گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 489

سند شماره 24-12-70

موضوع: سخنرانی ـ لبنان ‌میان‌ فرقه‌گرایی ‌و سکولاریسم‌

مکان ‌و تاریخ: دانشکده ‌ادبیات ‌شرقی‌ دانشگاه یسوعی، 22/12/1970

مناسبت: دعوت انجمن دانشکده ‌ادبیات‌ شرقی‌ دانشگاه ‌قدیس ‌یوسف

منبع: روزنامه ‌لسان ‌الحال، 24/12/1970؛ روزنامه الحیاة، 23/12/1970

متن‌

امام ‌موسی ‌صدر، سکولاریسم‌ را چنین ‌تعریف‌ کرد: «چارچوبی ‌اجتماعی ‌و نه یک ‌نظام.»

امام‌ صدر سخنرانی‌اش‌ را که درباره ‌«لبنان ‌میان‌ فرقه‌گرایی‌ و سکولاریسم» بود، با نگاهی ‌تحلیلی ‌به ‌این‌ دو مقوله آغاز کرد. وی ‌گفت ‌که فرقه‌گرایی ‌و سکولاریسم صفاتی هستند که‌ جامعه و یا فرد بدان ‌متصف ‌می‌شود.

امام ‌صدر انواع جامعه ‌را به ‌سه‌ بخش ‌تقسیم ‌کرد: «جامعه‌ فرقه‌گرا‌ که ‌ما در آن ‌به ‌سر می‌بریم‌ و این جامعه ‌بر روابط‌ میان ‌افراد مسلط است و موجب‌ کناره‌گیری ‌آنان ‌از یکدیگر می‌شود، و جامعه‌ سکولار و جامعه‌ متدین.»

امام‌ صدر در ادامه ‌گفت ‌که هر نظام ‌دموکراتیکی ‌هم‌ ممکن است فرقه‌ای‌ یا سکولار و یا متدیّن ‌باشد. امام‌ صدر سپس‌ از کلیات ‌وارد متن ‌بحث‌ خود شد و گفت: «الگوی فرقه‌ای ‌برای ‌نظام ‌سیاسی‌ لبنان ‌انتخاب‌ شد، اما به ‌جای ‌اینکه ‌آثار مثبتی ‌داشته ‌باشد و هدف ‌آن ‌همکاری ‌و همیاری فِرَق با یکدیگر باشد و چهره‌ای متمدن به لبنان ‌ببخشد، به‌ امری ‌سلبی ‌تبدیل‌ شده و اختلاف ‌فرهنگی‌ و علمی‌ و اقتصادی در جامعه ‌پدید آورده است.»

امام‌ صدر آنگاه ‌پرسید: «چرا نظام‌ فرقه‌ای ‌پدید آمد؟» و چنین‌ پاسخ ‌داد: «شاید هدف کسانی ‌که ‌الگوی ‌نظام فرقه‌ای ‌را برای ‌لبنان ‌انتخاب‌ کردند، تأمین‌ خیر و مصلحت ‌لبنان ‌بوده ‌و شاید برای‌ پیشگیری از خطرهای ‌نظام ‌دموکراتیک ‌مطلق‌ که ‌در آن‌ ضعیف ‌در برابر قوی حمایت ‌نمی‌شود ‌و قوی‌ قوی‌تر و ضعیف ضعیف‌تر می‌شود، این الگو را برگزیده‌اند. اما ‌این ‌نظام وجه‌ مثبت‌ نظام فرقه‌ای ‌را تغییر داد و ذهنیت‌ سلبی‌ فرقه‌گرایی‌ را تثبیت ‌کرد و گفت‌وگویی ‌را که‌ می‌بایست ‌میان اعضای فِرَق شکل ‌می‌گرفت‌، به‌ گفت‌وگو میان سردمداران تبدیل‌ کرد و امتیازات‌ خاص‌ فرقه‌های ‌مشخص‌ را حفظ ‌کرد.»

در اینجا امام ‌صدر پرسید: «آیا سکولاریسم‌ مشکل ‌ما را حل ‌می‌کند؟»

وی ‌در پاسخ ‌به ‌این ‌پرسش ‌به‌طور قطعی ‌گفت‌ که ‌سکولاریسم ‌در حد خود، نظام‌ نیست بلکه‌ صفت ‌نظام‌ دموکراتیک ‌است ‌و ممکن است صفت نظام دیکتاتوری ‌هم ‌باشد.

آقای ‌صدر افزود: «سکولاریسم مشکل‌ غلبه‌ قوی ‌بر ضعیف را حل ‌نمی‌کند، علاوه بر اینکه سرمایه معنوی‌ جامعه ‌را از بین می‌برد و چارچوبی ‌اجتماعی ‌برای ‌آن تشکیل می‌دهد که در نهایت ‌بر صفت‌ انسانی ‌انسان ‌چیره‌ می‌شود.»

