گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 140

و تسلیم بودن در برابر اراده ازلی او که هستی را به گردش درمی‌آورد، متوقف گردیده است.

اکنون در پاسخ به سؤال نخست می‌گوییم: رسیدن به ماه موفقیت چشمگیر علمی است، ولی همان‌طور که می‌بینیم تأثیرات روحی و بهبودی ملموس و همه‌جانبه در زندگی به دنبال ندارد. اسطوره حل هر مشکل با کلید «خودت را بشناس» از زمان سقراط باطل شده و دوره بلوغ علم و ادعای شگفت‌انگیز آن برای پاسخ‌گویی به همه نیازهای انسان، در قرن نوزدهم دفن گردیده است.

انسان اگر بخواهد می‌تواند این پیروزی علمی را به پیروزی انسانیِ تأثیرگذار در همه ابعاد وجودش و در همه افراد نوع بشر تبدیل کند. ولی آیا چنین چیزی را می‌خواهد؟

اما در‌مورد سؤال دوم؛ داستان ناسازگاری این اکتشاف با دستاوردهای دین ناشی از این خطای رایج است که ملکوت خدا و عرش او همان ماه و خورشید و ستارگان و این آسمان آبی است که بالای سرمان می‌بینیم. ازهاینهرو، این منطقه بر انسان حرام است و تنها کره زمین مجال فعالیت‌ها و تحرک‌های اوست.

آموزه‌های اسلامی هیچ‌گاه این باور نادرست را نپذیرفته و هیچ بخشی از هستی را فراتر از سطح بشر قرار نداده است. در این جهانِ پهناور چه فرقی میان کره زمین و دیگر کره‌ها وجود دارد. آنچه ما در بالای سرمان می‌بینیم، از ماه و ستارگان و طبقات فضا و آن‌ها را آسمان می‌نامیم، شب‌هنگام با توجه به این معیار، کره زمین، آسمانی برای آن‌هاست.

قرآن کریم تأکید می‌کند که بستر حرکت انسان تنها کره زمین نیست بلکه خورشید و ماه و ستارگان به فرمان خداوند در تسخیر او هستند و انسان هر‌گاه به راه معرفت رود و این راه را که قرآن «یادگیری نام‌ها» نامیده است، ادامه دهد، می‌تواند به آن‌ها دست یابد و در آن‌ها تصرف کند و از آن‌ها بهره گیرد.

کسی که در قرآن و سنت و میراث اسلامی پژوهش کند، آشکارا درمی‌یابد که اسلام وجود موجودات زنده و دارای درک و شعور در دیگر اجرام آسمانی را پذیرفته است و عالمان مسلمان درباره این مسئله با یکدیگر بحث و گفت‌وگو کرده‌اند و حتی برخی از آن‌ها، دو معجزه «معراج» و «اسراء» را عاملی تربیتی می‌دانند تا انسان را از گستره وجودی و توانمندی‌های بالایی که دارد، آگاه کنند و او را تشویق می‌کنند که به آنچه در زمین می‌بیند، بسنده نکند.

قرآن کریم، همچنین، با مفهومی عام و فراگیر یعنی مفهوم خلیفة‌اللهی و یا جانشینی خداوند، بر امکان تسلط یافتن انسان بر همه نیروهای هستی و کرنش آن‌ها در برابر او تأکید کرده است؛ همچنان‌که صراحتاً می‌گوید: خداوند همه‌جا و همراه همه‌چیز هست و در ماه یا ستارگان تنها نیفتاده و حبس‌نشده است تا فضانورد او را ببیند یا نبیند و خبر آن را به ما گزارش دهد.

همه هستی در قبضه قدرت اوست و از او فرمان می‌برد. همو اراده کرده است که انسان پدید آید و پویایی داشته باشد و به معرفت دست یابد. بنابراین، رسیدن به ماه همانند پرده برداشتن از دیگر ناشناخته‌های زمینی و رسیدن به ژرفای دریاها در طول اراده خداوند و تأکیدی است بر قدرت او و هیچ ناسازگاری‌ای با فرمانروایی و حکمرانی او ندارد و بدیل دانستن از او به حساب نمی‌آید.