گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
دوردست و قدرت بلندپروازی و عظمت فداکاری است.
هجرت محمدی انتقال از مکه بود که قرآنکریم درهعینهحال که آن را امالقری مینامد، آن را روستایی نامیده که اهلش ستمکارند؛ هجرت از مکه به سوی یثرب که مدینه نامیده شد. اینچنین است که هر گسترشی در هستی از هجرت آغاز میشود. هجرت از احساس خودخواهانه به احساسی گسترده؛ هجرت از تفکر تنگ و فعالیت بسته به تفکر و فعالیت باز و گسترده.
با پایبندی به تفکر بسته و تنگ، تنها مدنیت دروغین زاده میشود که جسمها را گرد هم میآورد، ولی اهداف متفاوت و مختلف است. در چنین وضعی مدنیتْ تهی و بیمحتواست و با اولین لرزه فرو میپاشد.
محمد(ص) ابتدا از خویش هجرت کرد، و آن زمانی بود که در رسالت الهی ذوب شد، چراکه او از سر هوا و هوس سخن نمیگفت و سخنش فقط سخن خدا بود که به او وحی میشد[81] و آنگاه که تیر پرتاب میکرد، او نبود که پرتاب میکرد بلکه خدا پرتاب میکرد.[82] اندیشه و احساس او نیز فقط به مدد خدا و برای خدا و در مسیر خدا بود. ازهاینهرو، سخن و رفتار و کردارش همگی تجسم رسالت الهی و دین خدا بود.
این آفریده به شریعت آفریدگار تبدیل شد که همراه با آن شریعت، جاودانه شد و نیز اراده او که از هواهای نفسانی او سرچشمه نمیگیرد اراده خداست که مغلوب نمیشود. محمد از خویش هجرت کرد، سپس توانست تعالی یابد و فراتر از زمان و مکان و قبیله و قوم خویش هجرتکند و مایه رحمت برای همه عالمیان شود. او در رسالت الهی ذوب شد و به وجدان همه انسانها و به عقل همه مردمان و به حرکت و جنبش تنداده به خدا در همه موجودات تبدیل شد.
قافلهای انسانی شکل گرفت که از ازل تا ابد همپای جهان است. اینگونه بود که کودکی یتیم و درس ناخوانده و فقیر به بهترین امتی تبدیل شد که از دل بشریت درآمد و به بهترین تجربه تمدنی بشر در طول تاریخ مبدل گشت.
او اینگونه و در روز هجرتش بار دیگر زاده شد، بلکه باید گفت که هر روز، روز میلاد دوباره اوست. بزرگداشت روز ولادت او و برگزاری جشن میلاد او تلاشی است از ما برای آفریدن فضایی در جامعه تا شاید محمد یک بار در دل ما زاده شود تا در هجرتش او را همراهیکنیم.
او را در افق جهان میبینیم که بهتنهایی از جهان ما هجرت میکند، تنها و غریب، بهویژه، در میان امت خویش که او را ترک کردهاند و سرگردان یا منحرف، در ابعاد عقلی و قلبی و عملی از او کناره گرفتهاند.
عزیزان، بیایید همراه او هجرت کنیم. تا زمانی که ما در پی منافع خاص خویش و راحتی خود و وضع شخصی و خودخواهی خود هستیم، نتیجهای جز آنچه ما را ارضا نمیکند، نخواهیم داشت. بیایید از اشکال مختلف خودپرستی مانند فردگرایی و فرقهگرایی و منطقهگرایی و حزبگرایی هجرت کنیم. بیایید از این اوضاع به مدنیت و شهروندی صالح و عدالت و انصاف در حق مظلومان و محرومان و رنجدیدگان و مناطق در معرض خطر هجرت کنیم؛ به قدس و اراضی مقدس هجرت کنیم.
عالیجناب، رئیسجمهور،
کشور ما را کشور هجرت و مهاجران میشناسند. ما در این جلسه مبارک در فضای هجرت اسلامی
[81]هاشاره به آیه «وما ینطق عن الهوی إن هو إلا و حی یوحی.» (نجم، 3)
[82]هاشاره به آیه «و ما رمیت اذا رمیت و لکن الله رمی.» (انفال، 17)
