گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
در آن دخالت کنیم؟ من دوست دارم در این زمینه به صراحت با برادران سخن بگویم. من همیشه و حتی پیش از تأسیس مجلس، این پرسش را از خود میپرسیدم. من در جایگاه عالمی دینی که قدرتی اجتماعی ـ هرچند جزئی ـ دارد و میتواند به هر سببی در سیاست دخالت کند، این سؤال را با خود مطرح میکردم، زیرا اگر من فردی عادی بودم و صاحب منبر و محراب و مقامی نبودم که به من شایستگی داوری میان مردم را میدهد، سخنم تأثیری نداشت تا وارد سیاست شوم. بنابراین، من با سلاح غیر خودم یعنی با موقعیت دینیام ـ که متعلق به صاحب این دین است و ملک شخصی من نیست ـ وارد سیاست شدهام. این ارج و موقعیت اجتماعی که متعلق به صاحب این دین است باید در خدمت دین صرف شود. اما صرف این سرمایه در خدمت غیر دین همانند صرف مال شخص دیگری برای خدمت به دیگران است. اگر منبری را که منبر رسول خداست و محرابی را که محل عبادت است و احترام خودم را در میان مردم که ناشی از عقیده مردم به امامان است، در خدمت انتخاب فلان شخص و حمایت از نامزدی یک نامزد و ضد نامزد دیگر به کار گیرم، به معنای آن است که سرمایهای را که متعلق به من نبوده است، در اختیار دیگران قرار دادهام و این کار نارواست. مفهوم دخالت نکردن در سیاست همین است.
درهعینهحال، میگفتم که اگر در جهان سیاستی باشد محمدی، یعنی خطی باشد که سیاست اسلامی را مجسم میکند، چنانچه این امکانات را در راه خدمت به آن صرف کنم، آنگاه بحق هستم و امور را در جای خودش قرار دادهام، برای مثال، سرپرستی ایتام، بهبود اوضاع مردم، ارتقای سطح زندگی دیگران و یا اصلاح و بازسازی و عمران جنوب و غیر آن.
من میگفتم که این امور به دو طریق اجرا میشود: طریق مستقیم، اینکه من مسئولی را خطاب قرار دهم، مردم را خطاب قرار دهم و شخصاً کار کنم. این کاری اجتماعی است و هرکس که به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.[108]راه دوم از رهگذر سیاست است. یعنی من فلان شخص را انتخاب میکنم تا فلان کار را انجام دهد. این کار را سیاست میدانیم. ما نه در این کار وارد شدهایم و نه وارد میشویم. اما آنچه اکنون به شکل مجلس اعلای شیعیان در برابر خود داریم که نماینده همه شیعیان است، بیشک، چنانکه گفتیم، وظایفی اجتماعی دارد. باید به دقت میان وظایف اجتماعی و وظایف سیاسی خود، که از حوزه کارکردهای مجلس به دور است، تمایز قایل شویم. اما اینکه نوشتهاید سیاست خود وارد زندگی ما میشود، سخن درستی است. بله، اگر ما وارد نشویم، اهل سیاست وارد میشوند و دخالت میکنند و دخالتشان هم معمولاً مشکلآفرین است. اما اگر آنان بتوانند ما را هم وارد سیاست کنند، معنایش این است که موفق شدهاند ما را منحرف کنند. امیدوارم که به دفاع بسنده کنیم. یعنی وقتی آنان دخالت کردند، ما تنها دفاع کنیم و نه بیشتر. چنانکه گفتیم ما در امور خصوصیشان دخالت نمیکنیم، زیرا دخالت در امور آنان مصرف نابهجای نیرویمان است.
اما اوضاعی که به تأسیس مجلس اعلای شیعیان انجامید؛ ای کاش نویسنده این پرسش پریشب پنجشنبه در جلسه ما حضور داشتند، که در آنجا گفتم در لبنان هفده فرقه وجود دارد که آخرین فرقهای که سازمانیافته است، فرقه شیعه است.
[108]هاشاره به حدیث «مَن أَصبَحَ وَ لم یَهتَم بِأُمورِ المُسلمین فَلَیسَ بِمُسلمٍ.»
