گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 341

است.

آیا نظام فرقه‌ای ‌توانسته‌ است ‌فرصت ‌کافی ‌برای ‌همه ‌شهروندان ‌پدید آورد؟ در خیابان‌های ‌بیروت 1012 کودک آواره ‌دیده ‌می‌شود. این ‌آمار سال 1968 میلادی است. برخی فرقه‌های ‌لبنانی هستند که ‌حتی‌ یک ‌نفر از این کودکان از میان آنان‌ نیست. درهحالیهکه 930 کودک ‌آواره‌ از یک‌ فرقه‌اند. آیا نظام‌ فرقه‌ای ‌در تعمیم ‌عدالت ‌اجتماعی ‌میان‌ شهروندان‌ موفق ‌بوده ‌است؟

روستاها و مناطق ‌محروم، آب ‌و برق، حقوق ‌شهروندی، مدرسه، نسبت ‌صاحبان‌ مسکن ‌و بقیه ‌امور در چه ‌وضعی ‌است؟ اینجا می‌خواهم فقط از برخی ‌نمونه‌ها سخن ‌به ‌میان ‌آورم. شاید برخی ‌مسئولان‌ عالی‌رتبه ‌که ‌در برخی ‌مناطق‌ حضور دارند، اطلاعات ‌بیشتری ‌از این ‌آمارها داشته ‌باشند.

نظام‌ فرقه‌ای‌ در حمایت‌ از طبقات ‌محروم ‌و دفاع‌ از آنان، موفق ‌نبوده ‌است. این ‌نظام برخی ‌از انسان‌ها را که ‌من ‌هم ‌از آنان ‌و کوچک‌ترینشانم، واداشته ‌است‌ که از راه ‌بالا رفتن‌ از نردبان فرقه‌گرایی، آن ‌را از بین‌ ببرند. برخی‌ که ‌من ‌هم ‌از آنانم، ‌کوشیده‌اند که مؤ‌سسه‌ای فرقه‌ای ‌تأسیس ‌کنند که ‌هدفش ‌مبارزه ‌با تبعیض فرقه‌ای است. تبعیضی که به ‌شکلی ‌خشن ‌در لبنان ‌جریان‌ دارد، همان‌گونه ‌که ‌گرفتاری‌های‌ دیگری ‌هم‌ وجود دارد.

بنابراین، اولاً‌، نظام‌ فرقه‌ای به ‌دین‌ زیان‌ رسانده؛ ثانیاً‌، نتیجه‌ مطلوب‌ نداشته ‌است. اما دستاوردهای‌ گذشته، اساساً‌، در این‌ عصر مطرح‌ نیست. کدام‌ کشور را سراغ‌ دارید که ‌دستاوردهای ‌پیشینی‌ نداشته ‌باشد؟ از این‌ گذشته، ‌چه ‌کسی‌ ‌دستاوردهای ‌حوزه‌های مختلف را مطرح می‌کند؟ هر فرقه‌ای ‌برای ‌خود دستاوردها و امتیازاتی ‌می‌بیند، اما جهاد پیشینیان ‌و افتخارشان ‌همین ‌قدر کافی است ‌که ‌آنان ‌استقلال ‌را به ‌دست ‌آوردند و برای ‌ساختن‌ وطن‌ تلاش ‌کردند. چه ‌افتخاری ‌بالاتر از این؟ آیا پاداش ‌اینکه ‌پدر و جد و آبای ‌من ‌در راه‌ کشور‌ تلاش ‌کرده‌اند، آن ‌است‌ که ‌من ‌فلان ‌مبلغ ‌پول ‌دریافت ‌کنم ‌و یا فلان مقام ‌را در اختیار داشته ‌باشم‌ و یا فلان ‌منطقه‌ به ‌نام ‌ما باشد؟ این‌ امر به ‌معنای ‌تنزل‌دادن ‌ارزش‌های ‌حقیقی ‌است.

هر فرقه‌ای ‌در تاریخ ‌طولانی‌ لبنان صاحب ‌افتخاراتی ‌است. هر فرقه‌ای ‌در تاریخ ‌پرشکوه ‌لبنان دورانی ‌طلایی‌ داشته ‌است. اگر می‌خواهیم‌ دستاوردهایمان‌ را محاسبه ‌کنیم،‌ معنایش ‌این ‌است ‌که ‌ما وطن‌ خود را برپا کرده‌ایم‌، ولی‌ حقوق ‌حقه‌ شهروندی ‌را که ‌شهروندان ‌را در حقوق‌ و وظایف‌ برابر می‌داند، به ‌رسمیت ‌نمی‌شناسیم.

ازهاینهروست‌ که ‌نظام‌ فرقه‌ای موفق نبوده ‌است. اما شکست ‌نظام فرقه‌ای ‌و آسیبی‌ که ‌به ‌دین‌ می‌رساند، به ‌معنای ‌نپذیرفتن ‌وجود فِرَق ‌مختلف ‌و به ‌رسمیت ‌نشناختن ‌امتیازات‌ فِرَق ‌و فضیلت‌ معنوی ‌حاکم‌ و مبنای ‌معنوی‌ای ‌که ‌به ‌این ‌کشور تنوع ‌و زیبایی ‌بخشیده ‌است، نیست.

تمام ‌آنچه ‌گفتم ‌تفسیر واژه‌ فرقه‌گرایی ‌بود. اکنون ‌به ‌تفسیر واژه‌ جوانان‌ می‌پردازم‌ و پس ‌از آن، ‌سخنرانی‌ام ‌را آغاز می‌کنم.

سوم

جوانان؛ جوان کیست؟

عمر جوان‌کمتر از دیگران است، اما این ویژگی توانایی‌ها و امکاناتی ‌به ‌او می‌دهد:

1. قدرت ‌و فرصتش ‌بیشتر است. امکان‌ دهش و عطای ‌بیشتری دارد. تعهد و وابستگی‌اش به ‌جامعه‌ کمتر از دیگران ‌است. این ‌امر کار تکامل ‌و تحول او