گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
هیچکس در سال 1946 یا 1955به دیگران نگفت که کار شما مایه تفرقه است. چرا وقتی که ما میخواهیم مجلسی را برای رسیدگی به امور فرقه خود تأسیس کنیم، میگویند شما مایه تفرقهاید؟ من این اعتراضات را دلیل نهایت ضعف و سستی و وادادگی و فروپاشی در مقابل قیلوقالها میدانم. من إنشاءالله به قیلوقالها توجه نمیکنم و هیچگاه هم توجه نمیکردم.
من معتقدم ما شیعیان گرفتار این مشکلاتیم: 43 درصد شیعیان بیسوادند، یعنی بیشترین درصد بیسوادها را در میان فِرَق لبنانی شیعیان دارند. همینطور است نسبت آوارگان و حاشیهنشینان در بیروت، نسبت عقبماندگی مناطق، نسبت محرومیت از مناصب و پستها و مسائل دیگری از این دست. این مسائل کافی بود برای اینکه ما به فکر کار دستهجمعی بیفتیم و برای حل مشکلاتمان گردهم آییم و در پی بهبود اوضاع اجتماعیمان برآییم؛ آن هم درکشوری که دولت برای حل همه مشکلات، تلاش نمیکند و یا توان آن را ندارد. 36 درصد دانشآموزان لبنان در مدارس دولتی تحصیل میکنند و 64 درصد در مدارس خصوصی. بنابراین، فرقهای که مدارس خصوصی در اختیار ندارد، طبیعتاً، دو سوم فرزندانش بیسواد میمانند. نسبت بیمارستانها و نسبت دانشگاهها نیز به همین شکل است. ما میخواهیم شهروندی عادی باشیم و نه شهروند درجه دو و سه و چهار.
هیچگونه عوامل سیاسی در ورای تأسیس مجلس اعلای شیعیان وجود نداشت، جز احساس کرامت و موجودیت و احساس بشر بودن. این پرسشها باید با فِرَق دیگری در میان نهاده میشد که پیش از ما سازمان و تشکیلات یافتند و ما باید آخرین کسانی میبودیم که با این پرسش مواجه میشدیم.
پاسخ: اول اینکه توجه ما به تدریس دروس دینی در مدارس دولتی بر این اساس بود که آیا درست است این مدارس موجود دولتی را به حال خود رها کنیم؟ طبیعتاً، درست نیست. صدها هزار تن از فرزندان ما در مدارس همهگونه درس فرامیگیرند،
