گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
که همان مهاجرت به صورتی عجیب و غریب است. من دو نسل متوالی را در این خاندان ندیدهام که در یک سرزمین زندگی کرده باشند.
سه فرزند دارم: صدرالدین و حمید و حورا[6].
او کوچکتر از آن است که بخواهیم هماکنون درباره آیندهاش صحبت کنیم. او قطعاً وقتی بزرگ شود وارد دانشگاهی میشود که با افکار و اهدافی که دارد متناسب باشد. در هرحال، طبیعی است که او، با حفظ شئونات، وارد دانشگاه شود.
از اروپا و آفریقا و ترکیه دیدن کردهام.
من احساس میکنم شما با دیگر روحانیان فـرق دارید. میتوانـم چیزی را که در ذهنم میگذرد بدون هیچ تردید و خجالتی بر زبان آورم: شما بسیار باهوش و زیرکید.
من معتقدم رسالتی که بر دوش دارم، همان دعوت حقیقی به اسلام است. این رسالت به همان میزان که بهگونهای فعالانه در توسعه جوامع و تحول زندگی مردم نقش دارد، به همان میزان در اصلاح ارتباط انسان با خدا و در اصلاح زندگی انسان پس از مرگ مؤثر است. من عملاً این اصل را در کلیه فعالیتهایم، چه در مجلس سخنرانی و چه دیگر کارهای اجتماعیام، اجرا کردهام. همواره سعی کردهام تأکید کنم که دین، پیش از آنکه توشه آخرت باشد، والاترین وسیله برای زندگی است. این دعوت بهسوی خدا با انسجام کلی فرقهها و مذاهب مختلف لبنان همراه شد. شاید روش و اسلوبی که داشتهام اثر بیشتری در این انسجام گذاشته باشد، چون من تلاش کردم آنچه را درون مخاطب یا پرسشگر یا شنونده میگذرد، مثل شکها و سؤالها و اعتراضها، بفهمم، بدون آنکه مهابت و شأن خاص خود را بر او تحمیل کنم. پس از این دریافت و احساس، میکوشیدم راهحل عملی برای مشکلات ارائه کنم. البته، روحانیان دیگری هم هستند که در اینگونه فعالیتهای عملی و اجتماعی مانند من یا بهتر از مناند.
من سراغ ندارم که امتی با خطری بزرگتر از آنچه ما امروزه با آن مواجهیم، روبهرو شده باشد. این خطر وجود صهیونیسم در منطقه است. وجود صهیونیسم برای آینده منطقه تهدیدی برای همه ارزشها و میراثها و تاریخ آن است. بنابراین، در لزوم کاربرد هرگونه امکان و وسیله برای دور کردنِ خطر آن، هیچگونه تردیدی ندارم و شخصاً بعید میدانم که راهحل صلحآمیزی در اینباره وجود داشته باشد.
من مطلقاً به سیاست وارد نشدهام و میگویند که برای مجلس اعلای شیعیان خود را نامزد کردهام.
[6]هاین مصاحبه در سال 1969 صورت گرفته و چهارمین فرزند امام، ملیحه، در سال 1971 به دنیا آمده است.
