گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
تبعیض گروهی و گرایش و وابستگی به گروه، چنانچه فرقه نباشد موارد دیگر هست، و انسان به آسانی میتواند با دیگران پیوندهایی برقرار کند. به یاد میآورم که روزی خانمی فوت شد. پس از اینکه فوت او اعلام شد، مشاهده کردیم که برای همه خانوادههایی که نام آنها ترکیبهای فرعی و اصلی نام این خانواده بودند، نامه تسلیت ارسال شده است. بهطور مثال نام من صدر است، پس خانوادههای صدر و صدری و صادر و مصدور همه ارحام من هستند. این همه مشقت و مشکل چه معنایی دارد؟ افراد میخواهند برای خود حامی و مدافع دست و پا کنند.
طبعاً، تنها با تغییر متون و قوانین نمیتوان فرقهگرایی را از بین برد. بلکه برعکس، از بین بردن فرقهگرایی در متون و قوانین بدون درمان عملی این مشکل منجر به انفجار از درون میشود، زیرا فرقهگرایی همچنان و به شکلی پیچیده اعمال میشود. جوانان فراروی خود این رسالت را دارند. جوانان روابطشان با جامعه کنونی هنوز تثبیت نشده است و آنان میتوانند از این گرداب بیرون آیند. جوانان هنوز بر سر انتخاب راهند. هنوز با جریانهای مختلفیکه نسلهای سابق برایشان به ارث نهادهاند، منحرف نشدهاند. میتوانند این مشکل را درمان کنند. درمان این مشکل هم نظری نیست. درمان باید با تحرک عملی باشد. شما باید اقدام کنید، یعنی بلافاصله گروه یا سازمانی را با هدف تلاش برای خدمت به دیگران تأسیس کنید تا این امر به صورت عادت درآید. زمانی که شهروندی حامی و مدافعی برای حق خود یافت، بدون شک وابستگیاش را رها میکند و کار درمان برای شما آسان خواهد شد. افزون بر این، باید نظام تجربهشده و صحیح مبنای کار قرار گیرد که این امر خارج از موضوع بحث کنونی ماست.
تصور میکنم که وضعیت کنونی ما بهترین و مناسبترین فرصت و وضعیت برای حل این مشکل است. ویژگی متمایز وضعیت کنونی، وجود خطری است که یکی از مناطق لبنان را تهدید میکند. بازتاب مستقیم این خطر بر منطقه از شما پنهان نیست. خطر دشمن خارجی، خطر سستی، آوارگی و ترک منطقه از سوی مردم و خطر تکروی هم وجود دارد که اوضاع دشواری را ساخته است.
شاید من از بیان چگونگی وضع برخی مناطق و مناطق مرزی برنیایم. حقیقت این است که مناطق مرزی جنوب در سختترین و دشوارترین وضعیت و حالت به سر میبرند. بسیاری از روستاها شبهنگام خالی از سکنه است. برخی مدارس عملاً تعطیل است، زیرا دانشآموزان ترکش کردهاند. بسیاری از مردم در پی جابهجایی برآمدهاند. مردم بیروت منتظرند که اهالی جنوب را دستهجمعی سوار بر کامیونها و در حال کوچ به بیروت ببینند. اما مهاجرت به این شکل نخواهد بود، زیرا این کار اکنون در جریان است. اگر میخواهید جنوبیهای آواره و کوچکننده را ببینید، به برعشیت و عیتیت و جویا بروید تا عده بسیاری از مردم روستاهای مرزی را در آن مناطق ببینید. برای اینکه دقیقاً اطلاع داشته باشید میگویم که همین الان هم مردم روستاهای مرزی کوچ کردهاند و یا در حال کوچاند. اما مشکل ما فقط خطرهای خارجی نیست که جنوب را تهدید میکند؛ مشکل بزرگ ما مشکل روانی، مشکل سهلانگاری، مشکل آوارگی و کوچ دستهجمعی و اینکه هیچ صدایی از مناطق دیگر شنیده نمیشود، مشکل سرگرم بودن بیروت با مسائل و سیاستها و نتایج و گرایشهای خاص خود
