گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 320

حیات ایشان موجب تغییر نمی‌شود، بلکه‌ تحول‌ یعنی تعامل‌ میان‌ انسان‌ و هستی. معروف‌ است‌ که ‌در بدو آفرینش، انسان‌ و جهان‌ دو عنصر بودند که‌ در صحنه‌ حیات‌ وجود داشتند. بر این‌ دو عنصر چیزی‌ افزوده‌ نشده‌ و چیزی‌ هم‌ از آن‌ها کم‌ نشده، بلکه‌ با هر کشفی‌ از جهان‌ صفحه‌ جدیدی‌ از حیات‌ برای‌ انسان‌ پدیدار گشته‌ است.

2. برحسب‌ نظر اسلام، دین‌ عبارت‌ است‌ از شریعتی‌ که‌ آفریننده جهان‌ و انسان‌ یعنی‌ خدای‌ سبحان‌ آن‌ را وضع‌ کرده‌ است. پس‌ او، خدای‌ تعالی، ازهاینهرو که‌ آفریننده‌ جهان‌ است، تمامی‌ ابعاد وجود عالم، ظواهر و بواطن‌ آن را می‌داند. نیز از این‌ حیث‌ که‌ خالق‌ انسان‌ است، جمیع‌ ابعاد وجود انسان، نیازها و تمایلات‌ او، در علمِ‌ خداوند هست. پروردگار، بر اساس‌ این‌ علم، قوانینی‌ را در مسیر بهره‌وری‌ از جهان‌ و داشتن حیاتی‌ طیب‌ و پاکیزه‌ و کامل‌ وضع‌ فرموده‌ است. درست‌ مثل‌ اینکه‌ کارخانه‌های‌ ماشین‌سازی‌ برای‌ حفظ‌ خودروها و استفاده‌ کامل‌ از آن‌ها قوانین‌ و مقررات‌ و ضوابطی‌ وضع‌ کرده‌اند، زیرا سازنده‌ ماشین‌ها به‌ چگونگی‌ ساختمان‌ آن‌ها، مشخصات‌ و ویژگی‌های‌ آن‌ها، و بالأخره‌، راه‌های‌ استفاده‌ کامل‌ از آن‌ها آگاه‌ است.

3. گفتیم‌ که‌ خداوند آفریننده‌ هستی‌ است‌ و آن‌ را می‌شناسـد و خالق انسان است و آن را می‌شناسد. برای‌ انسان‌، بر این‌ اساس‌، قوانین‌ و رهنمودهایی‌ وضع‌ کرده‌ است‌ که انسان‌ بتواند در این‌ جهان‌ به‌ زندگی‌ پاکیزه‌ و کامل‌ دست‌ یازد.

بنابر نظر اسلام، شریعت و مقررات‌ مزبور به‌ وسیله‌ کلماتی‌ کـه از ذات‌ مقدس‌ احدیت‌ صادر گشته، یعنی‌ همان‌ آیات‌ قرآنی، بیان‌ شده‌ است، زیرا ایمان‌ اسلامی‌ قایل به این است‌ که‌ قرآن‌ کریم‌ با عین‌ همین‌ الفاظ‌ نازل‌ شده و این‌ نیز در اعتقاد اسلامی‌ معروف‌ است‌ که‌ کلام‌ خداوند از هر جهت‌ با کلام‌ بشر متفاوت‌ است.

فهم‌ کلام‌ بشر محـدود به‌ حـدود معرفت‌ و کمالات‌ گوینـده است‌ و تجاوز از این‌ حد امکان‌ ندارد. به‌ هر نسبت‌ که‌ سطح‌ معرفت‌ و آگاهی‌ گوینده‌ بالا رود، به‌ همان‌ نسبت‌ امکان‌ تفسیر و توجیه‌ کلام‌ وی‌ و تعمق‌ در آن‌ بیشتر می‌شود و بالا می‌رود و به‌ همین‌ سبب است‌ که‌ قضات‌ و وکلا‌ به‌ درجاتی‌ برتر و بالاتر از فهم‌ توده‌های‌ مردم در تفسیر متون قوانین‌ تعمق‌ و ژرف‌نگری‌ دارند. بنابراین، چون‌ معرفت‌ خداوند لایتناهی‌ است‌ و هیچ‌گونه‌ حدی‌ برای‌ آن‌ متصوَّر نیست، می‌توان‌ بر جمیع‌ ابعاد و مراحل‌ مدلولات‌ و مفاهیم‌ کلام‌ الهی‌ اعتماد کرد و هر اندازه‌ که‌ تحقیق‌ و تعمق‌ در کلام‌ خداوند فزون‌تر و گسترده‌تر شود، ابعاد جدیدتر و مفاهیم‌ تازه‌تری‌ از آن‌ فراچنگ‌ می‌آید. پس‌ کلامِ‌ خداوند، ازهاینهرو، مانند پدیده‌ها و حقایق‌ هستی‌ است، بلکه‌ عین‌ حقایق‌ هستی‌ است، و در هر مرحله‌ای انسان‌ از آن‌ چیز جدیدی‌ کشف‌ می‌کند، همان‌طور که‌ با شناخت‌ وسیع‌تر و با کسب‌ آگاهی‌های‌ نوبه‌نو هر روز صفحات‌ جدیدی‌ از کتابِ‌ وجود و حقیقت‌ انسان‌ گشوده‌ می‌شود.

پس‌ از بیان‌ مقدمه، اکنون‌ به‌ پرسش‌ مذکور بازمی‌گردیم‌ و می‌گوییم‌ که‌ انسان‌ با جهان‌ هستی‌ در تعامل است و این تعامل، اساس‌ پدیده‌ تحول‌ و تکامل‌ را تشکیل‌ می‌دهد. روند و جهت‌ این‌ تعامل‌ و به‌ تعبیر دیگر، این‌ فعل‌ و انفعالات‌ را نظام‌ و شریعت‌ الهی‌ تنظیم‌ و هماهنگ‌ می‌کند، و این‌ شریعت برای‌ هر مرحله‌ای‌ از مراحل‌ تکامل، تعالیم‌ و آموزه‌های‌