گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 194

امور کشورهای دیگر، به این کشور نصیحت کرد که نسبت به مسائل جهان عرب بی‌اعتنا باشد و در قالب‌ آتش‌بس رسمی فرو رود و به‌ویژه واکنش به مسئل? فلسطین را از کارنام? سیاسی خود پاک کند؛ هرچند لبنان نخستین کشوری بود که نسبت به موجودیت اسرائیل حساسیت نشان داد و به خطر آن برای لبنان و منطقه و جهان پی برد. لبنان در بین تمام کشورها بزرگ‌ترین تاوان را برای این مسئله پرداخت. ولی کسی از آن قدردانی نکرد.

نمی‌دانیم تحمل هم? مسئولیت‌ها چه ضرری دارد، وقتی که لبنان در عمل، آن‌ها را به دوش می‌کشد. چرا باید از به دوش کشیدن قضیه‌ای چنین به‌حق و عادلانه بترسیم؟ عادلانه‌ترین قضیه در طول تاریخ بشر. نمی‌دانیم چرا لبنان از نقش خود در جایگاه گفت‌وگو کننده غافل است؛ نقشی تعیین‌کننده در روابط امروزی جهان عرب و اروپا و گفت‌وگوهای اسلامی - مسیحی که پیامدهای بزرگی دارد و نیاز جهانی به آن روز‌به‌روز در حال افزایش است. سرنوشت قهرمانان? لبنان ناشی از موضع‌گیری‌های بزرگ آن است، پس چرا به قهرمانی‌های دروغین و جنگ در کوچه پس‌کوچه‌های تنگ بسنده کرده است؟

سوم. آشتی ملی

و شاید این مورد از جهت زمانی اولویت داشته باشد؛ آشتی ملی فراگیر یکی از انگیزه‌های اساسی تحصن بود؛ آشتی گسترده‌ای که هم? گروه‌های لبنانی را از شخصیت‌ها و احزاب و فرقه‌ها و مناطق، بدون استثنا، در بر گیرد و از طریق گفت‌وگویی صریح و شفاف دربار? ساختار و محتوا و قالب نظام لبنان تحقق یابد. این آشتی، تنها به دست دادن نیست، بلکه باید دل‌ها با یکدیگر ارتباط پیدا کند. منظور ما همبستگی جسم‌ها نیست، بلکه همبستگی اراده‌هاست برای پی‌ریزی زیرساخت‌های جدید جامعه‌ای آرمانی.

قهر و دوری از یکدیگر موجب تجاهل و بی‌اعتنایی می‌شود و رفته‌رفته اثر آن عمیق می‌شود تا جایی که کینه و دشمنی پدید می‌آورد. کشورها جز با محبت ساخته نمی‌شود، و امروز هم‌وطنان سخت نیازمند این محبت هستند؛ چراکه اگر محبت نباشد، کشوری وجود ندارد.

شکی نیست که آشتی به معنای فراموش کردن رخدادهای گذشته نیست، بلکه عکس آن درست است. به دنبال آشتی، شفاف‌سازی به وجود می‌آید و وقتی هیئت تحقیق فراگیر تشکیل شود، مسئولیت‌ها مشخص می‌شود. باید دربار? خون‌هایی که ریخته شده و ساختمان‌هایی که ویران شده است تحقیق و بررسی شود تا اعتماد به مردم برگردد و احساس کنند که در جنگل زندگی نمی‌کنند.

براردان! من به‌خوبی درک می‌کنم که در این فضای آکنده از بیم و نگرانی و در گیرودار دردها و ناراحتی‌ها و با وجود خون‌هایی که ریخته شده و خانه‌هایی که ویران شده و با وجود حس انتقام‌جویی، چقدر دشوار است شخص یا مجموعه‌ای عهده‌دار این شود که اولاً لبنانیان را با خودشان و با تاریخ و رسالتشان آشتی دهند و ثانیاً به آشتی دادن گروه‌ها و شهرها با یکدیگر بپردازد.

من این دشواری را درک می‌کنم و سختی‌ها و خطرهای آن را می‌دانم، ولی پس از تأملی طولانی و رایزنی‌های گسترده، کاملاً متقاعد شدم که هیچ ابزار حقیقی دیگری برای برون‌رفت از این بحران و اصلاح اوضاع وجود ندارد. اوضاع منطقه‌ای و