گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
یَسْتَهْزِئُون.[75])
بهراستی آیا معقول است بپذیریم که انسان در اجتماعی کـه بـا مسیر او متناقض است و با ایمان و اخلاق وی منافات دارد، زندگی کند، ولی تحت تأثیر چنین جامعهای قرار نگیرد؟
انسان در آفرینش، در حیات، در نیازمندیها، در اندیشه و تفکـر، و در همه جنبههای حیات خویش، موجودی است اجتماعی و با جامعهای که در آن زندگی میکند تعامل و تأثیر متقابل دارد. در این صورت، آیا برای وی امکان دارد که ایمان و اخلاق و رفتار فردی خویش را از فعل و انفعالات جامعهاش جدا سازد؟ به باور من پاسخ این سؤال نیز روشن است. به همین سبب است که مشاهده میکنیم اسلام بر لزوم ایجاد و تأسیس جامعه متناسب با ایمان و اخلاق و اعمال صالح تأکید میکند و صریحاً اعلام میدارد: «به خدا و روز قیامت ایمان ندارد آن که شب سیر بخوابد درهحالیهکه همسایهاش گرسنه باشد.»
جمله «ما آمن» را تکرار میکنـم تا ما با دیـدگاه اسـلام دربـاره تناقض میان ایمان و وضع نامطلوب اجتماعی آگاه شویم. قرآن کریم بر این اصل تأکید میکند: أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ.[76]
چنین پایه و اساسی است که ما درمییابیم اسلامی که پیامبـرش تأکید میکند: «إِنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق» (همانا مبعوث شدم برای تکمیل مکارم اخلاق)[77] میکوشد، برای دستیافتن انسان به چنین هدفی، در زندگی عملی و سپس اجتماعی او دخالت کند و برای چنین منظوری اصل حلال و حرام را پی میریزد. لذا ما میبینیم که نظام قانونی گسترده اسلامی قریب به نصف تعالیم اسلامی را تشکیل میدهد.
اینک بهطور سریع به بررسی مسئله یا پرسش مهمی میپردازیم که از دشواری انسجام و هماهنگی قوانین ثابت با جامعه متحول نشئت گرفته است. پاسخ به این پرسش نیازمند عنایت و توجه به امور سهگانه زیر است:
1. تحول و پیشرفت در حیات انسانی و در تاریخ بشری به مفهوم تعامل انسان با هستی است. انسان هر روز بر تجربههای خود میافزاید و علمش افزون میگردد. او چیزهای جدیدی از جهان کشف میکند و سپس، شناخت نو و معرفت جدید خویش را به کار میگیرد. او به کمک آگاهی تازه خود از نیروهای کشفشده هستی بهرهمند میشود و بدینترتیب، زندگی شخصی و اجتماعی خویش را متحول میکند و در تاریخ طولانی بشر به کاری نو دست میزند.
پس تحول عبارت است از مطالعه سطر جدیدی از کتاب هستی و قرار گرفتن انسان در صفحه جدیدی از این کتاب. از جمله نتایج این مطالعه بهکارگیری شناخت جدید و سپس، دگرگونی نشئتگرفته از آن است.
درک مـا از تحول ایـن است. موجبات تحول از عالـم دیگـری به حیات او و جهانی که انسان در آن زندگی میکند، وارد نمیشود. چیزی از خارجْ حیات انسان را دگرگون نمیکند و فقدان عاملی از عوامل
[75]ه«سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود، زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.» (روم،10)
[76]ه«آیا آن را که روز جزا را دروغ میشمرد دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت میراند، و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمیدارد.» (ماعون،3-1)
[77]هورامبن أبیفراس، مسعودبنعیسی، مجموعه ورام، چاپ اول: قم، مکتبه فقیه، 1410ق، ج1، ص89.
