گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 352

نه ‌افراد‌ شکل ‌‌یافته است.

تجربه ‌اتحاد شوروی‌ که ‌در سال ‌1929 با تصویب ‌قانونی، اجازه‌ آزادی جنسی و سقط‌ جنین‌ و طلاق‌ را داد، به ‌شکست ‌انجامیده ‌است. مسئولان ‌این کشور دریافته‌اند که ‌تنها هسته‌ خانواده ‌فرو نپاشیده ‌است، بلکه ‌تولید مادی ‌هم ‌به ‌هم‌ خورده ‌است. ازهاینهرو، تصویب قوانینِ سال‌های 1936 ‌و 1941 این وضعیت را تغییر داد؛ قوانینی که ‌سقط ‌جنین ‌را ممنوع‌ و آزادی ‌جنسی را محکوم ‌و طلاق ‌را دشوارتر کرده ‌است.

زمانی‌ که ‌از زن‌ عرب ‌سخن ‌می‌گوییم، تصویر زنی ‌به‌ چشم‌ می‌آید که ‌در بندهای سخت ‌قبیله‌ای‌ و جریان‌های‌ بیگانه‌ اسیر است. اما زن ‌اصیل ‌عرب ‌همچنان ‌با حفظ ‌همه ‌ارزش‌های ‌جوهری ‌خویش ‌حضور دارد.

رهایی‌ چه ‌معنایی ‌دارد؟ از چه ‌چیزی ‌باید رهایی ‌یابیم؟ از چه ‌فشارهایی ‌باید رهایی ‌یابیم؟ آیا رهایی ‌به ‌معنای‌گسستن ‌ارتباط ‌یا استقلال ‌از ارزش‌هاست؟ مرد و زن‌ در یک‌ سطح‌ از خدمات ‌خانوادگی‌ و اجتماعی‌ بهره ‌می‌برند. ازهاینهرو، تعهدات ‌و وظایفی ‌هم ‌دارند. فکر نمی‌کنم که رهایی ‌از این ‌تعهدات ‌و وظایف ‌را بتوان ‌آزادی ‌نامید و نمی‌توانم خود را ‌از تعهداتی‌ رها کنم که ‌خود را به ‌آن‌ پایبند کرده‌ام. لازم ‌است ‌میان ‌رهایی‌ و گریز از مسئولیت‌ها فرق ‌بگذاریم. لازم ‌است ‌اصطلاح ‌پیشین ‌را بار دیگر به‌ کار گیریم و بگوییم‌ که‌ آزادی ‌باید آزادی ‌مسئولانه ‌باشد، زیرا آزادی ‌امکان‌ رشد همه ‌توانایی‌های ‌انسان ‌را فراهم ‌می‌آورد و اگر آزادی ‌متعهدانه ‌باشد، تحقق هرچیز ممکن ‌خواهد بود. این‌ امر هم‌ بر سطح ‌فردی ‌و هم ‌بر سطح ‌جمعی ‌به‌طور یکسان ‌منطبق ‌است.

اگر همه‌چیز ‌کنترل‌شده باشد، رشد هم ‌در مسیری ‌که ‌حاکمان ‌از پیش ‌آماده ‌کرده‌اند، تحقق ‌می‌یابد. اما چنین ‌رشدی‌ هیچ‌گاه به ‌رتبه کمال ‌نمی‌رسد. مسئله ‌زن ‌نیز همین‌گونه ‌است. از دورترین ‌قرن‌ها، سلطه ‌مرد زن‌ را در بند کرد و جهت ‌معین ‌و مشخصی ‌را بر او تحمیل‌کرد. زن ‌در گذشته خدمتگزار ‌منزل ‌و ابزاری ‌برای‌ تولید مثل ‌بوده ‌است، اما امروزه نماد زنانگی ‌است. این ‌پیروزی ‌ظاهری چقدر اسفبار ‌است ـ مرد امروز به‌ صورت ‌غیر مستقیم‌ از راه‌ کتاب‌ها و ابزارهای‌ مختلف ‌رسانه‌ای ‌(سینما، تئاتر ‌و …) و مد و دیگر عرصه‌های ‌زندگی ‌اجتماعی‌ می‌کوشد که زن ‌را نماد تحریک ‌جنسی ‌قرار دهد و نقش ‌او را به بُعد جنسی ‌منحصر کند. این ‌امر دلیل ‌زیرکی ‌مردان ‌است. دیگر زن ‌تبدیل ‌به ‌تابلویی ‌هنری ‌شده است. به ‌تعبیر دیگر، زن ‌در گذشته به حساب نمی‌آمده ‌است ‌و ‌امروز نیز ‌هیچ‌ چیزی ‌نیست.

بنابراین، رهایی ‌زن ‌امری ‌ضروری ‌است. پیروزی ‌زن ‌باید از طریق ‌پشت ‌سر نهادن ‌عقب‌ماندگی ‌تحقق ‌یابد و بر زن ‌لازم ‌است که بار تعهدات ‌اجتماعی ‌و ملی ‌و خانوادگی ‌و انسانی‌اش ‌را بر دوش‌کشد. انسان ‌زنده‌ کسی‌ است که ‌در حال ‌دادوستد باشد و انسانی‌ که ‌چیزی ‌به ‌دیگران ‌نمی‌دهد و فقط ‌دریافت می‌کند، ‌مرده ‌است، حتی ‌اگر ظاهراً‌ زنده ‌باشد.

امام‌ صدر می‌گوید: «من ‌معتقدم ‌رهایی ‌بزرگ، رهایی مرد و زن ‌از خودخواهی ‌و خودپرستی ‌است. انسان‌ ‌زنده به‌تنهایی‌ در عرصه ‌هستی ‌زندگی ‌نمی‌کند. او بخشی ‌جداناشدنی ‌از جامعه ‌است ‌و از طریق خوراک ‌و فرهنگ ‌و تمدن ‌و حتی ‌هوایی‌که ‌تنفس ‌می‌کند با جامعه ‌مرتبط ‌است. مرزهای ‌وجود من فقط ‌با سر و پای‌ من [اندام ظاهری من] مرتبط ‌نیست، بلکه ‌از حدود شخصی‌ام ‌فراتر است. من ‌در عرصه ‌زندگی ‌تنها نیستم ‌و نمی‌توانم ‌هر کاری را که