گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
برادران، موضع ما نیاز به بحث و کاوش ندارد. رفتار ما روشن است. آنان که ندانسته تهمت میزنند و اعتراض میکنند، ما دلسوزشان هستیم و از خدا میخواهیم که آنان را هدایت کند.
در اینجا اعلام میکنیم: ما همانطور که در سوگند خود گفتیم، در کنار همه ستمدیدگان از همه فِرَق و همه مناطق و همه کسانی که کرامتشان در این کشور خدشهدار شده و خواهان میهنی آرام و ایمن هستند، میایستیم و خیرخواه همه هستیم، همین.
برادران،
گوش کنید، با شما خداحافظی میکنم و إنشاءالله در این مسیر طولانی همراه با شما خواهم بود. شاید نیاز باشد بهزودی تجمعی دیگر در بیروت برگزار کنیم. شاید اوضاعی سخت و راهی دشوار پیش رو داشته باشیم. در هر حال، این راه را تا آخر ادامه میدهیم.
من الآن با شما وداع میکنم، ولی با شما خواهم بود و با قلب و جان و علم خود از تلاشهای شما و ناملایمتهایی که دیدهاید و از اینکه گرمای هوا و سختیهای راه و رنج سفر را تحمل کردهاید، قدردانی میکنم. همه وجود خود را وقف خدمت به شما میکنم. من نه به دنبال برتری و فساد در زمینم و نه خواهان ریاست و مقام و سوار شدن بر دوش مردم هستم. ما همراه شما حرکت میکنیم. شما را به خدا میسپاریم و از شما میخواهم… از شما میخواهم… تیراندازی نکنید… گلولههایتان را برای خطری که در کمین است، نگه دارید. میشنوید؟ برای خطری که در کمین است.
إنشاءالله در آینده میتوانیم امور را در جایگاه شایسته خود قرار دهیم. ما از چند روز پیش تلاش کردیم با صدور بیانیه و اعلام از بلندگوها و نصب پلاکارد، از ورود افراد مسلح به این تجمع جلوگیری کنیم تا تجمع ما صلحآمیز باشد.
در پایان میخواهیم بگوییم که جنوب آزاد است. جنوب اعلام حیات میکند و اراده خود را به تصویر میکشد. هدف ما این بود. شما را به خدا میسپارم. دست خدا به همراهتان.
امام با سختی فراوان محل تجمع را ترک کرد و به مدرسه فنیوحرفهای در برج شمالی رفت و در آنجا ناهار را به همراه دانشآموزان مدرسه و عدهای از کسانی که در تجمع شرکت کرده بودند، صرف کرد.
