لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ.﴾ [44]
در این هنگام، در این کلیسا، در ایام روزه، در مراسم وعظ دینى و بنا به دعوت مسئولان متعهد، خود را در میانۀ راه در کنار شما مىبینم: هم اندرزدهنده و هم اندرزپذیر؛هم گوینده و هم شنونده؛ با زبان خود سخن مىگویم و با قلب خود مىشنوم. تاریخ گواه ماست. به او گوش فرامىدهیم و خود نیز به ما گوش میدهد. تاریخ گواه لبنان است: دیارِِ تلاقی، دیارِ انسان، وطنِ ستمدیدگان و مأمن ترسندگان. در این حال و هوا و این چشمانداز والا، مىتوانیم به پیامهای اصیلِ آسمان گوش دهیم، زیرا ما به سرچشمهها نزدیک شدهایم.
این حضرت مسیح(ع) است که در مهرِِِ خشمآمیز خود فریاد مىزند: «هرگز هرگز! مهر خدا و بیمهری به یکجا جمع نمىشود.» و صداى او در جانها مىپیچد و ندایى دیگر از پیامبر رحمت اوج مىگیرد که: «به خدا و روز آخرت ایمان نیاورده است کسى که سیر به خواب رود و همسایهاش گرسنه باشد.»[45] و هر دو صدا در بستر زمان درهم میتنند و پژواک آنها بر زبان پاپ جاری مىشود و به مناسبت روزه گوید: «مسیح و فقیر یکی باشند.» و در رسالۀ معروفش به نام «پیشرفت ملل» براى کرامت انسان خشمگین مىشود و مانند مسیح در معبد مىگوید: «آن تجربۀ سترگى بود که آن گونه تحقیرها که در حق کرامت انسانى روا مىشد، با خشونت دفع گردد.» و باز گوید: «به لحاظ انسانی، نظامهای ستمگر منحطتریناند، زیرا از سوءاستفاده از جایگاه حکومت و پایمال کردن حقوق کارگران و قراردادهای یکطرفه نشأت گرفتهاند.»
آیا این نداى پاک با آنچه دربارۀ هدف در آثار مسلّم اسلامى آمده است تفاوت دارد: «من ـ خدا ـ نزد شکستهدلانم ؛ آنگاه که از مریضى عیادت میکنی یا به، فقیرى یارى میرسانی یا حاجتِ نیازمندى را روا مىکنى، من نزد آنانم.»
امّا دربارۀ وسیله، خدا هرگونه کوششى براى اقامۀ حق و هرگونه تلاشی برای یارى مظلوم را جهاد در راه خود و چونان نماز در محراب عبادتش دانسته است. او خود عهدهدار یارى و نصرت است.
با این گواهیها به انسان برگردیم تا نیروهاى تباهکننده و جداکنندۀ او را بشناسیم. انسان، این عطیۀ الهى، این مخلوقى که در صفات بر صورت خالقش آفریده شده است، این خلیفۀ خدا بر روى زمین، غایتِ هستى، مبدأ و مقصد جامعه و حرکتآفرین تاریخ است. این انسان برابر است با مجموع نیروها و تواناییهایش؛ نه از آن رو که فلسفه و فیزیک در قرن ما بر تبدیل و تحوِّل ماده- هر مادهای- به انرژی اتفاقنظر دارند، بلکه از آن رو که ادیان و تجارب علمی تأکید میکنند که: «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى.»[46] براى انسان جز تلاش او چیزى نمىماند و کارهای او باقیاست و ارزش انسان به پرتوهایی است که او در زمینهها و افقهای گوناگون میافکند. از این رو، هر قدر از تواناییهای انسان صیانت کنیم و آنها را توسعه دهیم، به همان اندازه او را تکریم و جاودانه کردهایم.
اگر بُعد آسمانیِ ایمانْ به انسان احساس نامتناهى و همّت نامتناهی و پس از ناامیدی امید
[44]. «برای هر گروهی از شما شریعت و روشی نهادیم. و اگر خدا میخواست همۀ شما را یک امت میساخت. ولی خواست در آنچه به شما ارزانی داشته است بیازمایدتان. پس در خیرات بر یکدیگر پیشی گیرید. همگی بازگشتتان به خداست.» (مائده،48)
[45]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ چهارم: تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1407 قمری، ج2، ص668.
[46]. «و اینکه: برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.» (نجم، 39)
