گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 377

کوچک، پژوهش‏هایی علمی است که با مباحث دینی سازگاری و همخوانی دارد؛ یعنی وقتی به خدای دانا و دادگر و حکیم و مقتدر ایمان آوریم، بی‏درنگ به یافته‏های علمی ��یز ایمان می‏آوریم، یعنی به‌طور اصولی ایمان می‏آوریم که عالم بر پایه عدل و حق و حکمت و مهربانی و زیبایی و مانند آن استوار است و وقتی به این حقیقت ایمان بیاوریم، بی‏درنگ این نکته در ذهن ما می‏آید که انسان نیز از مخلوقات خداوند است و در نتیجه، صفات خداوند در انسان نیز تجلی یافته است. خداوند عالِم است و انسان را بر پایه علم آفریده است. خداوند عادل است و انسان را بر اساس عدالت آفریده است. خدا حکیم و مهربان است و انسان را نیز بر پایه همین صفات آفریده است و این همان حقیقتی است که در قرآن کریم آمده است: «﴿فَأَقِم وَجهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطرَةَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها. »[444]
آری، انسان بر اساس خیر و حق و مهربانی و رحمت و حکمت و عدالت و علم آفریده شده است. انسان، صالح و نیک آفریده شده است. هر نوزادی بر مبنای فطرت متولد می‏شود. انسان، کامل و هماهنگ و آماده تکامل آفریده شده است و توانایی دارد که به بهترین موقعیت ممکن برای خود دست یابد و صفات خدایی پیدا کند و به اخلاق خدایی آراسته شود. در اینجا به این نکته می‏رسیم که خدا مجمع صفات نیک است و جهان هستی بر پایه صفات خداوند استوار است و انسان نیز بر اساس حق و خیر و مهربانی و زیبایی آفریده شده است. بر این اساس، راه کمال چیست؟ راه موفقیت و جاودانگی کدام است؟
وقتی در موزه انس��ن در پاریس می‏ایستیم، می‏بینیم که هر قسمتی نمایانگر تمدنی از شرق و غرب است؛ از آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا؛ از دورترین عصرها تا عصر حاضر. هر تمدنی در یک طرف به نمایش گذاشته شده است و در هر قسمت می‏توان با ویژگی‏ها و شاخصه‏های انسان‏های کنونی و پیشین آشنا شد که چگونه می‏خورند، چگونه می‏پوشند، چگونه شکار می‏کنند. از رهگذر این امور درمی‏یابیم که آن‌ها چگونه عبادت می‏کنند، چگونه دین‏داری می‏کنند، چگونه نماز می‏خوانند. این پدیده‏ را در همه قسمت‏ها می‏توان دریافت. بدین‌ترتیب، ثابت می‏شود که هر امت، برای خود دینی و نمازی و عبادتی داشته است. همچنین این نظریه ثابت می‏شود که در همه تمدن‏های بشری موجود و از بین‏رفته، عنصر دین وجود داشته است.
این مسئله چه نتایجی در پی دارد؟ نتیجه‏اش این است که دین، ریشه در ذات انسان دارد وگرنه اگر انسان به واسطه اسبابی بیرون از ذات خود به دین گرایش پیدا می‏کرد، امت‌ها و تمدن‌ها و قبیله‏ها با یکدیگر تفاوت داشتند، ولی می‏بینیم همه آن‌ها به‌طور مطلق به دین، به عنوان پدیده‌ای ثابت، ایمان دارند. این واقعیت از نظریه‌ای فلسفی سرچشمه می‏گیرد که می‏گوید: «ذاتیِ شیء از آن جدا نمی‏شود.» علم جدید هم، امروزه همین روش را در پیش گرفته است؛ یعنی وقتی پدیده‏ای را تجربه و بررسی می‌کند و می‏بیند یک اثر همواره برای یک شیء وجود دارد، آن را به صورت قانون برای آن شیء ثبت می‏کند. می‏بینیم آهن در اینجا در اثر حرارت منبسط می‏شود، آنجا نیز منبسط می‏شود، جای دیگر نیز منبسط می‏شود. فلان شیء نیز همین‌طور منبسط می‏شود. در نتیجه، این

[444]. «به یکتاپرستی روی به دین آور. فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت آفریده است.» (روم، 30)