گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 99

فرزندان آن و نیز در خدمت لبنان قرار گیرد. در چنین اوضاعی همکاری‌ و تلاش مشترک بیشتر با دولت‌ و دیگر فرقه‌ها تسهیل خواهد شد.

آنچه‌ گفتم خلاصه‌ای از اسباب و عوامل تأسیس‌ مجلس اعلای شیعیان است که نخبگانِ با اخلاص شیعیان را واداشت تا از پنج سال پیش خواهان‌ تأسیس این‌ مجلس ‌شوند. البته‌، مرحله اخیر تلاش‌ها از پنج سال پیش شروع‌ شد و پیش از آن هم مراحل دیگری پیموده شده‌ که از بیست سال هم فراتر می‌رود، ولی در آن مراحل فقط در حد درخواست بود و اقدام عملی صورت نگرفته بود.

طبعاً، طرح تأسیس مجلس به زمان کنونی مربوط نمی‌شود و پیش از این باید مراحلی طی می‌شد و به‌طور اتفاقی در این زمان‌ تحقق یافت. من تأسیس مجلس را در این مقطع به فال‌نیک می‌گیرم، چراکه لبنان و فرزندان این سرزمین در اوضاع کنونی برای بقا و توسعه و رهایی از دشمن خطرناک به هماهنگی نیروها و بسیج خدمات و توانایی‌‌ها در زمینه‌های مختلف نیاز بیشتری دارند.

43 تن از 95 عالم‌ دینی انتخابات را تحریم کرده‌اند. علت آن چیست؟ و آیا این تحریم سبب نمی‌شود که ‌نمایندگی حقیقی این مجلس خدشه‌دار شود؟

شک نیست که هر کار بزرگ و کوچکی با رویکردهای مختلفی مواجه می‌شود و چه‌بسا، این آرای مختلف کار را به کمال‌ آن‌ نزدیک‌تر و تحرک آن را بیشتر و اجرای آن را دقیق‌تر کند. موضع مخالفان این طرح نیز از این اصل کلی مستثنا نیست. آقایان علمایی که انتخابات را تحریم کرده‌اند، چند دسته‌اند. دسته‌ای از آنان خواهان‌ به تأخیر افتادن‌ انتخابات به منظور زمینه‌سازی و مقدمه‌چینی برای دستیابی به اجماع بوده‌اند و زمانی که مطمئن شدند دستیابی به اجماع ممکن نیست، در جلسه‌ حاضر شدند و رأی دادند. شمار این دسته دوازده تن است.

برخی از آقایان علما هم‌ که در سن کهولت قرار دارند و اصلاً در مسیر مخالفت‌ قرار نداشته‌اند، هدفشان از امضای بیانیه‌ تحریم، تلاشی شریف برای فراهم‌آوردن فضای مناسب برای تحقق‌ این طرح بود و آنان هرگز با اصل طرح مخالفت نداشته‌اند و حتی دو تن‌ از این آقایان به‌رغم مشکلات‌ شدید جسمانی در مجمع عمومی حضور یافتند و رأی دادند.

خلاصه بگویم که بنابه آمارهای دقیق ما، شمار مخالفان از 26 عالم‌ دینی فراتر نمی‌رود. با این ‌حال،‌ ما اعضای مجلس امیدواریم که کار ما سندی قاطع برای این برادران باشد و با سلامت نیت و درستی هدف و دقت رفتار در تحقق این آرزوی تاریخی شیعیان، به آنان اطمینان خاطر بخشیم.

گفته‌ می‌شود که مجلس اعلای شیعیان برای انشعاب شیعیان از اهل سنت تأسیس شده است.

من تعجب‌ می‌کنم که چرا این سؤ‌ال متوجه شیعیان می‌شود و نه متوجه هیچ فرقه دیگری. مثلاً وقتی‌ در سال 1955 و به موجب قانون شماره هجده‌ که امور اهل سنت را در لبنان سامان می‌بخشد، مجلس شرعی اهل سنت تشکیل شد، چرا چنین سؤ‌الی مطرح نشد؟

در ماده اول آن‌ قانون به صراحت مجلس را متعلق به‌ اهل سنت دانسته است. در طی چهارده سالی‌ که از صدور آن قانون گذشته‌است، آن مجلس به اختیاراتش عمل کرده و هیچ‌گونه تفرقه و انشعابی میان‌ صفوف‌ مسلمانان پدید نیامده‌ و هیچ سؤ‌الی نیز متوجه آن نبوده است.