گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
433
مادی یا معنوی. میدهیم و میگیریم. این مبادله چه زمانی تحقق مییابد؟ وقتی که توانمندیهای افراد با یکدیگر متفاوت باشد. همیشه مثالی میزنیم: اگر فرض کنیم همه افراد جامعه مانند شیشههای «پپسی کولا» به یک شکل بودند و یک کارآیی و یک امکانات داشتند، جامعهای شکل نمیگرفت، چرا؟ چون در این صورت، من چه چیزی میتوانستم به شما بدهم؟ همه آنچه من داشتم، شما نیز داشتید. پس نیازی به من نداشتید. چه چیزی میتوانستم از شما بگیرم؟ همه آنچه شما دارید، من نیز دارم. پس نه میگیرم و نه میدهم. در این صورت تعامل رخ میدهد؟
اگر فرض کنیم دو آب جاری داشته باشیم که یکی از آن دو شیرینتر باشد و دیگری گرمتر. وقتی این دو آب را به هم متصل میکنیم تا به یک آب تبدیل شوند، آب شیرین، شیرینی خود را به آب دیگر میدهد و آن آب داغ نیز حرارت خود را به این آب میدهد. هر دو به یک جریان تبدیل میشوند. ولی اگر شیرینی و حرارت هر دو آب به یک اندازه باشد، هیچ تبادلی صورت نمیگیرد. حتی در جریان الکتریسیته نیز باید دو جریانِ متفاوت وجود داشته باشد. فکر نکنم امروز بتوانم در برابر آقای دکتر [در اینباره] صحبت کنم!
بنابراین، تعامل در نتیجه تفاوت در توانمندیها به دست میآید.
بدون آنکه رشته صحبت را از دست دهیم، اندکی در این مورد درنگ میکنیم، گفتیم جامعه توحیدی ما باید در مسیر وحدت باشد و برای آنکه در مسیر وحدت باشد، باید ارتباط متقابل مردم با یکدیگر، پیوسته افزایش یابد و برای آنکه ارتباط افزایش یابد، به دنبال عامل آن گشتیم که تعامل کردن است و شرط تعامل نیز تفاوت در توانمندیهاست. بنابراین، برای آنکه بتوانیم جامعه را احیا کنیم، باید بتوانیم جریان متبادل ایجاد کنیم و این تبادل، از راه توانمندیها صورت میگیرد. هر اندازه توانمندیها بیشتر باشد... اینجا توجه کنید... تا زمانی که توانمندیها سبب احیای جامعه و تبادل میان افراد جامعه باشد، هر اندازه توانمندیها بیشتر باشد، تعامل بیشتر میشود. بنابراین، از پایههای اصلی جامعه یکتاپرستان این است که بتواند استعدادها و توانمندیهای هر فرد را رشد دهد. مثلاً من تخصص در ورزش دارم. جامعه یکتاپرستان باید این توانمندی ��ا رشد دهد. شما تخصص کشاورزی یا پزشکی دارید، این جامعه باید آن را رشد دهد، چرا؟ چون هر اندازه استعداد توانمندی من رشد کند، مرا در عطا کردن و بخشش هرچه بیشتر کمک میکند و هر اندازه عطا بیشتر و بیشتر شود، ارتباط متقابل میان افراد بیشتر میشود و در نتیجه، وحدت در جامعه ایجاد میشود.
بنابراین، از راه توحید به این نتیجه میرسیم که جامعه یکتاپرستان باید دارای ابزارهایی برای رشد توانمندیها باشد و طبیعتاً رشد توانمندیها به معنای برابر بودن فرصتهاست. یعنی نباید اینطور باشد که پسر من بتواند توانمندیهای فکری یا علمی یا قلبی خود را شکوفا کند، چون من توانایی مالی دارم که او را به مدرسه ببرم، ولی پسر فردی تهیدست چنین امکانی نداشته باشد. چنین جامعهای، جامعه توحیدی نیست، زیرا ممانعت از رشد و متوقف کردن هر توانمندی، در حد خود، بر کاهش تبادل در جامعه تأثیر میگذارد و در نتیجه از حرکت جامعه به سوی توحید جلوگیری میکند. این، مفهوم اول از جامعه توحیدی است.
مفهوم دوم، این است که تعامل بیشتر، افراد
