گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
را نادیده گرفت. ازهاینهرو، احساس نگرانی به سراغ او آمد، چرا؟ زیرا دانش و صنعت و فلسفه و ادب و هنر و اخلاق و هر آنچه ساخته دست انسان است، در حال تکامل و تحول است و در نتیجه، ناپایدار و لرزان است و انسان نمیتواند بر چیزی تکیه کند که لرزان و سست باشد. ازهاینهرو، انسان آشفته و نگران ماند، چون نیازمند تکیه زدن بر چیزی است که دل او را آرام کند و به او ثبات ببخشد.
دومین ویژگی یا دومین تفاوت این عصر حرکت شتابان آن است. این ویژگی نیز کار را خرابتر کرد. دانش و صنعت و اکتشافات با سرعت فوقالعادهای شروع به پیشرفت کرد. تا دیروز ما دهها سال با یک نظریه یا قاعده فکری یا سبک خاصی از حیات یا نظام اجتماعی زندگی میکردیم، در حالی که امروز، هر روز شاهد یک نظریه، هر سال شاهد یک اکتشاف و هر دوره شاهد یک نظام اجتماعی هستیم، و هر دوره کوتاه از حیات امتها شاهد تحولی سریع است. ما در عصری زندگی میکنیم که نخستین نمود آن حرکت شتابان آن است. پیش از آنکه با نوعی تمدن یا علم یا صنعت یا هنر ارتباط برقرار کنیم و به آن دل ببندیم، تحولی رخ میدهد؛ پیش از آنکه به نوعی پوشاک انس بگیریم، مُد عوض میشود؛ پیش از آنکه برای خانه خود مبلمان تهیه کنیم، اوضاع تغییر میکند؛ پیش از آنکه به نوعی از تنباکو یا سیگار یا رنگ خودرو خو بگیریم، همهچیز دگرگون میشود. همه پدیدهها و ساختارهای عصر ما با سرعتی بالا در حال دگرگونی است. شاخص این عصر حرکت شتابان همهچیز است. بنابراین، هیچ دلی آرامش ندارد و هیچ پشتی تکیهگاه. نه آرامشی مانده است و نه تکیهگاهی. ما هر روز با نوعی از تفکر و با نوعی نظام و با نوعی نظریه فلسفی و علمی روبرو هستیم. این حرکت شتابان و تکیه بر آن بهمثابه جانشین موجود مطلق بر آشفتگی ما میافزاید. نمیتوانیم ثَبات داشته باشیم؛ نمیتوانیم با یکدیگر ارتباط روحی داشته باشیم؛ نمیتوانیم چیزی را دوست داشته باشیم، زیرا هیچچیز بیش از یک لحظه در برابر ما باقی نمیماند: یا ما زود از آن عبور میکنیم یا آن زود از ما عبور میکند. در نتیجه، نمیتوانیم انس بگیریم، امید ببندیم، احساس آرامش کنیم، چراکه به یکباره میبینیم که رفت و گذشت و اثری از آن باقی نماند.
ویژگی این عصر همین دو عامل است:
عامل اول، جایگزین کردن تولید بشری به جای خدا یا بنابر تعبیر دینی آنچه با دست خود میتراشید به جای خدا میپرستید[23] و عامل دوم، حرکت شتابان.
در اثر این دو عامل ما همواره در نگرانی بهسر میبریم و نمیتوانیم احساس آرامش کنیم.
این نگرانی شناخت نداشتن از آینده است. چه کسی میتواند از آینده آگاه باشد؟ آیا میتوانید از وضع زندگی فردایتان یا نوع اندیشهها و نظام جامعه خود در سال آینده باخبر باشید؟ یا از نوع پوشاک و ماشین و مبلمان خانهتان؟ همهچیز شتابان در حال دگرگونی است. اگر ما این پدیدههای در حال دگرگونی را تنها تکیهگاه خود قرار دهیم، احساس نگرانی و ناآرامی میکنیم. جوانی که از تحرک قوی و توانایی ساختن آینده برخوردار بود، امروز اسیر پیشرفت و تحول سریع شده است. چرخهای پیشرفت بر موتور آن غلبه کرده و ابزار تبدیل به سازنده خود شده است و ازهاینهروست که انسان آشفته است. انسان معاصر
[23]هاشاره به آیه 95 سوره صافات:«أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ».
