گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 337

و اشکال ‌با هم ‌تفاوت ‌دارند و ملت‌ها و قبایل ‌نیز به ‌لحاظ ‌تولید و توانایی‌ و استعداد با هم ‌متفاوت‌اند. تفاوت ‌ملت‌ها و قبایل و تفاوت ‌افراد مایه ‌تکوین ‌وحدت‌ است، زیرا نیاز به ‌تعامل ‌میان‌ گروه‌های‌ مختلف ‌را تشدید می‌کند.

بر این‌ اساس، فِرَق ‌تجارب‌ و دستاوردهایی ‌دارند و طبعاً، ‌هر فرقه‌ای‌ هرچند کوچک هم‌ صاحب تجارب ‌و دستاوردها و اکتشافات ‌و کتاب‌ها و عالمانی ‌است ‌که ‌بشریت ‌از آن ‌بی‌نیاز نخواهد بود و هر کس‌ می‌گوید که فلان‌ فرقه حقیر و کوچک ‌است ‌و تجربه ‌و علم ‌و اندیشه‌ای ‌ندارد، نادان ‌است. در حقیقت، وجود فِرَق ‌مختلف را می‌توان‌ به ‌معنای ‌وجود سرچشمه‌های ‌مختلف ‌در ‌جامعه ‌شمرد. هر سرچشمه‌ای تجارب ‌و دستاوردها و مطالعات‌ و تمدنی دارد ‌که ‌وظیفه‌ تعاون ‌و همکاری ‌و به ‌عبارت ‌دیگر، دادوستد انسان‌ها را با یکدیگر تسهیل ‌می‌کند. در نتیجه،‌ بی‌تردید، فِرَق ‌مختلف ‌این ‌امکان‌ را دارند که ‌روابط ‌درون ‌جامعه ‌را بدون ‌هیچ ‌خطری ‌تقویت‌ کنند.

فِرَق ‌مختلف شباهت بسیاری ‌به ‌پنجره‌های ‌خانه ‌دارند و به ‌دستاوردهای‌ داخلی اکتفا نمی‌کنند. فلان فرقه ‌در لبنان صاحب آموزشگاه‌ها و مدارس‌ و تجارب‌ و میراث ‌و فرهنگ ‌و تاریخی ‌است ‌که ‌به ‌غنای ‌وطن ‌ما می‌افزاید و درهعینهحال، ‌از دیگر فِرَق هم ‌بهره ‌می‌گیرد. مأموریت فِرَق ‌به ‌اینجا ختم ‌نمی‌شود. این فرقه ‌هرآنچه‌ را ‌دارد، در اختیار وطن ‌می‌گذارد و فرصت ‌بهره‌گیری از امکانات پیروان خود را در خارج از کشور به ‌روی‌ وطن می‌گشاید و کارکرد ‌پنجره‌ را ‌برای وطن ‌دارد. ازهاینهرو، فِرَق ‌مختلف، ثروت ‌تمدنی ‌و فرهنگی گسترده‌ای‌ برای‌ خدمت ‌به ‌این‌کشور و خدمت ‌به ‌همه ‌بشریت‌اند و اساساً‌، از وجود فِرَق مختلف نباید هیچ ‌هراسی ‌داشت.

این ‌اصلی ‌است‌ که ‌دین آن را ‌به ‌رسمیت شناخته ‌است. ادیان ‌بر این ‌موضوع ‌تأکید کرده‌اند. حتی‌ از برخی‌ منابع ‌دینی ‌فهمیده ‌می‌شود که ‌خداوند سبحان‌ تعمدی ‌بر وجود مذاهب و فِرَق ‌مختلف ‌دارد و در قرآن‌ کریم‌ در آیه‌ای، ‌پس ‌از توضیح‌ اینکه ‌پیامبرانی ‌از سوی ‌خدا فرستاده‌ شده‌اند و هر پیامبری ‌پیامبر پیش ‌از خود را تأیید کرده‌ و مژده‌ آمدن‌ پیامبر پس‌ از خود را داده ‌است، در آیه‌ای همه ‌پیامبران ‌را مخاطب ‌قرار می‌دهد ‌و می‌گوید: وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ.[78] این‌آیه ‌به‌طور کامل ‌توضیح ‌می‌دهد که ‌طبع‌ بشر ‌به ‌رقابت تمایل ‌دارد. رغبت ‌شرورانه‌ در نفْس ‌آدمی ‌مشتاق‌ خصومت ‌و نزاع‌ است‌، ولی‌ خدا خواسته ‌است که آن‌ را تخلیه‌ کند و آن ‌نیرو را جهت ‌ببخشد و از آن‌ راهی‌ به ‌پیشی‌گرفتن‌ و مسابقه ‌در کارهای ‌خیر بگشاید. بنابراین، ‌امکان‌ ندارد که ‌خدا راضی‌ شود که ‌راه ‌و دینش، ابزاری ‌برای ‌تفرقه ‌میان‌ مردم‌ شود. برعکس، می‌خواهد تفاوت ‌راه‌ها یا تفاوت‌ ‌شریعت‌ها و شیوه‌ها، راهی ‌برای انگیزه و تولید بیشتر و مسابقه‌ جدی‌تر شود تا آن‌ نیروی ‌گرایش ‌به ‌شر از درون ‌بشر مکیده ‌شود و این‌ غریزه ابزاری ‌برای ‌واداشتن ‌انسان‌ها به ‌تولید و سازندگی ‌شود. این مفهوم ‌دینی ‌از تنوع فِرَق است. اما اینکه ‌دین‌ به ‌تعصب ‌و تحجّر ‌و کینه‌توزی رضایت ‌داده ‌باشد، سخنی ‌نادرست ‌است. می‌توانم‌ با اطمینان ‌بگویم ‌که ‌در منابع‌ دینی‌ و سرچشمه‌های ‌وحیانی ‌الهی‌ هیچ ‌اثری ‌از نفرت‌ورزی ‌به ‌دیگران ‌ــ هرکه ‌باشند ــ نمی‌یابیم. بنابراین، دین ‌این‌ مفهوم ‌را که ‌ما از نتایج‌ مثبت ‌وجود فِرَق مختلف ‌برگرفته‌ایم، تثبیت‌ می‌کند.


[78]ه«و اگر خدا می‌خواست همه شما را یک امت می‌ساخت. ولی ‌خواست در آنچه به شما ارزانی داشته‌ است بیازمایدتان. پس ‌در خیراتتان بر یکدیگر پیشی ‌گیرید.» (مائده، 48)