گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
اگر انسان تحتِ استعمار نظامی باشد، قدرت اراده و انتخاب ندارد و اگر تحت استعمار اقتصادی باشد، قدرت رشد و پویایی ندارد.استقلال یعنی برنتافتن حاکمیت اشغالگرِ نظامی و استعمارگرِ سیاسی و استعمارگر اقتصادی.
نوع دیگر استعمار، استعمار فکری است که بدترین و خطرناکترین نوع استعمار است.استعمارگر وقتی از سلطه نظامی وسیاسی و اقتصادی ناامید میشود، تلاش میکند که وارد عقل و ذهن مردم شود و آنان را درباره آینده و سرنوشت وسوسه میکند. اینجاست که انسان اختیار خود را از دست میدهد، بدون آنکه احساس کند استعمار شده است.
متأسفانه، شرق، که سرچشمه تمدن و اندیشه است، شخصیت خود را از دست داده و در برابر اندیشه طغیانگر تسلیم شده است، بدون آنکه انسان شرقی خطر اینهمه خودباختگی را احساس کند. کار به جایی رسیده که ما معیارهای خیر و شر، پیشرفت و پسرفت، نیکوکاری و بدکاری را از خارج وارد میکنیم و خود را با آن معیارها در غل و زنجیر میکنیم.
اینجاست که زنگ خطر به صدا درمیآید. باید در اینباره بحث کنیم، باید تردید کنیم، چراکه شک مقدمه علم و آگاهی است. باید از انسانِ غربی و انسانِ شرقی و انسانِ مترقی بپرسیم: چرا این خوب است و این بد؟
چرا ما یکدیگر را با این معیارهای دروغینِ وارداتی تقسیمبندی میکنیم، در حالی که معیارهای اصیل شرقیِ ما همچون دینداری و مهماننوازی و احترام به حقوق همسایه و صله رحم و نجابت و ازخودگذشتگی و بخشندگی بیاستفاده مانده است؟
آخرین نوع استعمار که خطرناکترین نوع آن است، استعمار هوا و هوس است، یعنی سیطره شهوتها بر انسان و تسلیم بودن در برابر نفسِ خودخواه و منافع فردی و بیاعتنایی به حقوق و منافع دیگران.امام علی(ع) فرمودهاند: «مَن تَرَکَ الشَّهَواتِ کانَ حُرّا.» (هرکه شهوتها را رها کند، آزاده است.)
انسان موجودی اجتماعی است. جزئی از کل است، ولی نه مانند دیگر اجزا، بلکه جزئی است صاحب عقل و اراده و آزادی. بنابراین، خطمشی انسان در زندگی باید با خطمشی دیگران موازی و هماهنگ باشد. آهنگی که من مینوازم باید هماهنگ با آهنگی باشد که دیگران مینوازند تا نوایی یکنواخت پدید آید. اگر هر انسانی نقش خود را ایفا کند با مجموعه بشری و مجموعه جهان هستی هماهنگ و همسو میشود. اگر انسان از محدوده خود فراتر رود و حقوق دیگران را پایمال کند، خطمشی او با خطمشی دیگران هماهنگ نیست، یعنی نقشِ خود را در مقام فرد بر خلاف مجموعه بشری انجام داده است.
تعهد، قید و بند برای آزادی نیست بلکه تضمینی برای آن است اگر ما برای خود معیار و قانون و اصولی ملی وضع کردیم و به آنها پایبند شدیم، این کار تضمینی برای آزادی و به معنای تقدیس اراده انسانهاست.
اکنون خداوند نعمت استقلال را به شما ارزانی داشته است باید خدا را بابت این نعمت شکرگزار باشید. بدون استقلال شایستگیها رشد نمییابد. وقتی آزادی برای همه فراهم میشود، هر بذری و هر نهالی فضای مناسب برای رشد پیدا میکند و همه قابلیتهای خود را شکوفا میسازد.
بهترین راه برای کار و تلاش فراهم کردن
