گام به گام با امام موسی صدر جلد 5

جلد: 5
صفحه: 284

با توجه به حضور مقاومت فلسطین در خاک لبنان، بحث دربارۀ حاکمیت لبنان مطرح می شود. به نظر شما، آیا میان حاکمیت لبنان و حضور مقاومت تناقضی وجود دارد؟

حاکمیت لبنان به هیچ‌وجه با حضور ملت فلسطین یا مقاومت فلسطین یا حتی ارتش آزادی‌بخش فلسطین در خاک لبنان ناسازگاری ندارد، زیرا توافق‌هایی که با نظر مسئولان صورت می‌گیرد، در واقع، همان اعمال حاکمیت است.

مسئلۀ فلسطین برای لبنان چگونه است و چگونه باید باشد؟

مسئلۀ فلسطین با همۀ ابعادش، همان مسئلۀ لبنان است و بلکه می‌توان گفت که مسئلۀ نخست لبنان است، زیرا خطرهای ناشی از وجود دولتی نژادپرست در همسایگی کشور لبنان، موجب می‌شود تا رژیم اسرائیل خطری همیشگی برای لبنان باشد. همچنین قدس برای مسلمانان و مسیحیان که ملت لبنان را تشکیل می‌دهند، رکنی اساسی از دین به شمار می‌آید و پذیرش یهودی شدن آن، به معنای بی‌ارزش شدن مفهوم ایمان در نزد آنان است. گذشته از آن، ساختار حکومت در لبنان و در اسرائیل با یکدیگر ناسازگاری دارد و همزیستی میان آن دو امکان‌پذیر نیست. ملت لبنان با همۀ گروه‌های خود، بارها ثابت کرده است که برای پذیرش مسئلۀ فلسطین و حمایت از آن، آمادگی کامل دارد و رئیس‌جمهور لبنان نیز این مطلب را در برابر جامعۀ بین‌المللی اعلام کرده است. همبستگی تنگاتنگ میان این دو ملت در طی ربع قرن گذشته نیز که جای خود دارد. همۀ این‌ها سبب می‌شود که مسئلۀ فلسطین، مسئلۀ لبنان نیز باشد.

از سوی دیگر، بقای لبنان، اقتدار لبنان، بعد تمدنی لبنان، شایستگی‌ها و باورهای ملت لبنان، موقعیت جغرافیایی لبنان و همۀ آنچه لبنان دارد، پشتوانه‌ای بزرگ و بلکه نخستین پشتوانۀ ملت فلسطین و انقلاب فلسطین و پیروزی آن در عرصۀ فلسطین و جهان است. در اظهارات رهبران فلسطینی و مطالعات گوناگونی که ‌به کوشش سازمان‌ها و نهادهای فلسطینی انجام شده، بر این حقیقت تأکید شده است.

شاید بهترین فرصت تاریخی که خداوند متعال برای دو ملت لبنان و فلسطین فراهم آورده است، این باشد که لبنان از مسئلۀ فلسطین حمایت کند و آن را به دنیایی که حقایق سرنوشت‌ساز را نادیده می‌گیرد، یادآوری کند و الفبای عدالت و تمدنِ برحق را به وجدان‌هایی که در پرتو جهاد فلسطین بیدار شده است، بیاموزد و شالوده‌های جهان را ترسیم کند؛ جهانی که قدرت و تبلیغات دروغین و عواطف دروغین و وجدان‌های مغرض و راه‌حل‌های مبتنی بر مسئولیت‌گریزی و به تأخیر انداختن کارها در آن جایی ندارد؛ جهانی که در آن خداوند وعده‌اش را به وسیلۀ بمب ناپالم محقق نمی‌کند و انسان با ابزارهای ویرانگر صدقه نمی‌دهد و تمدن‌ها بر پایۀ سخنان دروغ و ناروا استوار نیست.

وقتی لبنان این مشعل را بلند می‌کند که «روغنش روشنی بخشد هرچند آتش بدان نرسیده باشد.»[59] مشعلی که فروزندۀ آن عقل و قلب و خون و فداکاری ملت فلسطین است، احساس می‌کنیم که بنیان جدیدی برای آیندۀ تمدن گذاشته شده است و اتحادی لبنانی-فلسطینی بر آستانۀ آرمان‌شهر شکل گرفته است. این اتحاد نمایانگر تعامل حال

[59]. ﴿ یَکادُ زَیْتُها یُضیءُ ولَو لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ. (نور، 35)