گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 158

عقیدتی‌ ماست و ارائه‌ این‌ بحث‌ها بدون‌ اشاره به دیدگاه مذهب روا نیست. و بر آن‌ شدم‌ که مقدمه‌ای‌ بر کتاب‌ تاریخ‌ فلسفه‌ اسلامی‌ پروفسور هانری‌ کربن بنویسم‌ و نقاط‌ عمده‌ای را که به عقاید شیعه‌ امامیه‌ اثنی‌عشری‌ نسبت داده شده است، مورد بحث‌ قرار دهم.

متن مقدمه

این‌ کتاب‌ افق تازه و وسیعی‌ از فرهنگ‌ مشرق‌زمین‌ در پیش چشم اندیشمندان مغرب‌زمین گشوده‌ و پرده از گنجینه‌های‌ غنی‌ و پرباری‌ از فرآورده‌های‌ دینی ـ فلسفی‌ و تصوف‌ اصیل‌ برگرفته است. نویسنده‌ این‌ کتاب، پروفسور هانری‌ کربن، در این‌ کار بزرگ‌ چنان‌ کوشش‌ عظیمی‌ به خرج داده است که‌ موجب‌ شگفتی‌ و در عین ‌حال‌، تحسین‌ و ستایش خواننده‌ می‌شود، زیرا کوشش‌ او فراتر از توان شخص یا مجموعه‌ای‌ از اشخاص است. از این ‌رو، بسیاری‌ از بحث‌هایی‌ که‌ نویسنده در این‌ کتاب‌ از آن‌ سخن‌ گفته، در سینه‌ دانشمندان بزرگ‌ و در لابه‌لای نسخ‌ خطی‌ محبوس‌ بوده‌ است و دانشمندان‌ در ممالک شرق‌ اسلامی‌ پراکنده‌ و آثار در گنجینه‌های کتابخانه‌های‌ عمومی‌ و خصوصی‌ نقاط گوناگون‌ جهان‌ پخش‌ شده‌ بودند.

نویسنده با شکیبایی و حوصله بسیاری می‌کوشد که ژرفای این مباحث را بکاود و مضامین ناب آن‌ها را کشف کند، ترجمه کند، تنظیم کند و عرضه کند. خدمتی که از بسیاری از خدمات نوآوران برتر است و به‌حق، این‌ کار از کوشش بسیاری‌ از پژوهشگران فراتر است و خدمتی‌ به‌ فرهنگ‌ جهان‌ می‌کند.

خواننده‌ ترجمه‌ این‌ اثر گران‌قـدر بهره‌ فکری‌ می‌بـرد و به همه دستاوردهای‌ مشرق‌زمین‌ می‌بالد. از جهل‌ یا تجاهل‌ به میراث‌ فرهنگی‌ و تمدنی‌ عظیم‌ خود احساس پشیمانی می‌کند که چرا آیینه تمام‌نمای اندیشه و فراورده‌های مغرب‌زمین شده و از یاد برده است که خود میراث‌دار‌ بنیان‌گذاران‌ بزرگ‌ترین فرآورده تمدنی و فرهنگی در تاریخ است.

این‌ کتاب‌ گران‌سنگ دربردارنده مباحثی‌ اساسی‌ است‌ که‌ پذیرای‌ نقد علمی‌ و درخور بحث منصفانه است. اجر‌ مؤ‌لف‌ دوچندان است، زیرا او موضوعاتی را پیش کشیده است که‌ محققان‌ دیگر ترجیح‌ می‌دهند به صورت ایجابی و یا سلبی در آن‌ها وارد نشوند. این‌ مباحث به‌طور اجمال‌ بر یافته‌های مؤلف در آثار مسلّم‌ فقها و فلاسفه‌ و صوفیه‌ مستند‌ است‌. اما ملاحظه کلی در انتساب این امر به مذاهب مؤلفان است و تلقی این آرا به مثابه بخشی از اعتقاداتِ پیروان آن مذاهب. مسلّم است‌ که‌ ما نمی‌توانیم‌ نوآوری‌های‌ کشیش‌ دانشمندی‌ چون‌ تیلاردی‌ شاردن‌ را به‌ کلیسای کاتولیک‌ منتسب کنیم، یا اجازه‌ نداریم‌ مباحث‌ کتاب‌ فصوص‌الحکمِ‌ محی‌الدین‌ ابن‌عربی را که یکی‌ از استوانه‌های تصوف‌ در مشرق‌زمین است، جزو مذهب‌ حنفی‌ بدانیم.

کوشش‌ ما در این‌ مقدمه‌ توضیح مبادی‌ و آرا در اصول‌ و تفسیر و اعتقادات است که‌ بخشی‌ از مذهب‌ و دین‌ است. البته،‌ مقصود این‌ نیست‌ که‌ آنچه‌ را مؤ‌لف‌ از اندیشمندان‌ نقل‌ کرده‌ است انکار کنیم، زیرا اندیشه سرچشمه‌ای ا‌ست که خشک نمی‌شود، پربار است، ارزانی می‌کند و متوقف‌ نمی‌شود. هر متفکری‌ مسئول‌ گفته‌های‌ خویش است‌ و به‌ آن‌ها می‌بالد. بنای‌ باشکوه‌ فرهنگ‌ با اندیشه‌ این‌ و آن‌ است‌ که‌ بالا می‌رود.

ظاهر و باطن‌

موضوع‌ ظاهر و باطن در احکام‌ و به ‌طور کلی، در