گام به گام با امام موسی صدر جلد 6
بهآرامی پاسخ داد: «درست است. من یک سال پیش گفتم و پس از آن نیز دهها بار تکرار کردم که سلاح زینت مردان است، تا افراد امت و بهویژه جنوب را برای رویارویی با دشمن مسلح آماده کنم و بهان? طغیانگریهای فئودالها را از بین ببرم. هنوز نیز به این اصل ایمان دارم و براساس آن عمل میکنم…?.»
سیگار دیگری روشن کرد و با لبخند گفت:
«سر سطر» و ادامه داد: «امّا در محنت اخیر، اسلحه به ناشایستترین شکل، چه کیفی و چه کمّی، به کار گرفته شده است، به گونهای که در ساعتهای نخستین شب میدیدیم که با سلاحهای سنگین ازجمله خمپارهانداز 120 میلیمتری، محلههای غیرنظامی را که هیچگونه مراکز نظامی ندارد و بدون هشدار قبلی بمباران میکردند. بهویژه میدیدیم کسی که این سلاحهای مرگبار را به این شکل وحشیانه به کار میبرد، هموطنی است که بر ضد هموطن و کشور خود فعالیت میکند، زیرا میبیند این دو اسلحه ندارند. اکنون که از اسلحه به این شکل غیرانسانی استفاده کردهاند، دیگر هر اقدام مسلحانهای محکوم است، زیرا کشور را متلاشی خواهد کرد و موجب تباهی اخلاقی مردم خواهد شد و کشور و امت را در معرض تهدید قرار خواهد داد. از این رو، دیگر اکنون کاربرد اسلحه برای هر هدفی که باشد، نه به آن هدف کمک میکند و نه به کشور سودی میرساند و این بدان معناست که شریفترین و کارآمدترین وسیله تحصن است که وجدانها را بیدار میکند و نفوس را ملامت میکند و در نتیجه هر دو مطلوب را در آن واحد برآورده میسازد؛ یعنی هدف را محقق و ابزار سنتی را دگرگون میکند، و بدینترتیب، کرامت هموطنان و آبروی وطن را به آنان بازمیگرداند.»
آه سردی کشید و ادامه داد: «بنابراین، از حرف خود برنگشتهام، بلکه به مقتضای شرایط عمل کردهام؛ یعنی منطقی تصمیم گرفتم. و من مطمئنم که این تحصن در صورتی که به خواست خدا موفق شود، سرآغاز فصلی جدید در تاریخ لبنان خواهد شد؛ چراکه مردم از صدای گلوله خسته شدهاند و زشتی خشونت بهکاررفته بر ضد مردم را دریافتهاند. فصل غلبه بر زورگویی و نزاع از راه نرمخویی و بازگشت مردم به شرافت و عطوفت آغاز شده است.»
و با لبخند به من نگاه کرد، گویا میخواست بگوید: «جنگ تمام شد.»
از ایشان پرسیدم: « تحصن بر ضد چه کسی و چه چیزی؟ »
پاسخ داد: «این تحصن، همانگونه که در بیانی? جنبش محرومان نیز آمده است، در مرحل? نخست انقلاب بر ضد کاربرد نابجای اسلحه و خشونت است و در مرحله دوم، انقلاب بر ضد سیاست سنتی و بر ضد برخی از سیاستمداران سنتی در لبنان است که سیاست را هدف و مردم را ابزار به حساب میآورند و ویرانشدن خانهها را و فلج شدن زندگی عمومی را و دیگر خسارتهای بزرگ را نادیده میگیرند، بهویژه خسارتهای واردشده به ستمدیدگان و رنجکشیدگان، ازجمله تعطیل شدن کار و مدرسهها. و بلکه تا زمانی که بتوانند از این راه یک رأی یا یک دستاورد سیاسی دیگر به دست آورند، این فجایع را مای? خوشی و عامل موفقیت خود محسوب میکنند.»
ایشان در ادامه گفت: «عجیبتر اینکه اینها با وجود آنکه به احتمال بروز انفجار در اوضاع کشور واقف بودند، باز هم به درگیریهای سیاسی از یک
