گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 174

دوست دارم دربار? وضع کنونی منطقه صحبت کنیم؛ به ویژه که شما حرف های بسیاری برای گفتن دارید…

آیا موضوع مشخصی دارید یا می‌خواهید به طور کلی صحبت کنید؟

موضوع مشخص در حال حاضر رابط? شما با امام موسی صدر است. شما اخیراً ابراز کرده اید که می خواهید از روی مسائل پرده بردارید. ما به دنبال روشن شدن برخی مسائل هستیم.

صبری حماده لبخندی زد و با لهج? خاص خود گفت: «بگذارید مبهم باقی بماند. از من می‌خواهی خودم را لو دهم! من با تو چون شیعه هستی صحبت‌هایی می‌کنم و این مطالب برای منتشر کردن نیست. ما رسوایی کم نداریم. اساساً اختلافی میان من و امام وجود ندارد. ولی مواضع ایشان در حال حاضر باعث شده من راهم را عوض کنم.

علت این اختلاف چیست؟

با عصبانیت پاسخ می‌دهد: دشمنان سیاسی مرا به خود نزدیک کرده است و با رهبران شیعیان بر سر لج آمده است. اگر با رهبران موجود مخالف است، چرا رهبران دیگری نمی‌تراشد؟ افرادی که دور و بر خود جمع کرده و می‌خواهد آنان را رهبر بکند، چه کسانی‌اند؟ فلانی و فلانی که هستند؟ یکی افسر نظامی است و دیگری هم کورکورانه حرکت می‌کند.

مشکل میان شما و امام از کی آغاز شد؟

حماده گفت: … این مسئله به ایام انتخابات مجلس اعلای شیعیان برمی‌گردد؛ زمانی که امام می‌خواست دور? ریاست مجلس را به طور مادام العمر تمدید کند. آن روز به من گفت نیاز به تمدید ریاست دارد تا بتواند با آزادی و بدون هیچ فشاری کارش را انجام دهد. او به قرآن قسم خورد که اگر ریاست تجدید شود با وجدان کاری بیشتری عمل می‌کند و رهبر دینی هم? شیعیان از کوچک و بزرگ خواهد بود و هیچ گروهی را بر گروه دیگر نمی‌شوراند. آن زمان قرار گذاشتیم دور? ریاست تجدید شود و دو هیئت شرعی و اجرایی مجلس تشکیل شود و آقای کامل الاسعد هم در آن‌ها نماینده داشته باشد. امّا وقتی رئیس شد، به وعد? خود وفا نکرد و به شکلی رفتار کرد که جبه? کامل بیک را از صحنه دور کند. او موفق شد روحانیانی را که می‌خواست، به آن هیئت بفرستد؛ ولی از جهت دیگر شکست خورد، چون بعضی از افراد چپ در هیئت اجرایی انتخاب شدند.

معروف است که صبری حماده در ابتدا به طور جدی از موسی صدر حمایت کرد…

با عصبانیت سؤال را قطع می‌کند و می‌گوید: من بودم که موسی صدر را بر سر کار آوردم. من بودم که مجلس اعلای شیعیان را تأسیس کردم. اگر من نبودم، نه مجلسی بود و نه موسی صدر دوباره انتخاب می‌شد. حتی بر سر برخی افراد عمامه گذاشتم تا او را انتخاب کنند. بعضی از آن‌ها هنوز هم زنده هستند و از عالم روحانیت کاملاً بی‌خبرند؛ ولی من بر سر آنان عمامه گذاشتم و آنان را فرستادم تا موسی صدر را انتخاب کنند، چون در آغاز تأسیس مجلس، مخالفت با او زیاد بود.

به نظر شما موسی صدر چه می خواهد؟

خدا می‌داند! من هم حیرانم چه می‌خواهد. دربار? ظلم و محرومیت صحبت می‌کند تا مردم را دور خود جمع کند. آیا می‌خواهد آنان را از کمونیسم دور کند؟