امام ‌صدر پس ‌از رد الگوی‌ جامعه ‌سکولار، وارد بحثِ جامعه ‌دینی ‌شد و گفت‌: «شاید جامعه‌ دینی‌ راه‌حل باشد، زیرا شکل ‌مطلقی ‌به ‌هیچ ‌نظامی‌ نمی‌دهد.»

امام ‌صدر موضوع ‌ازدواج‌ مدنی ‌را به ‌میان‌ کشید و گفت: «‌مسئله ‌ازدواج ‌مدنی ‌میان‌ پیروان فِرَق ‌مختلف اکنون ‌مطرح‌ است ‌و برخی ‌گمان ‌می‌کنند که‌ راه ‌غلبه ‌بر فرقه‌گرایی، ‌ازدواج‌ مدنی ‌است.»

وی ‌ازدواج‌ مدنی‌ را معامله ‌یا قراردادی‌ میان‌ دو طرف ‌دانست ‌که‌ چارچوبی‌ دینی‌ بر آن ‌حاکم ‌نیست. وی‌ گفت: «این‌گونه ‌ازدواج‌ در اسلام ‌پذیرفته ‌شده ‌است، زیرا ازدواج ‌در اسلام قراردادی‌ میان‌ دو طرف ‌است، ولی ‌بلافاصله‌ توضیح ‌داد که ‌تجارب‌ به‌دست‌آمده نشان ‌می‌دهد که ‌مشکل‌ فرقه‌گرایی ‌مشکلی‌ پیچیده و فراتر از آن ‌است ‌که ‌ازدواج‌ مدنی‌ بتواند آن ‌را حل‌ کند.»

امام ‌صدر سخنرانی‌اش‌ را با دعوت‌ به ‌تغییر نظام ‌پایان‌ داد و گفت: «زیرا نظام ‌مسئول‌ است ‌و مشکل‌ ما درمانی ‌جز لغو فرقه‌گرایی‌ و اقدام به تشکیل ‌نظام‌ سیاسی ‌واحد و یک‌پارچه‌ ندارد.» پس ‌از پایان‌ سخنرانی، وی ‌به ‌پاره‌ای‌ پرسش‌های ‌طرح‌شده ‌پاسخ‌ داد:

آیا احزاب‌ مشکل فرقه‌گرایی ‌را حل ‌می‌کند؟

‌اگر حزب تصویری ‌از جامعه ‌مطلوب ‌باشد، بله، ‌می‌تواند و از آنه‌رو، که‌ مهم‌ترین ‌عامل ‌تثبیت ‌چنددستگی خود نظام ‌است، هرگاه‌ حزبی‌ بتواند این ‌نظام ‌را تضعیف ‌کند، این ‌تضعیف ‌نوعی‌ پیروزی ‌و راهی ‌برای ‌رسیدن ‌به ‌جامعه مطلوب‌ است.

آیا ازدواج‌ مدنی ‌سبب ‌تثبیت ‌آزادی ‌فردی نیست؟

‌عامل ‌فرار از ازدواج‌ دینی‌ به سمت ‌ازدواج‌ مدنی شعایر دینی ‌نیست. این‌ شعایر زیباست‌ و همگان ‌آن ‌را دوست ‌دارند. به ‌صراحت ‌باید گفت که ‌علت ‌آن نبودن ‌طلاق‌ در برخی فرقه‌هاست. من‌ تصور می‌کنم ‌که‌ تلاش‌هایی‌ که ‌اکنون‌ در کلیسا برای ‌ایجاد نوعی ‌از طلاق ‌در برخی ‌حالات صورت می‌گیرد، از شدت ‌تقاضاها برای ‌ازدواج ‌مدنی ‌خواهد کاست.

یکی ‌از حضار گفت: همه ‌ما مسلمانیم و معتقد به ‌جدایی دین ‌از دولت. نظر شما چیست؟

‌قرآن صفت ‌اسلام ‌را به ‌همه‌ کسانی ‌بخشیده ‌که‌ دل ‌و عقلشان‌ را تسلیم‌ خدا کرده‌اند. اما جدایی‌ دین ‌از دولت ‌را اسلام ‌رد می‌کند، چنان‌که‌ مسیحیت ‌نیز آن ‌را رد می‌کند، زیرا جدایی ‌میان ‌دین ‌و دولت تلاش‌ برای‌ تحمیل ‌نوعی از سکولاریسم‌ است ‌و اینکه ‌حضرت‌ مسیح ‌گفت: کار خدا را به‌ خدا و کار قیصر را به ‌قیصر بسپارید، به ‌معنای ‌آن ‌است‌ که‌ همه‌

چیزتان ‌را به ‌قیصر نسپارید.