گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 413

مطلبی را که نزد خود دارد، به آنان سفارش کند. این سفارش ضروری‌ترین توشه برای پیمودن راه دشوار زندگی است. مؤسسه می‌گوید: شما تحصیل کردید و دانش و فرهنگ فراگرفتید، ولی این برای پیمودن مسیر زندگی کافی نیست. شما در کنار دانش به دین نیز نیاز دارید. دانش و فرهنگ بدون آموزش دینی و پرورش دینی و مراقبت دینی و تعهد دینی، به جامعه خدمت نمی‌کند، بلکه برعکس، خطری برای جامعه و آینده است و شما بدون آن خوشبخت نمی‌شوید. مؤسسه از من دعوت کرده که برای اثبات این ادعا در این مراسم صحبت کنم.

یک شاعر جهانی گفته است:

چو علم آموختی از حرص، آنگه ترس کاندر شب

چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا

دزدی که چراغ در دست دارد، خطرناک‌تر از دزدی است که در تاریکی به خانه‌ها می‌رود. علم همچون چراغ است، ولی کسی که این دانش را به کار می‌گیرد، باید انسان باشد. اگر شمشیر برنده را به دست انسانی تبهکار بدهی، آن را بر ضد بشریت به کار می‌گیرد. علم همچون چراغ است. اگر انسان آن را داشته باشد، راه را پیدا می‌کند، بیمار را درمان می‌کند، همه مشکل‌ها را حل می‌کند. اما اگر همین چراغ در دست دزد باشد، اشیا گرانبهاتر را پیدا می‌کند و می‌دزدد. در واقع،این تعبیری ادبی درباره حقیقتی بزرگ است.

دانش‌آموزان، علم چیست؟ حاضران گرامی، علم چیست؟ آیا این علمی که تمدن جدید می‌خواهد آن را بپرستد،نه خدا را، آیا این علم می‌تواند مشکلات انسان را حل کند و او را به سعادت برساند؟ تجربه تلخ ما عکس آن را نشان می‌دهد. علم بدون اخلاق، بمب هسته‌ای را برای ما به ارمغان آورده است؛ علم بدون اخلاق، استعمار را برای ما پدید آورده است؛ علم بدون دین، تفرقه نژادی و بهره‌کشی از انسان‌ها و جنگ همیشگی میان طبقات را به ما تقدیم کرده است. تجربه ما از دانشی که به کره ماه رفت و از تمدنی که بر همه‌چیز چیره شد، تجربه‌ای تلخ است. تمدن، هر چند کارآمد بود و در تولید علم و صنعت و نظام‌مندی کوتاهی نکرد، نتوانست انسانیت ما را بالا ببرد و بلکه برعکس، سطح انسانیت انسان را پایین آورد. ازهاینهرو، بی‌تردید باید گفت که امروز خوشبختی و سعادت انسان بسیار کمتر از دوره روستانشینی و ظروف سفالی و چارپا‌سواری است. احساس انسان معاصر احساسی آکنده از نگرانی است. ما این نتایج را به کاستی‌های علم نسبت می‌دهیم، ولی حقیقت این است که علم هیچ نقشی در آن ندارد.

علم وظیفه خود را مخلصانه انجام می‌دهد. ولی علم در این عصر، یتیم است و به کسی نیاز دارد که او را سرپرستی کند. به کسی نیاز دارد که نیک‌رفتار باشد و از علم به‌درستی استفاده کند.

علم چیست؟ معنای علم بدون در نظر گرفتن تحلیل‌های فلسفی و مباحث منطقی و بحث و جدل‌های بی‌حاصل چیست؟ علم، نگاه به حقیقت است، نه کمتر و نه بیشتر. فیزیک چیست؟ در علم فیزیک ما آثار و خواص مشخصی از اشیا را مطالعه می کنیم. در شیمی نیز آثاری دیگر و ترکیباتی دیگر و تعاملاتی دیگر میان موجودات را بررسی می‌کنیم.

تاریخ چیست؟ نگاه به گذشته و علل و پیامدها و تأثیرات آن. جغرافیا چیست؟ نگاه به مکان‌های دور و نزدیک و پیامدهای مالی و اقتصادی و بشری.

حال جای این سؤال است: آیا وقتی ما حقیقت را دیدیم، مشکل پایان می‌یابد و ما سعادتمند می‌شویم؟