گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 325

رابعاً، ما می‌دانیم که اطلاعات مغرضانه و اتهاماتی که محافل خاص لبنانی مطرح می‌کنند، همسو با فعالیت‌های سازمان اطلاعات ایران در خاورمیانه است که به دست افسر اطلاعات ایران در لبنان که نقاب سفیر بر چهره دارد، اجرا می‌شود.

با مروری سریع بر حوادث بعد از پایان جنگ داخلی در لبنان، ابعاد این فعالیت‌ها روشن می‌شود؛ فعالیت‌هایی برای از هم گسستن شیعیان در لبنان و ایجاد شخصیت‌های روحانی دروغین و به راه انداختن انجمن‌های خیریه و سازمان‌های سری برای ایستادن در برابر مجلس اعلای شیعیان و رئیس آن که از ابتدا هرگونه ارتباط فرقه خود را با دستگاه اطلاعات ایران رد کرده است.

از این رو، کمک‌هایی که به زیان‌دیدگان از جنگ رسید، تنها از سوی مراجع بزرگ تقلید و افراد نیکوکار بود و کمک‌های دولتی به توصیه جناب سفیر، صرف فعالیت‌های مشکوک سیاسی و نظامی می‌شد. ایشان حتی در لغو ساخت بیمارستانی که قرار بود دولت ایران برای مجلس اعلای شیعیان و شیعیان بسازد، نقش داشت.

حقیقت نقش این مرد، در حوادث اردن و در جلوگیری از هماهنگی ایران با دولت‌های عربی برای قطع صادرات نفت به اسرائیل در خلال جنگ رمضان و بسیاری دیگر از فعالیت‌های مشکوک او برای رهبران عرب و دیپلمات‌ها و حتی سفیران ایران در منطقه، معلوم است.

جنبش محرومان به مسئولان لبنانی و همه مسئولان عرب در منطقه که با این مسئله مرتبط هستند، نهیب می‌زند و از آنان می‌خواهد که نسبت به این فعالیت‌ها که توسط این فرد ادامه دارد، بسیار هوشیار و مراقب باشند. جنبش از آنان می‌خواهد در برابر چپاولگری سیاسی این فرد تسلیم نشوند. او در این زمینه تجربه بسیاری دارد، زیرا پانزده سال معاون وابسته نظامی در لبنان و اردن و سپس وابسته نظامی در عمان و سپس سفیر ایران در اردن و لبنان بود و در این مدت تجربه‌های فراوانی به دست آورد.

خامساً، ترس برخی از شخصیت‌های لبنانی از تیره شدن روابط میان لبنان و یک دولت دوست در منطقه، از همان زمان که این تلاش‌ها بر ضد شیعه -یکی از ارکان اساسی لبنان- آغاز شد، ضروری بود؛ از همان زمان که برخی رسانه‌های تشکل جبهه لبنانی بر ضد مجلس و جنبش، و به‌طور خاص، بر ضد [امام] موسی صدر جهت‌گیری کردند، بدون آنکه هیچ تصمیم سیاسی دراین‌باره وجود داشته باشد که این حمله دیوانه‌وار را -که زیر نظر سازمان اطلاعات ایران هدایت می‌شد- توجیه کند.

آیا این شخصیت‌ها اظهارات تند خود را بر ضد دولت‌های عربی برادر و به‌ویژه سوریه در سال 75 و76 فراموش کرده‌اند؟ آیا آن اظهارات، روابط لبنان را در معرض تیرگی قرار نمی‌داد، ولی مراسمی که برای دانشمندی متفکر و مبارز در کشور علم و اندیشه و مبارزه مؤمنانه و در کشور آزادی و سخن برگزار شده است، موجب تنش در روابط می‌شود و لبنان را در تنگنا قرار می‌دهد؟!

سؤال مهم‌تر اینکه چگونه برخی از سیاستمداران، خود را به جای دولت قانونی در کشور، قیم همه مناطق و فرقه‌ها به حساب می‌آورند؟

سادساً، نکته‌ای که از گرایش [این عده] به اتهام‌زنی و محکوم کردن شتاب‌زده پرده برمی‌دارد، سخن راندن از تمایل ما برای کشاندن درگیری‌های خلیجی به لبنان است و اینکه این امر یکی از پیامدهای آن مراسم است!