گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی ـ تعهد امضاکنندگان پیمان ترک انتقامجویی میان عشایر و خانوادهها، ضامن اجرای آن است.
مکان و تاریخ: بیروت
مناسبت: نازک باسیلا در مجله الأسبوع العربی تحقیقی درباره پیمان «هفتاد» انجام داد که بر ترک عادت انتقامجویی میان عشایر و در خانوادههای مسیحی تصریح دارد و 1500 شخصیت از رؤسای عشایر و خانوادهها و رهبران مذهبی آن را امضا کردهاند. مجله الأسبوع العربی درباره این موضوع با امام موسی صدر گفتوگو کرده است.
منبع: مجله الأسبوع العربی، 6/7/1970
متن
عشایری که این پیماننامه را امضا کردند، عبارتاند از: جعفر و ناصرالدین و علام و شمص و دندش و علو و علاءالدین و شریف و مقداد و زعیتر و امهز و الحاجحسن و فخرالدین و الحاجحسین و سجد و المولی و شعیب و عبید و رشعنین و حماده و الهق و غصن و عواد و مدلج و نون و المصری… . برخیاز خانوادههای مسیحی که این پیماننامه را امضا کردهاند، عبارتاند از: کیروز و رحمه و طوق و حبش و جعجع و عماد و فخری و حتشیتی.
نخستین مرجع و ناظر اجرای این پیماننامه مجلس اعلای شیعیان است. ضمانتهای اجرایی این پیماننامه چیست؟
نخستین ضمانت اجرای این پیمان، شرافت و تعهد امضاکنندگان است، زیرا استفاده از فشار و تدابیر سخت در مقابله با کسی که اقدام به انتقامجویی و خونخواهی میکند و حیات خود را در معرض خطر قرار میدهد و اعتنایی به هیچگونه مجازات احتمالی ندارد، تأثیر بسیار اندکی دارد. با اینهحال، من پیشنهاد دادهام که کمیتهای عالی از میان عشایر و خاندانها برای حل مشکلات موجود در میان خودشان و اختلافات احتمالی آینده تشکیل شود. اگر عمق مفهوم وساطت و یا وجاهت به اصطلاح عشایر را دریابیم، میتوانیم به میزان تأثیر چنین کمیتهای و امکانات آن در حل اختلافات پی ببریم. این از آنهروست که دخالت کمیتهای به این شکل به معنای مشارکت خاندانها و عشایر با همه نیروهای مادی و معنویشان در مسیر تحمیل راهحلی ملایم است. دشوار بتوان تصور کرد که خانوادهای یا قبیلهای مجموع این نیروها را نشناسد.
اما پیش و پس از این نمیتوان وضعیت عشایر را نادیده گرفت که خودشان هم معتقدند علت اساسی عقبماندگی اجتماعیشان، سنتهایی مانند انتقامجویی و خونخواهی است، چراکه اینگونه سنتها چارچوبی است که استمرار زندگی قبیلهای را تضمین میکند و ترک این سنتها و جستوجوی جانشینی برای آنها، دری بزرگ به سوی زندگی مدنی میگشاید. فرزندان عشایر زمانی که به این سنتها عمل میکردند و خود را مجبور به پیمودن این مسیر میدیدند، وجدانشان بدان راضی نبود و آن را مایه عقبماندگی خود میدانستند. آنان در حالی از این سنت پیروی میکردند که عقل و دلشان آن را رد میکرد و همین عامل نیز در حد خود از ضمانتهای اجرایی این پیمان در آینده است.
