گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
آمادهاند تا به مرزها بروند و دفاع کنند، ولی در قالب نقشه مشخص و حسابشده.
اما فایدهای نداشت. گفتیم که قانون خدمت سربازی را ارائه دهید. امروز خواندیم که آنان خدمت سربازی را تصویب کردهاند. خوب، خیر است. دولت جدید وقتی آمد، برای تنها طرحی که مدت مشخص کرد، خدمت سربازی بود. گفتند که طی دو ماه طرح خدمت سربازی تقدیم میشود. الآن یازده ماه گذشته است. چقدر باید زمان بگذرد؟ گویا ما در خواب اصحاب کهف هستیم. دشمن در کمین ماست و اوضاع پیوسته دگرگون میشود و منطقه در آستانه انفجار است. آنان نمیدانند پشت پرده در خصوص مناطق و بهویژه، در خصوص جنوب چه میگذرد. خطر سازش جهانی بر سر جنوب وجود دارد. طرح را کی تقدیم میکنند؟ کی تصویب میکنند؟ کی اجرا میکنند؟ کی برای آن بودجه اختصاص میدهند؟ فایدهای ندارد.
گفتیم: دفاع… گفتیم: خدمت سربازی… ولی اثری ندارد. ما فقط برای مردم میگوییم. چیزی برای خودمان نمیخواهیم. طرحها را به منظور واسطهگری برای خودمان درخواست نمیکنیم. ما از این نوع درخواستها نکردهایم. هرچه خواستهایم، برای کشور و پاسداری از کشور بوده است. میدانید چند ماه گذشته است؟ یازده ماه: از دوم ژوئن 1973 تا الآن یعنی پنجم می 1974. این مرحله آخر است. مراحل پیشین گذشت. به آنان گفتیم که به وضع افراد فاقد تابعیت رسیدگی کنید. گوش کنید برادران! قدرت باید با آگاهی همراه باشد. بیدار باشید و حقایق را بفهمید. علت چیست؟
به شما گفتند: چرا سید موسی عصبانی است؟ من عصبانی نیستم. آسوده و آرام هستم. با این حال، نمیپذیرم که من عظمت داشته باشم، ولی کشورم خوار باشد. نمیپذیرم… نمیپذیرم. هواپیماهای اسرائیلی هر روز حریم هوایی بیروت و شمال و بقاع را قبل از جنوب نقض میکنند.
حتی دختر کوچک من که دو سال دارد، وقتی صدای شکستن دیوار صوتی را میشنود، میگوید: هواپیماهای اسرائیلی. حتی دختر خردسال هم معنای شکستن دیوار صوتی را میفهمد. ای جماعت، این عزت نیست، خواری است. چگونه ممکن است کسی این خواری را بپذیرد؟ این هواپیماهایی که حریم هوایی ما را نقض میکنند، به کجا میروند؟ میروند تا برادران مجاهد ما را در سوریه بمباران کنند و از پشت به آنان خنجر بزنند. میروند تا مقرها و خانههای آنان را بمباران کنند. ما را از این خواری نجات دهید. هیچکس نمیتواند در برابر این خواری صبر کند. هواپیماها میآیند و میروند و علاوه بر نقض حریم هوایی، شلیک میکنند و خانهها را بمباران میکنند. فقط معامله میکنند و معامله میکنند. به اندازهای که در این دو روز با تجمع ما مبارزه کردند، با اسرائیل مبارزه نکردهاند. چرا؟ چون این اجتماع آنان را رسوا خواهد کرد و نشان خواهد داد که مردم جنوب آزاد هستند؛ نمیتوان آنان را خرید و اجیر کرد.
به آنان گفتیم… (میدانم عزیزم، میدانم… از عدیسه، از محیبیب، از مرجعیون، ادعاهای بیجای آنان را میدانم) به آنان گفتیم که به مسئله افراد فاقد تابعیت رسیدگی کنید. ای مردم، بنابر توافقنامهها هفت روستای هونین، صلحا، تربیخا، قَدَس، مالکیه، ابل و القمح لبنانی است. مدارک ثبت احوال آنها هنوز در صور است. از محمد بزی بپرسید. مأمور ثبت احوال اینجاست؟ آقای حلاوی
