گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 335

﴿ بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ .»[339] مقصود از «صبر» روزه است. یعنی اگر می‌خواهید در زندگی اجتماعی در اجتناب از محرمات موفق باشید، از روزه یاری جویید. بنابراین، آن‌چنان‌که در برکه‌ای کوچک برای مواجهه با دریا تمرین می‌کنیم، در ماه رمضان نیز برای مواجه شدن با دریای جامعه تمرین می‌کنیم. قرآن می‌گوید : « ﴿ إنَّ لَک فِی النَّهارِ سَبحاً طَوِیلاً .»[340] در رمضان تمرین می‌کنیم تا پس از آن وارد جامعه شویم و محرمات را ببینیم و از آن‌ها دوری کنیم؛ شهوات را ببینیم و از آن‌ها اجتناب کنیم. این است هدف روزه. اسلام می‌خواهد که مسلمان در جامعه حضور داشته باشد و منحرف نشود. انزوا و عزلت‌نشینی و حضور نداشتن در جامعه فضیلتی ندارد. در اسلام رهبانیت نیست.

مقدمه نخست این است که روزه تمرین است. روزه راهی است برای اینکه انسان اراده خود را در دست داشته باشد. به‌طور طبیعی، هر اندازه که روزه بهتر و خوددارانه‌تر و با اخلاص بیشتر و دربردارنده ابعاد بیشتر باشد، ثمرات آن بیشتر و بزرگ‌تر خواهد بود. فی‌المثل، به صورتی باشد که حضرت علی می‌فرمایند : «إذا صُمتَ فَلیَصُم سَمعُکَ و بَصَرُکَ و ... و تَغُضُّ بَصَرَکَ عَمّا لایَحِلُّ النَّظُرُ إلَیهِ وَ السَّمعَ عَمّا لایَحِلُّ استِماعُهُ إلَیهِ.»[341] (اگر روزه گرفتی باید گوش و چشمت هم روزه باشد ... و چشمت را از آنچه نظر به آن حرام است و گوشت را از آنچه گوش فرادادن به آن حرام است، بپوشانی.) اگر ما بدین صورت روزه گرفتیم، دیگر فقط روزه امتناع از خوردن و نوشیدن نیست، بلکه چشم و گوش و قلب و جسم هم در حال روزه است. اگر روزه بدین‌شکل باشد، ما از این تمرین بسیار بسیار سود خواهیم برد و اگر چنین نبود، مانند این سخن است که می‌گوید : «رُبَّ صائِم حَظُّهُ مِن صِیامِهِ الجُوعُ وَ العَطَشُ.»[342] (چه بسیار روزه‌دارانی که بهره‌شان از روزه جز گرسنگی و تشنگی نیست.) این گرسنگی و تشنگی نتیجه کوچکی است.

مقدمه دوم: قرآن می‌گوید که سعادت و شقاوت آدمی به دست خود اوست. آبا و اجداد و عشیره و زادگاه و وطن سعادت و شقاوت آدمی را رقم نمی‌زنند. تو، خود، سعادت یا شقاوت خود را رقم می‌زنی. این مسئله را از کجا درمی‌یابیم؟ از قرآن. این کتاب آسمانی پس از سوگندهای فراوان می‌فرماید : « ﴿ وَ نَفس وَ مَا سَوَّاها فَأَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها قَد أَفلَحَ مَن زَکّاها وَ قَد خابَ مَن دَسَّاهَا. »[343] چه کسی کوشید و نجات یافت؟ «مَن زَکّا نَفسَهُ» یعنی شخصی که نفس خود را تزکیه و مهذَّب و پاکیزه کرد. بنابراین، سعادت و شقاوت من در دست خود من است. قرآن کریم می‌گوید : « ﴿ وَ أَن لَیسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعی .»[344] موفقیت‌های تو نتیجه تلاش‌های توست : « ﴿ کُلُّ نَفس بِما کَسَبَت رَهِینَـةٌ .»[345] بنابراین، سعادت و شقاوت چیزهایی نیستند که از خارج بر من تحمیل شوند. من هستم که سعادت و شقاوت را رقم می‌زنم. این منطق قرآن است. این مسئله فقط ناظر به سعادت و شقاوت فردی نیست، بلکه شامل سعادت و شقاوت اجتماعی نیز هست. قرآن کریم به صراحت می‌گوید : « ﴿ ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت أ

[339]. «از شکیبایی و نماز یاری جویید.» (بقره، 45)

[340]. «کارهای تو در روز بسیار است.» (مزمل، 7)

[341]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم : بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 93، ص 295.

[342]. مجلسی، محمّدباقر، همان، ج 84، ص 207.

[343]. «و سوگند به نفس و آنکه نیکویش بیافریده -سپس بدی‌ها و پرهیزگاری‌هایش را به او الهام کرده- که : هرکه در پاکی آن کوشید، رستگار شد، و هرکه در پلیدی‌اش فرو پوشید، نومید گردید.» (شمس، 10-7)

[344]. «و اینکه : برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده‌اند نیست.» (نجم، 39)

[345]. «هرکسی در گرو کاری است که کرده است.» (مدثر، 38)