گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 265

وفاداری کنند. ولی چیزی نمی‌گذرد که شتاب‌زده با ماشین‌های مجلل خود به شهر بازمی‌گردند.

اتهاماتی که دولت یا نمایندگان به امام صدر نسبت می‌دهند، هرچه باشد، دست‌کم یک چیز انکارنشدنی درباره آن وجود دارد: او از امتیازی برخوردار است که می‌توان آن را جذابیت خاصی دانست که در لهجه او نهفته است. بسیاری از او تبعیت محض می‌کنند، به‌ویژه طرف‌داران او که برای بوسیدن دست یا لباس سیاهش به سوی او هجوم می‌برند.

این تصویری از ظاهر امام است، ولی در خلوت سرد او در منزلش در حازمیه، ندای سال‌های طلبگی او با شیوه‌ای متواضعانه شنیده می‌شود. صدای او آرام است و به سختی شنیده می‌شود؛ پاسخ‌های او به زبان عربی فصیح و جوشان است؛ لباس سیاهش که همچون فاخرترین لباس‌ها می‌نماید، او را در سایه‌ای از عزلت و تنهایی فرو می‌برد؛ او سترگ مردی است که خسته نمی‌شود؛ دستان او پیوسته روی منگنه و دیگر اشیای پراکنده در دفترش حرکت می‌کنند.

علی‌رغم همبستگی لبنانیان با جنبش او، امام موسی صدر لبنانی نیست، بلکه ریشه او به ایران و عراق برمی‌گردد. او در هر دو کشور تحصیل کرده و دروس خود را در حوزه علمیه قم در نزدیکی تهران که پدرش از مؤسسان آن بوده، به پایان رسانده است. وقتی برای نخستین بار نام او برای آمدن به لبنان مطرح شد، امام صدر پاسخ داد که آرزو دارد دروس اسلامی خود را تکمیل کند. ولی از زمانی که او به لبنان آمد، یعنی از چهارده سال قبل، همواره مشغول تلاش و فعالیت بوده تا اینکه مدرسه‌ای فنی‌و‌حرفه‌ای در نزدیکی شهر صور تأسیس کرده که نزدیک 360 دانش‌آموز دارد.

اما در عرصه سیاسی، امام صدر اقدام به تأسیس مجلس اعلای شیعیان کرد که نوزده نفر از اعضای آن نماینده پارلمان هستند و خود امام ریاست آن را به عهده دارد. از آنجا که شیعیان بزرگ‌ترین فرقه لبنان هستند، امام از حمایت جمعیتی نزدیک به 836 هزار شیعه برخوردار است و افزون بر آن، تلاش می‌کند با سخنرانی‌های خود، درمیان اندیشمندان و نسل جوان نیز طرف‌دارانی پیدا کند.

ولی فروتنانه می‌گوید: «من هیچ آرزوی سیاسی‌ای ندارم و به دنبال منصب و جایگاه سیاسی نیستم، از هر نوعی که باشد. جنبش من برخاسته از اصول و مبانی دینی من است. ایمانی که به خدا دارم و اهتمامی که به ستم‌دیدگان می‌ورزم، هر دو یکی هستند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. اهتمام من به محرومان سه مرحله دارد.» او این مطلب را با استناد به آیه‌ای از قرآن کریم گفت که مضمونش این است که ابتدا باید نصیحت و خیرخواهی کنی. سپس، باید خطاها را با دست خود و اگر نتوانستی با زبان خود و اگر نتوانستی با قلب خود، که آن را به‌طور کامل باید به خدا ببخشی، اصلاح کنی. «اقدامات من نصیحت عملی درمورد اوضاع جنوب لبنان است. از این رو، حرکت من حرکتی سازنده است نه ویران‌کننده.»

وقتی درباره تعداد نگران‌کننده مردان مسلح در میان طرف‌داران او و ناخرسندی آشکار بیروت درباره این وضع پرسیدم، در دفاع از خود پاسخ داد که او به هیچ‌کس تفنگی نداده است: «من به آنان اسلحه نمی‌دهم. خودشان با پول شخصی خودشان اسلحه می‌خرند. من حتی نمی‌دانم جنبش من چند طرف‌دار دارد.»

از سوی دیگر، به دنبال حملات انتقام‌جویانه اسرائیل به لبنان که در پاسخ به بمباران کریات