گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
434
را به یکدیگر نزدیک و شبیه میکند. همانطور که در مثال گفتم، وقتی دو آب در کنار یکدیگر جاری باشد، یکی شیرین و دیگری داغ، پس از مدتی میزان شیرین بودن هر دو آب برابر میشود، همچنانکه درجه حرارت هر دو نیز برابر میشود. اینطور نیست؟
بین آنها تبادل صورت میگیرد. دیگر دو جریان در کار نیست و تبادل سبب همسان شدن میشود که به معنای توحید است.
این تبادل به توحید میانجامد، زیرا هدف آن بینهایت است و متوقف نمیشود. درمورد مثال دو آب، هدف محدود است. مثلاً پنج درجه یا پنج کالری از حرارت یا چند درجه شیرینی تبادل میشود و پایان مییابد، ولی وقتی هدف نامتناهی باشد، تبادل نیز نامتناهی میشود و همواره ادامه خواهد داشت.
بنابراین، واحد بودن مبدأ، به ما پنج قاعده برای ساختن داد و جامعه توحیدی نیز دو نکته را به ما میدهد: کمال و رشد توانمندیها که به فراهم شدن فرصتهای برابر میانجامد. وحدت سرنوشت نیز تحرک بینهایت را به دنبال دارد.
جامعه یکتاپرستان جامعهای است که بر پایه پنج قاعده ساخته شده و در ذات خود برای رسیدن به تشابه و ارتباط متقابل، رشد توانمندیها را اقتضا میکند تا بتوانیم وحدت را حفظ کنیم و در این مسیر هیچ نهایتی در کار نیست، زیرا خدا نهایتی ندارد. بنابراین، چنین جامعهای پیوسته در حرکت است. این بود تصویری کوتاه و کلی از جامعه یکتاپرستان.
افزون بر آن، خدایی که میگوییم « ﴿ لا اله الا الله ﴾ » این خدا تنها «یگانه» نیست، بلکه «دانا» و «دادگر» و «زیبا» و «عزیز» و «مهربان» نیز هست. آیا اینها صفات خدا نیست؟
اگر خدا آفریدگار است و موج��دات را بر طبق صفات خود آفریده است، در اینصورت، ما در جامعه خود با اهدافی نامتناهی روبهرو هستیم، یعنی در جامعهای که بر پایه قواعد پیشگفته ساخته شده و برای رشد توانمندیها و برابری فرصتها تلاش میکند. ما نیز وظیفه داریم که جامعه را به سوی کمال، یعنی به سوی علم و عدالت و قدرت و مهربانی و مانند آن جهتدهی کنیم تا جامعه صورت خدا یعنی نامها و صفات او را به خود بگیرد. این، ساختار جامعه است.
اما درمورد پایههای داخلی جامعه نیز بهطور خلاصه میتوان گفت: جامعه عبارت است از: اولاً، ارتباط افراد با یکدیگر؛ ثانیاً، ارتباط گروهها با یکدیگر، یعنی ارتباط خانوادهها، شهرها و گروهها؛ ثالثاً، ارتباط مردم با حکومت؛ رابعاً، ارتباط جوامع با یکدیگر که آن را حقوق بینالملل مینامند.
جامعه یکتاپرستان در هریک از این چهار بخش نیز دیدگاهی خاص خود دارد. درباره ارتباط افراد با یکدیگر بحث کردیم و گفتیم که من و شما برابریم و هر دو از یک سرچشمه و برادرانی پاکسرشت هستیم و توانمندیهایی داریم. بنابراین، در جامعه یکتاپرستان من نمیتوانم روابط شخصی خودم با شما را که حقوق مدنی نامیده میشود، بر پایه برتریجویی بنا کنم. هیچ برتری در میان نیست، زیرا همه مثل هم هستیم. هیچ برتری وجود ندارد و هرکسی توانمندی دارد. ارباب و برده وجود ندا��د. شهروند درجه یک و درجه دو وجود ندارد. اینطور نیست که برخی با کفایت باشند و برخی بیکفایت، زیرا حقوق مدنی که روابط افراد با یکدیگر را ساماندهی میکند، بر همان پنج قاعدهای استوار است که گفتیم.
درباره ارتباط گروهها با یکدیگر که روابط عمومی یا حقوق اداری یا مانند آن نامیده میشود، قرآن
