گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
اوضاع و اصلاح امور و پر کردن شکاف در آستان? میلاد رخ میدهد؛ تلاشهایی که موجب شد رئیس حزب کتائب شیخ پییر الجُمیّل و عناصر اصلی حزب به منظور زمینهسازی برای آشتی ملی و شروع ساختن لبنانی جدید، به دمشق سفر کنند.
این حوادث مرا بر آن میدارد که با صراحت کامل، کسانی را که مرتکب این جنایتهای وحشیانه شدهاند، به خیانت بزرگ متهم کنم: خیانت کشتار هزاران انسانی که برخی تاکنون کشته شدهاند و برخی دیگر در اثنای اجرای این توطئه و برای دفاع از وطن کشته خواهند شد و چهبسا من هم یکی از این مدافعان باشم و آرزو میکنم چنین باشد؛ خیانت ناکام کردن رسالت مسیحیت در جهان عرب پس از تلاشی در مدت بیش از یک قرن؛ خیانت متهم کردن دو دین جهانی مسیحیت و اسلام به فقدان روحی? همزیستی؛ خیانت تلاش برای ایجاد اسرائیلی دیگر در شرق؛ خیانت مخالفت با فرمان و خواهش و بلکه استدعای جناب پاپ و جناب پاتریارک خریش و هم? رهبران مذهبی جهان؛ خیانت سببسازی برای پیامدهای خطرناکی که این حوادث به دنبال خواهد داشت.
سؤال من این است: چه کسی مسئول است؟ آیا حزب کتائب و حزب آزاد[102] و جبه? پاسداران سداروس[103]؟ آنان مسئولیت را از خود نفی میکنند، پس باید از آن اعلام برائت کنند و وضع احزاب رو به انحطاط خود را روشن کنند و جنایتکاران را شناسایی کنند. باید جنایتکاران را معرفی کنند و کسانی را که با تصمیمات سیاسی مخالفت میکنند، بازداشت کنند.
من چارهای ندارم جز اینکه برخی از مقامات و اشخاص تندرو در طرف دیگر را نیز مسئول بدانم، چراکه آنان نیز زمینه را فراهم کردند و بهانه به دست جنایتکاران دادند. از آنان نیز میخواهم که مخالفانی را که کشور و مردم را در این فتنه انداختند، معرفی کنند.
سؤال دیگر این است که چرا دو حزب کتائب و آزاد و همپیمانانشان بلافاصله پس از وقوع فاجعه برای جلوگیری از ادام? آن و بازگرداندن راندهشدگان به محلههای خود یا به مؤسسههای عمومی مجاور تلاش نکردند تا کار بازسازی تمام شود؟
منتظر پاسخ و توضیح در این باره هستیم و این سؤال را خطاب به دیگران نیز مطرح میکنم.
وقتی فاجع? قاع در بقاع رخ داد، صرفنظر از اسباب و ابهامات آن و کسانی که آن را پدید آوردند، من پیش از آنکه فاجعه به جای حساس برسد، تحصن خود را رها کردم و همان شب با وجود خطرهای فراوان به قاع رفتم و وارد کلیسا شدم و با مردم دیدار کردم و حادثه را محکوم کردم و آب را دوباره به شهرک بازگرداندم و با آنان همدردی کردم و در نتیجه اهالی آنجا مهاجرت نکردند. در هر حادثهای، بزرگ یا کوچک، من و دوستانم هم? تلاش خود را به کار گرفتیم تا افراد تندرو را آرام کنیم و از واکنشهای احساساتی و هیجانزده جلوگیری کنیم. ما به مسئولیت خود عمل کردیم و در آن زمان به سازش و مدارا و رعایت نکردن منافع شیعیان متهم شدم. من هنوز هم انتقامگیری از بیگناهان را به هر شکل رد میکنم و خود را در گرداب آشوب و تنش گرفتار نمیکنم، حتی اگر این موضعگیری به منزوی شدن من از شیعیان بینجامد و باعث شود مدعیان شعارهایی بر ضد من بدهند و اتهاماتی به من بزنند.
[102].?«حزب الأحرار» یا «الوطنین الأحرار» (ملیگرایان آزاد).
[103].?جبهة حراس الأرز.
