گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
ترجیح میدهم وقتم را در قهوهخانه و شبنشینی و خیابانگردی سپری کنم، ولی در خانه و کنار فرزندانم نباشم و با آنها حرف نزنم. من هستم که رفیقبازیهای بیفایده و هیچ و پوچ برایم از فرزندانم و حرف زدن با آنها مهمتر است. خیلی از ما اینطوریم، البته إنشاءالله ما از این دسته نباشیم.
اما بیشتر مردم، البته نه از بین ما، باید این سؤال را از خودشان بکنند که: آیا من در قبال فرزندانم کاری کردهام؟ اگر این سؤال را از خودمان کردیم و جوابمان به آن منفی بود، باید توبه کنیم و بعد از آن سعی کنیم که وظیفهمان را در قبال فرزندانمان انجام دهیم. در این صورت حداقل توانستهایم یکی از چهار عامل فساد فرزندانمان، یعنی پدر و مادر و مدرسه و محیط را اصلاح کرده باشیم.
برویم سراغ وضعیت اجتماعی. ما از مشکلات بسیاری رنج میبریم. میگوییم: مردم با یکدیگر اختلاف دارند و متحد نیستند و اگر از یکی از ما بخواهند که دو نفر را با هم آشتی بدهیم، این کار را میکنیم، برای اینکه ما آدمهای خوبی هستیم. برای مردم سعی و تلاش میکنیم تا اختلافها و دشمنیها را به دوستی و تفاهم تبدیل کنیم، ولی آیا ما خودمان با همدیگر اختلاف نداریم؟ آیا ما که برادر و پسر عمو و همسایه و دوستمان را به آشتی کردن نصیحت میکنیم، خودمان هم نصیحت دیگران را قبول میکنیم؟
سعی میکنیم خواسته و منافع و اراده خودمان را برطرف مقابل تحلیل کنیم و اگر زیر بار رفت، به حقمان رسیدهایم. من خودم را بر حق میدانم و حق را در این میبینیم که به حقم برسم. خیلی خوب، اگر اینطور باشد، خوب، طرف مقابلِ من هم همینطور فکر میکند. او هم خودش را بر حق میداند و حق را در این میبیند که به حقش برسد. بنابراین، هیچوقت با همدیگر آشتی نخواهیم کرد. پس نصیحتهایمان به دیگران چه شد؟ چرا آشتی برای دیگران خوب است، ولی برای من خوب نیست؟
چرا این سؤال را از خودمان نمیکنیم؟ میگوییم: شهر ما و خیابانهای آن کثیف است. بسیار خوب، شهرداری مقصر است، دولت مقصر است، همه اینها درست، ولی آیا شخص تو و شخص من در کثیف کردن شهرمان هیچ نقشی نداریم؟ آیا آشغال و زبالهها را وسط خیابان پرت نمیکنیم؟ اگر سیگاری دستت باشد، آن را وسط خیابان نمیاندازی؟ آیا آب دهانت را به خیابان نمیاندازی؟ آیا کاغذپاره به خیابان نمیریزی؟ پس دیگران هم همینطور. آیا تو به سهم خودت میخواهی شهرت را تمیز نگه داری؟ آیا اینها را به پسر و دخترت یاد میدهی؟ آیا سعی میکنی جلو خانهات را تمیز کنی؟ چرا نظافت بر دیگران واجب است، ولی بر تو واجب نیست؟ میخواهیم کارها را، از اول تا آخر، دیگران انجام بدهند.
بیاییم سراغ مشکلات عمومی؛ ما امروز زیر بار ظلم و ستم بهسر میبریم؛ بدون شک در وضعیت ذلتباری زندگی میکنیم که تا الآن هیچ امتی گرفتار آن نشده است.
چرا ما در جنگ شرکت نمیکنیم؟ چه کسی باید بجنگد؟ رهبران؟ ارتشیها؟ فرماندهها؟ فداییان؟ آنان باید بجنگند و ما بنشینیم؟ در قبال این وظیفه چه کاری انجام دادهایم؟ وظیفه ما چیست؟ چه کار کردهایم؟ چه خدمتی کردهایم؟ چقدر تلاش کردهایم؟
بله، ما به قول معروفی که در جنگ ژوئن مصطلح شد، با رادیوهای جیبیِ درِ گوشمان به خیال
