گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 78

غریزی انسان، هنگامی‌ که‌ به شکل متعادل مجال‌ بروز نیابند، به‌ وسوسه‌‌ تبدیل می‌شوند و می‌پژمرند و می‌میرند؛ و اگر مجال‌ بروز یابند، رشد و بر دیگر ابعاد وجود انسان سیطره‌ پیدا می‌کنند.

آیا اجـازه‌ می‌دهید دربـاره‌ ازدواج‌ موقت‌ یا متعه صحبت کنیـم؟ می‌خواهم‌ نظر شخص شما را در این‌باره بدانم.

این بحث‌ طولانی‌ است و اکنون مجال پرداختن‌ به‌ آن‌ نیست.

درباره‌ تعدد زوجات چه می‌گویید؟

آیه‌ای‌ که‌ در مورد تعدد زوجات در قرآن‌ ذکر شده، برای تعدد زوجات دو شرط اساسی‌ بیان کرده است. آن‌ آیه چنین است: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً[5]

این آیه‌ از یک ‌سو تعدد همسران‌ را مشروط به ترس‌ از اجرا نشدن‌ عدالت در مورد یتیمان‌ ذکر می‌کند و از سوی دیگر، آن‌ را به‌ ضرورت اجرای‌ عدالت در میان‌ همسران‌ مقید می‌گرداند. شکی نیست که به‌ سبب جنگ‌های‌ صدر اسلام و شهادت مردان، نگرانی‌ آن‌ وجود داشت‌ که‌ ایتام قربانی بی‌عدالتی شوند. در چنان‌ وضعیتی، پدیده تعدد زوجات امری پسندیده برای سرپرستی ایتام و مادران آنان بود و این بنابر اصطلاح‌ فقها، یکی از موارد جواز تعدد زوجات است. بنابراین، تعدد زوجات حکمی ثابت و مربوط به اوضاع اجتماعی یا خانوادگی‌ معین است. غیر از این، شرط دیگر همان‌ برقراری عدالت‌ در بین زنان است‌ و این مسئله‌ای دشوار و پیچیده‌ است که برحسب‌ تحول‌ جوامع و نیازهای زنان و سطح آگاهی‌ و میزان نیازشان‌ به‌ ازدواج‌ تغییر می‌کند. در بیشتر اوقات شوهر نمی‌تواند از عهده‌ حقوق‌ بیش از یک زن‌ برآید. بدین‌ترتیب، می‌بینیم‌ که‌ این حکم‌ اسلامی‌ دستوری‌ است که موجبات پیشرفت در جوامع را نیز در خود دارد.

مقامات‌ تونس‌ تعدد زوجات را ممنوع کرده‌اند، نظر شما چیست؟

من‌ به‌ ممنوعیت مطلق اعتقاد ندارم، که‌ این خود عکس دستور شرعی‌ است. همچنین، به آزادی‌ مطلق‌ هم‌ در این زمینه‌ معتقد نیستم، بلکه‌ به‌ نظر من‌ باید این موضوع‌ را به‌ عهده‌ دادگاه‌های‌ شرعی‌ گذاشت تا درباره شروط‌ معین‌ آن‌ تحقیق بیشتری کنند. البته،‌ این رأ‌ی و اجتهاد شخص من است.

آیا خداوند ما را به‌ اطاعت از والـدین فـرمان داده است، حتـی‌ هنگامی‌ که‌ ما را به‌ ازدواج‌ با کسی که دوستش‌ نداریم،‌ مجبور کنند؟

در این مورد خداوند هرگز به‌ اطاعت از والدین‌ فرمان نداده، بلکه‌ دستور داده‌ به‌ آنان نیکویی‌ شود و از بی‌ادبی به آنان، حتی به کمترین وجه، خودداری شود. اما درخصوص‌ ازدواج، حق‌ اصلی‌ با دختر است، چراکه اوست که می‌خواهد ازدواج‌ کند و مرد ازدواج را می‌پذیرد. حق‌ پدر، هنگامی‌ که‌ از موافقت‌ با ازدواج‌ دخترش امتناع می‌کند، حق‌ تشریعی‌ و مشورتی‌ است. در مواردی‌ که‌ ازدواج مصلحت حقیقی‌ دختر باشد و به‌ تعبیر قرآن،‌ پدرِ‌ دختر او را منع کند، دیگر حق‌ پدر ساقط‌ می‌شود. اما شرع هرگز برای‌ دیگر افراد خانواده دراین‌باره‌ حقی قائل نیست.


[5]ه«اگر شما را بیم آن است‌ که‌ در کار یتیمان‌ عدالت نورزید، از زنان‌ هرچه‌ شما را پسند افتد، دو دو و سه سه‌ و چهار چهار به‌ نکاح‌ درآورید و اگر بیم آن دارید که‌ به‌ عدالت رفتار نکنید، تنها یک‌ زن‌ بگیرید.» (نساء،3)


صفحه78 از490