گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
و همراهی کنیم و این کار خدمت به همگان است. به شرط آنکه درباره آزادیای که به زن داده میشود، کمی دقیق باشیم.»
وی گفت: «مرد حتی آنگاه که ادعای تلاش برای رهایی زن میکند، زن را محدود و مقید میکند، زیرا هم در مد و هم در استفاده از او در رسانهها و حتی در ادبیات، نظر خود را بر زن تحمیل میکند. این سلطهجویی مردان مایه تحقیر شخصیت و کوتاهی عمر و تنگ شدن فرصتهای زندگی زنان است. مرد امروز به شکلی زیرکانه میخواهد بر زن تحمیل کند که تابلویی هنری باشد و بر او تحمیل کند که باید از اشتغال محض به خدمت و بچه زاییدن و زنانگی رها شود و به ادای نقش ملی خود روی آورد تا انسانی زنده و در حال دادوستد با محیط جامعه باشد.»
امام صدر با این جملات سخنان خویش را پایان داد: «سنگینترین بندی که زن و مرد یکسان در آن گرفتارند، خودخواهی است. انسان در عرصه هستی تنها نیست، بلکه بخشی از جامعه است و ابعاد وجودی او همه کسانی را شامل میشود که در تکوین مادی و معنوی او مشارکت دارند. رفتار فردی که این امر را لحاظ نکند، رفتاری خودپرستانه است. رهایی از زنجیر و بند خود همان جهاد اکبر است، زیرا انسانی که از بند خود رها نشده باشد، نمیتواند از بند دیگران رهایی یابد.
2. مجله لاروو دو لیبان
عصر دوشنبه در خانه فرهنگ و ادب. آیا امام خود را مدافع زن عرب قرار داده است؟ مشخصاً چنین نیست، زیرا امام در پایان کار تنها تعریفی از انسان، هر انسانی، آنهم بدون هیچ تبعیض جنسی یا سنی و یا دینی ارائه میدهد.
این سخنرانی با تفکری تحلیلی و ژرف اصطلاحات زن و انقلاب را تعریف کرد و ما را به این یقین اساسی رهنمون شد که آزادی متعهدانه و مسئولانه است و به معنای دادودهش هر انسانی است که برای مشارکت در تمدن بشری دعوت شده است.
امام صدر در ابتدای سخنرانیاش توضیح میدهد که از دیرباز درباره مسئله زن بحث بوده است و در این مسئله دو دسته موافق و مخالف موضع گرفتهاند. امام صدر برای نشان دادن وضع ناگواری که زنان در آن به سر میبرند، به سخنی از محقق پرآوازه فیثاغورث استناد کرد. فیثاغورث معتقد بود که دو مبدأ هستی را مدیریت میکنند: مبدأ نور و نظم و انسان، و مبدأ تاریکیها و هرجومرج و زن.
امام صدر در ادامه گفت: «آیا لازم است تا من مسئله زن را شرح دهم؟ مبنای تفکر من نه اندیشه مردانی است که به مدد زور بازوی خویش بر جهان مسلط شدند و قوانین را با هدف تثبیت برتری خود وضعکردند، و نه اندیشه زنانی است که به وضع موجود تن دادهاند و یا اندیشه زنانی که در نهایت سر به شورش بر این واقعیت نهادند. سزاوارتر آن است که به منابع صحیحتر تکیه کنم و آن منابع آفریدگار و دین است.
اکنون برخی مفاهیمی را که در قرآن درباره زن آمده است، توضیح میدهم. زن در عقل با مرد برابر است و همانند مرد، در شکلگیری جنین و تولید فرزند سهیم است و در استمرار نسل و بقای جامعه مشارکت دارد. تفاوت وظایف زن و مرد نیز متناسب با تواناییهای آندوست. تصویر الگویی که دین میپسندد، خانواده است و جامعه از خانوادهها و
