فعالیت میکنند.
تلاشهای دولت برای جلوگیری از تجاوزها
امام صدر گفت : دولت لبنان با استفاده از دوستیهای بینالمللی خود برای جلوگیری از تجاوزهای اسرائیل تلاش میکند تا از این راه حاکمیت خود بر جنوب را بازگرداند و در نتیجه، درمان بحران برای کل لبنان آغاز شود، چراکه درمان باید سراسری و همهجانبه باشد.
آیا فکر نمیکنید خلئی مانند خلأ سیاسی در جنوب که از آن سخن گفتید، در بخش اسلامی بیروت وجود داشته باشد، چراکه هیچ گروهی را نمیتوان یافت که بتواند ادعا کند نماینده مسلمانان در رویارویی با جبهه مارونی است.
منظور از خلأ سیاسی در جنوب، حضور نداشتن حکومت قانونی است... ولی آنچه درباره خلأ سیاسی در منطقه اسلامی میگویند، فکر میکنم به این سبب است که منطقه اسلامی به رهبری مقاومت فلسطین وارد جنگ شد؛ زیرا مقاومت، تبلیغات و اسلحه و دیپلماسی داشت و صفوف مردمی اسلامی، چنین اهرمهایی در اختیار نداشت.
وقتی جنگ پایان یافت و مقاومت متعهد شد بیطرف بماند و عنصری سیاسی در لبنان نباشد، توازن [قدرت] بر هم خورد. این توازن جز به یکی از دو راه زیر بازنخواهد گشت :
1. اسلحه از دست همه لبنانیان گرفته شود تا توازن سیاسی در همه مناطق برقرار شود. در این صورت روشن میشود که در طرف مسیحی، بسیاری از مردم دیدگاهی متفاوت با جبهه لبنانی دارند، چه در کلیات و چه در جزئیات. این عده اکنون خاموش هستند و نمیتوانند حرکتی انجام دهند.
2. منطقه اسلامی دوباره همسطح منطقه دیگر، مسلح شود و به سخن دیگر، معادله ترس و وحشت دوباره برقرار شود. ما به راهحل دوم تشویق نمیکنیم و از آن بیزاریم و آن را رد میکنیم، زیرا معادله قدرت همواره به جنگ و درگیری میانجامد.
لبنان جدید
پس از جنگ، ساختارهای متعددی برای لبنان جدید مطرح شد، ازجمله تجزیه. شما لبنان آینده را چگونه میبینید؟
در واقع دردهای مردم فراوان است و وقتی برخی از آنان میگویند : باید جنگ به هر قیمتی پایان یابد، میتوان فهمید که خسته شدن مردم از جنگ (آنگونه که در تفکر نظامی معروف است) آنان را به تسلیم شدن وادار کرده است. فکر میکنم تجزیه لبنان بینهایت خطرناک است. تجزیه به شکلی که اکنون مطرح است، تجزیه فرقهای است که در کنار آنکه توجیهی برای فلسفه وجودی اسرائیل است، به تجزیههایی دیگر در کشورهای عربی (بدون استثنا) میانجامد. به نظر من خطر این وضعیت به جهان عرب محدود نمیشود و بلکه به آفریقا نیز کشیده میشود، چراکه در آنجا قبیله و تفکر قبیلهای حکمفرماست.
بنابراین، تجزیه لبنان مسئلهای بسیار خطرناک است و فکر میکنم حتی از نظر جبهه لبنانی نیز مطرح نیست و آنها به دلایل گوناگون در پی بدیلی برای تجزیه هستند، ولی هرگونه گرایش به تجزیه یا تمرکززدایی سیاسی، به معنای عقبنشینی در برابر جنگ است.
