کوچک، پژوهشهایی علمی است که با مباحث دینی سازگاری و همخوانی دارد؛ یعنی وقتی به خدای دانا و دادگر و حکیم و مقتدر ایمان آوریم، بیدرنگ به یافتههای علمی ��یز ایمان میآوریم، یعنی بهطور اصولی ایمان میآوریم که عالم بر پایه عدل و حق و حکمت و مهربانی و زیبایی و مانند آن استوار است و وقتی به این حقیقت ایمان بیاوریم، بیدرنگ این نکته در ذهن ما میآید که انسان نیز از مخلوقات خداوند است و در نتیجه، صفات خداوند در انسان نیز تجلی یافته است. خداوند عالِم است و انسان را بر پایه علم آفریده است. خداوند عادل است و انسان را بر اساس عدالت آفریده است. خدا حکیم و مهربان است و انسان را نیز بر پایه همین صفات آفریده است و این همان حقیقتی است که در قرآن کریم آمده است: «﴿فَأَقِم وَجهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطرَةَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها. ﴾ »[444]
آری، انسان بر اساس خیر و حق و مهربانی و رحمت و حکمت و عدالت و علم آفریده شده است. انسان، صالح و نیک آفریده شده است. هر نوزادی بر مبنای فطرت متولد میشود. انسان، کامل و هماهنگ و آماده تکامل آفریده شده است و توانایی دارد که به بهترین موقعیت ممکن برای خود دست یابد و صفات خدایی پیدا کند و به اخلاق خدایی آراسته شود. در اینجا به این نکته میرسیم که خدا مجمع صفات نیک است و جهان هستی بر پایه صفات خداوند استوار است و انسان نیز بر اساس حق و خیر و مهربانی و زیبایی آفریده شده است. بر این اساس، راه کمال چیست؟ راه موفقیت و جاودانگی کدام است؟
وقتی در موزه انس��ن در پاریس میایستیم، میبینیم که هر قسمتی نمایانگر تمدنی از شرق و غرب است؛ از آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا؛ از دورترین عصرها تا عصر حاضر. هر تمدنی در یک طرف به نمایش گذاشته شده است و در هر قسمت میتوان با ویژگیها و شاخصههای انسانهای کنونی و پیشین آشنا شد که چگونه میخورند، چگونه میپوشند، چگونه شکار میکنند. از رهگذر این امور درمییابیم که آنها چگونه عبادت میکنند، چگونه دینداری میکنند، چگونه نماز میخوانند. این پدیده را در همه قسمتها میتوان دریافت. بدینترتیب، ثابت میشود که هر امت، برای خود دینی و نمازی و عبادتی داشته است. همچنین این نظریه ثابت میشود که در همه تمدنهای بشری موجود و از بینرفته، عنصر دین وجود داشته است.
این مسئله چه نتایجی در پی دارد؟ نتیجهاش این است که دین، ریشه در ذات انسان دارد وگرنه اگر انسان به واسطه اسبابی بیرون از ذات خود به دین گرایش پیدا میکرد، امتها و تمدنها و قبیلهها با یکدیگر تفاوت داشتند، ولی میبینیم همه آنها بهطور مطلق به دین، به عنوان پدیدهای ثابت، ایمان دارند. این واقعیت از نظریهای فلسفی سرچشمه میگیرد که میگوید: «ذاتیِ شیء از آن جدا نمیشود.» علم جدید هم، امروزه همین روش را در پیش گرفته است؛ یعنی وقتی پدیدهای را تجربه و بررسی میکند و میبیند یک اثر همواره برای یک شیء وجود دارد، آن را به صورت قانون برای آن شیء ثبت میکند. میبینیم آهن در اینجا در اثر حرارت منبسط میشود، آنجا نیز منبسط میشود، جای دیگر نیز منبسط میشود. فلان شیء نیز همینطور منبسط میشود. در نتیجه، این
[444]. «به یکتاپرستی روی به دین آور. فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت آفریده است.» (روم، 30)
