گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
را در ساحتهای مختلف اسلام دریابد. این ویژگی به «توحید» تعبیر میشود و بدینسبب اسلام را دین توحید نامیدهاند. کلمه «اسلام»، به تعبیر قرآن، همانا تسلیم شدن در پیشگاه خداوند ربالعالمین است: لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ.[51]
بنابرایـن، اسلام یعنی ملحق شـدن و پیوستن به همه آنچـه در زمین و آسمان است و متحد شدن با آنها در مبدأ و حرکت و معاد، اتحادی ازلی و ابدی. اسلام، همچنین، براساس تعابیر قرآن کریم، همانا تسبیح و تقدیس و سجود ارادی انسان در پیشگاه خداوند و پیوستن به حرکت هماهنگ و یکپارچه کاروان کائنات است. مجموعهای که تکتک اجزایش نیز همواره در حال سجده و تسبیح و ستایش خداوند یگانه در محرابِ هستی واحد هستند: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ[52]؛ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ[53]؛ وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ[54]؛ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ[55]؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ.[56]
انسان با جسم و روحش موجودی است واحد، با وحدتی متکامل و با تأثیر و تأثرهای متقابل.
در زمینه عقیده و ایمان، خدا اول و آخر و ظاهر و باطن و مبدأ و منتها و واحد است: إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.[57]
علت غایـی و هدف از سیـر و حـرکت و پویـایی و عبـادت و کوشش و جهاد نیز خدای واحد است: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ[58]؛ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّه.[59]
در نظامهای اجتماعی و اقتصادی و مدنـی و اخلاقی، بـه یـک سلسله کوششهای روشن و پیگیر برمیخوریم که هدفشان این است که این برنامهها و نظامها همه بر شالوده و قاعده واحدی پیریزی شوند، آنطور که میان افراد آنچنان نزدیکی بهوجود آید که به تعبیر دانشمندان علم منطق هر واحدی بعض از کل باشد، نه فردی از کلی. جالب توجه اینکه تعبیر قرآن مجید از اموال و تعهدات و نیروهای مادی و معنویِ افرادِ مختلف این است که همه اینها برای شما و در مسیر منافع شما (لَکُم) قرار داده شده است. به مجموعه انسانها و جامعه تخصیص داده شده تا بر این نگرشِ تربیتی تأکید شود.
هنر اسلامی تحت تأثیـر ایـن خصلت، ویـژگی انحنـا بـه خود گرفت و این انحنا، علیرغم انواع و گوناگونیشان، یک خط واحد پدید آورد. خلاصه و جان کلام اینکه ویژگی اسلام عبارت است از
[51]ه«آنچه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و به نزد او بازگردانده میشوید.» (آلعمران،83)
[52]ه«آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند.» (حج، 18)
[53]ه«خدا را تسبیح میگویند هرچه در آسمانها و هرچه در زمین است. فرمانروایی از آنِ اوست و حمد سزاوار اوست و او بر هرچیزی تواناست.» (تغابن،1)
[54]ه«رعد به ستایشِ او تسبیح میکند.» (رعد،13)
[55]ه«هفت آسمان و زمین و هرچه در آنهاست تسبیحش میکنند و هیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی میستاید، ولی شما ذکر تسبیحشان را نمیفهمید.» (اسراء،هه)
[56]ه«آیا ندیدهای که هرچه در آسمانها و زمین است و نیز مرغانی که در پروازند تسبیحگوی خدا هستند؟ همه نماز و تسبیح او را میدانند.» (نور،41)
[57]ه«ما از آنِ خدا هستیم و به او باز میگردیم.» (بقره،156)
[58]ه«و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند درهحالیهکه در دین او اخلاص میورزند.» (بیّنه،5)
[59]ه«و دین همه دین خدا گردد.» (انفال،39)
