گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 305

بدین‌ترتیب جنگ ادامه یابد؟

آیا فراموش کرده‌ایم که اسرائیل چگونه تبلیغات خود را در خلال جنگ متمرکز می‌کرد و گاه کاسه داغ‌تر از آش می‌شد و سپس خود را ترقی‌خواه نشان می‌داد که می‌تواند با چپ‌گرایان در جنوب همزیستی کند، ولی نمی‌تواند با ارتش سوریه در جنوب هم‌جوار باشد؟

آیا فراموش‌کرده‌ایم که اسرائیل، محموله‌های اسلحه را که با کشتی می‌رسید، کنترل می‌کرد و ضمن معادلات دقیقی می‌کوشید تا توازن قدرت را حفظ کند؟

و بالأخره آیا گزارش شیمون پرز را شنیده‌ایم که اسرائیل در سال 76 حتی یک کشته نیز نداده است؟

بنابراین، با وجود ناممکن بودن پیروزی، کسانی که [برای جنگ] آماده شده و می‌شوند، به چه می‌اندیشند؟

ناظران و محافظه‌کاران و طمع‌ورزان چگونه با امنیت ما بازی می‌کنند؟

ترس! ترس! ... آیا ترس عامل این رفتارهای ماست؟ عامل مسلح شدن ما؟ عامل آموزش نظامی ما؟ ترس است و آرمان نیست و این ترس علیه آرمان است. جنگ پلید دیگری، مانند جنگ پیشین، لبنان را پاره‌پاره خواهد کرد و جنوب را به سقوط خواهد ‌کشاند و امکان برخاستن لبنان را از بین خواهد ‌برد و افزون بر آن، معادلات منطقه را بر هم خواهد زد و صلح عادلانه را از آن دور خواهد ساخت.

بنابراین، باید با صراحت درباره ترس صحبت کنیم؛ باید روشنگری کنیم.

ترس از یک طرف، ترس از طرف دیگر را به دنبال دارد. گروهی ترس از نابود شدن را بهانه می‌کند، گروهی دیگر ترس بر سر مسائل مهم را مطرح می‌کند، گروه سوم درباره ترس از غربت در وطن سخن می‌گوید و دیگران از له شدن زیر قدم‌های جنگجویان می‌ترسند.

سبحان الله! این گروه‌ها در همسایگی یکدیگرند و می‌توانند با هم گفت‌وگو کنند و عملاً نیز به صورت مقدماتی شروع به گفت‌وگو کرده‌اند. افزون بر آن، میان این گروه‌ها روابط محکم شهروندی وجود دارد.

گذشته از آن، موضوع مشروع بودن حکومت و قانونی بودن دولت، دو موضوع جدید در برابر همه گروه‌هاست که در دوره‌های پیشین وجود نداشت.

پس چرا گفت‌وگو را به تأخیر می‌اندازیم و مردم بی‌گناه را به کوره آتش می‌فرستیم؟

چرا به میهن و مردم رحم نمی‌آوریم و از ریخته شدن خون جوانان جلوگیری نمی‌کنیم و به آنچه در اطراف ما می‌گذرد، اهمیت نمی‌دهیم؟

رهبرانی که برای متقاعد کردن مردم به جنگی که بر آنان تحمیل شده است، با این دو مسئله روبه‌رو هستند، آیا پس از ورود به جنگ‌های دیگر، پاسخی قانع‌کننده برای مردم پیدا می‌کنند؟

آیا من در بیابان فریاد می‌زنم؟ آیا خود مردم و جوانانی که این رهبران آن‌ها را به سوی جنگ و پیامدهای جنگ سوق می‌دهند، صدای مرا نمی‌شنوند؟

آیا پدران و مادران به فکر نمی‌افتند و اعتراض نمی‌کنند؟

آیا انسانیت در این رهبران بیدار نمی‌شود؟ آیا اینان پشیمان نمی‌شوند؟ آیا به راه‌حل دیگری غیر از توازن در هراس فکر نمی‌کنند؟ آیا برای لبنان یک خیرخواه باقی نمانده است؟

آیا خدا را فراموش کرده‌ایم؟...